شهید روحالله رسولی؛ مردی که دست خانوادهاش را گرفت و تا آسمان رفت
به گزارش نوید شاهد البرز؛ شهید روحالله رسولی در بهمنماه سال ۱۳۵۹ در شهر کرمانشاه متولد شد. او در خانوادهای رشد کرد که کار، تلاش و کسب روزی حلال، جایگاهی ارزشمند داشت. روحالله از همان سالهای کودکی، زندگی را نه با آسودگی و انتظار، بلکه با کوشش و تکیه بر توان شخصی شناخت. او بهتدریج آموخت که برای ساختن آینده، باید آستین همت بالا زد و با عزت و صداقت در مسیر زندگی قدم برداشت.
تحصیلات او در مقطع ابتدایی بود، اما دانش واقعیاش را در مدرسه زندگی، کار و مسئولیتپذیری آموخت. او از جمله مردانی بود که شاید نامی از دانشگاه و مدرکهای بلند در کارنامهشان نباشد، اما تجربه، مهارت و اخلاق حرفهایشان برای اطرافیان، بهترین گواه توانمندی آنان است.
روحالله رسولی در حوزه فنی فعالیت میکرد و در رشتههای جوشکاری و نصب کرکره برقی مهارت داشت. کار با آهن، ابزار، دستگاه و سازههای سنگین، بخش مهمی از زندگی روزانه او بود. او با دستان توانمند خود، برای تأمین معاش خانواده تلاش میکرد؛ دستانی که همواره بوی کار، زحمت و شرافت میدادند.
روزی حلال؛ سرمایه زندگی روحالله
برای شهید رسولی، کار تنها وسیلهای برای گذران زندگی نبود؛ کار کردن، بخشی از هویت و باور او به شمار میرفت. او از کودکی و نوجوانی با اتکا به توان خود، برای کسب روزی حلال تلاش میکرد و هیچگاه از سختیهای مسیر گلهمند نبود. تعهد او به کار، زبانزد کسانی بود که او را میشناختند.
روحالله در انجام مسئولیتهای حرفهای خود دقیق، متعهد و پرتلاش بود. مشتریان و اطرافیان، او را فردی قابل اعتماد میدانستند؛ مردی که اگر قولی میداد، برای عمل به آن میایستاد. پاکدستی، صداقت و وفاداری به تعهد، ویژگیهایی بود که در رفتار روزمره او دیده میشد.
او باور داشت برکت زندگی در حلال بودن رزق است. شاید به همین دلیل بود که با وجود همه دشواریهای کار فنی و مشقتهای تأمین هزینههای زندگی، همواره عزت نفس خود را حفظ میکرد. روحالله رسولی برای خانوادهاش نهفقط یک تأمینکننده معاش، بلکه نماد مردی بود که با کار شرافتمندانه، آرامش و امنیت را به خانه میآورد.
«نخودی»؛ مردی که قهر را تاب نمیآورد
در میان خانواده، دوستان و آشنایان، روحالله رسولی به ویژگی اخلاقی ارزشمندی شناخته میشد؛ او نمیتوانست ناراحتی، قهر و کدورت را میان آدمها تحمل کند. هرگاه اختلافی در خانواده یا میان نزدیکان پیش میآمد، روحالله از نخستین کسانی بود که برای میانجیگری و آشتیدادن قدم پیش میگذاشت.
او به دلیل همین روحیه صمیمی و آشتیجویانه، با نام و لقب محبتآمیز «نخودی» شناخته میشد. این نام برای اطرافیان، یادآور مردی خوشقلب، مهربان و صلحطلب بود که حتی یک لحظه قهر و دلخوری عزیزانش را برنمیتابید. او تلاش میکرد حرفها شنیده شود، سوءتفاهمها برطرف شود و دلها دوباره به هم نزدیک شوند.
روحالله بهخوبی میدانست که بسیاری از دلخوریها با یک گفتوگوی صمیمی، یک لبخند و گاهی فقط با پیشقدم شدن برای عذرخواهی یا آشتی، پایان مییابد. به همین دلیل، نقش او در جمع خانواده تنها نقش یک برادر، همسر یا پدر نبود؛ او پناهی عاطفی و حلقهای برای پیوند دلها به شمار میرفت.
رفتار او نشان میداد که مهربانی، بخشی جداییناپذیر از شخصیتش است. مردی که در محیط کار با سختی آهن و جوشکاری سر و کار داشت، در محیط خانه و خانواده، قلبی لطیف و دلسوز داشت. او میکوشید آرامش را به اطرافیان هدیه دهد و هیچگاه اجازه ندهد ناراحتیها، فاصلهای میان عزیزانش ایجاد کند.
