زمین و آسمان کربلا بوی حسین(ع) میدهد
به گزارش نوید شاهد کردستان،شهید پوریا گنجی در بیست و ششم دی ماه سال ۱۳۷۶ در شهرستان قروه دیده به جهان گشود. وی پس از سالها مجاهدت و خدمت، در یازدهم اسفند ماه سال ۱۴۰۴ در جریان حمله رژیم آمریکایی ـ صهیونیستی به درجه رفیع شهادت نائل آمد و به خیل شهدای سرافراز اسلام پیوست.
پیکر مطهر این شهید والامقام پس از تشییع باشکوه، در شهرستان قروه به خاک سپرده شد تا آرامگاه وی میعادگاهی برای عاشقان فرهنگ ایثار و شهادت باشد.

مادر شهید پوریا گنجی که بهتازگی از سفر زیارتی کربلای معلی بازگشته است، در گفتوگو با نوید شاهد از حالوهوای این سفر معنوی، دلتنگی برای فرزند شهیدش و ارادت پوریا به امام حسین (ع) گفت. او که عکس فرزند شهیدش را در این سفر همراه خود داشته است، میگوید یاد و خاطره پوریا در تمام لحظات این سفر با او بوده است.

سفرتان به کربلا چگونه گذشت؟
سفر به کربلا در بین راه فراز و نشیبهای زیادی داشت، اما، چون به عشق امام حسین (ع) این راه را میپیمودم، سفر برایم آسان بود. عکس شهیدم، پوریا، را همراه خودم داشتم و همین موضوع قوت قلب زیادی به من میداد.
اولین حسی که بعد از رسیدن به کربلا داشتید چه بود؟
حس خیلی خوبی داشتم؛ چون کربلا بهترین جای دنیاست و آرامش غیرقابل توصیفی داشتم.
وقتی برای اولین بار چشمتان به گنبد امام حسین (ع) افتاد، به چه چیزی فکر کردید؟
وقتی چشمم به گنبد طلایی امام حسین (ع) افتاد، بیاختیار اشک از چشمانم جاری شد. به یاد پسر شهیدم، پوریا، اشک میریختم و از امام حسین (ع) خواستم میوه زندگیام را با خودش همنشین کند.
در این سفر بیشتر برای چه کسانی دعا کردید؟
برای خانوادهام، اقوام و آشنایان دعا کردم و آرزوی پیروزی و سربلندی کشورم ایران را داشتم.
آیا در کربلا لحظهای بود که یاد شهیدتان بیشتر از همیشه در دلتان زنده شود؟
بله. در کربلا بیشتر از همیشه یاد پوریا در دلم زنده شد؛ چون فرزندم نیز مظلومانه به شهادت رسید و حضور در سرزمین امام حسین (ع)، یاد و خاطره او را برایم پررنگتر کرد.
اگر بخواهید حالوهوای کربلا را در یک جمله توصیف کنید، چه میگویید؟
زمین و آسمان کربلا بوی حسین (ع) میدهد.

آیا فرزند شهیدتان ارادت یا خاطره خاصی از امام حسین (ع) و کربلا داشت؟
بله، فرزند شهیدم عاشق امام حسین (ع) بود و از دوران کودکی با خودش نوحه زمزمه میکرد.
در حرم امام حسین (ع) یا حضرت ابوالفضل (ع) چه دعایی برای فرزندانتان کردید؟
برای پسر کوچکم، پارسا، دعای خوشبختی و عاقبتبهخیری کردم و برای پسر بزرگم، پوریا، که به شهادت رسیده است، از امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) همنشینی با ائمه اطهار (ع) را خواستار شدم.
آیا در این سفر احساس کردید که به نوعی با شهیدتان دیدار کردهاید؟
بله. هنگام زیارت امام حسین (ع)، یک لحظه که چشمانم را بسته بودم، فرزند شهیدم و دیگر شهیدان را در یک جای سرسبز به نظرم دیدم. در زمان پیادهروی نیز هر لحظه که احساس خستگی و ناتوانی به من دست میداد، به عشق شهید عزیزم به راه خود ادامه میدادم.
مادر شهید پوریا گنجی در پایان گفت: «هر قدمی که در مسیر کربلا برداشتم، به عشق پوریا بود. دلم میخواست در این سفر یاد فرزند شهیدم را با خودم همراه داشته باشم و از امام حسین (ع) خواستم او را در کنار خود و ائمه اطهار (ع) قرار دهد.»

وی خاطرنشان کرد: «برای من، کربلا تنها یک زیارت نبود؛ یادآور راهی بود که پوریا و دیگر شهدا در آن قدم گذاشتند. امیدوارم بتوانیم راه شهدا را ادامه دهیم و محبت امام حسین (ع) را در زندگی خود زنده نگه داریم.»