پدری که خانوادهاش همه زندگی او بود
شهید روحالله رسولی مردی خانوادهدوست بود. همسر و فرزندانش، بخش مهم و ارزشمند زندگی او را تشکیل میدادند. او با همه خستگیهای کار و تلاش روزانه، مسئولیت پدری را بهخوبی میشناخت و برای آسایش و امنیت خانوادهاش اهمیت ویژهای قائل بود.
محبت او به فرزندانش، تنها در کلمات و توصیهها خلاصه نمیشد؛ در تلاش شبانهروزیاش برای آینده آنان، در نگرانیهای پدرانهاش، در توجه به نیازهایشان و در حضور گرمش در کنار خانواده دیده میشد. او میخواست فرزندانش، پدری را در کنار خود داشته باشند که میتوانند به او تکیه کنند؛ پدری که در سختیها، پشتوانه و در شادیها، همراه آنان است.
این حس مسئولیت تا واپسین لحظات عمرش همراه او بود. هنگامی که حادثه رخ داد، روحالله رسولی نخست به امنیت خود فکر نکرد. نگاه او به سمت همسر و فرزندانی بود که در خودرو حضور داشتند. در آن لحظه سخت، غریزه پدرانه و روح بزرگ او، راه را برایش روشن کرد: باید خانوادهاش را نجات میداد.
سیزدهم فروردین؛ لحظهای که ایثار معنا شد
روز سیزدهم فروردینماه سال ۱۴۰۵، شهید روحالله رسولی به همراه همسر و فرزندانش در مسیر بازگشت از مهمانی بود. خودروی شخصی آنها در نزدیکی پل بیلقان کرج، بر اثر اصابت ترکشهای ناشی از حمله، آسیب دید. حادثه ناگهانی بود؛ لحظهای که میتوانست هر خانوادهای را دچار هراس و سردرگمی کند.
اما روحالله رسولی در میان صداهای مهیب، دود و خاک، آرامش و مسئولیت خود را از دست نداد. او بلافاصله از خودرو پیاده شد تا همسر و فرزندانش را از خطر دور کند. درِ عقب خودرو را باز کرد تا مسیر خروج آنان را فراهم سازد و بتواند عزیزانش را به مکانی امن منتقل کند.
او در همان لحظه، دست همسرش را گرفت؛ دستی که نشانه همراهی یک عمر زندگی مشترک و تکیهگاه بودن برای خانواده بود. اما درست در حالی که برای کمک به همسر و فرزندانش تلاش میکرد، ترکش دیگری به ناحیه سر او اصابت کرد و این پدر فداکار به شهادت رسید.
همسر شهید رسولی نیز در این حادثه از ناحیه پهلو مجروح شد، اما فرزندان او از آسیب مصون ماندند؛ چراکه پدرشان تا آخرین لحظه برای حفاظت از آنان تلاش کرد. روحالله رسولی، جان خود را در راه نجات خانوادهاش فدا کرد و با شهادت خویش، تصویری ماندگار از ایثار پدرانه آفرید.
نامی که با محبت و فداکاری ماندگار شد
شهید روحالله رسولی در سیزدهم فروردینماه ۱۴۰۵ در کرج به آسمان شهادت پر کشید، اما خاطره او در قلب خانواده، دوستان، همکاران و همه کسانی که او را میشناختند، زنده خواهد ماند.
از او دستانی به یادگار مانده که سالها برای رزق حلال تلاش کرد؛ قلبی که تاب دیدن قهر و ناراحتی دیگران را نداشت؛ و روحی که در لحظه خطر، آسایش و جان خود را برای نجات خانوادهاش نثار کرد. روحالله رسولی، مردی بود که زندگی را با کار، صداقت و محبت معنا کرد و شهادت را با ایثاری پدرانه به پایان رساند.
نام او، یادآور پدری است که در سختترین لحظه، دست همسرش را رها نکرد؛ مردی که پیش از آنکه به فکر جان خود باشد، نگران جان فرزندانش بود. شهید روحالله رسولی، برای همیشه در حافظه خانوادهاش، «نخودی» مهربانی خواهد بود که قهر را تاب نمیآورد و در لحظه خطر، چونان سپری استوار، مقابل عزیزانش ایستاد.
انتهای پیام/