آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۶۵۴۳
۱۶:۰۷

۱۴۰۵/۰۵/۱۰
روایت همسر شهید «مرتضی شکری» از سال‌ها مرزبانی و خدمت عاشقانه به زائران اربعین،

خادمی که با شهادت در مرز مهران ماندگار شد

اربعین که از راه می‌رسید، دلش پیش از کاروان زائران راهی کربلا می‌شد. لباس مرزبانی را تنها لباس مأموریت نمی‌دانست؛ برای او این لباس، ردای خدمت به مهمانان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) بود. ساعت‌های طولانی خدمت، گرمای طاقت‌فرسای مهران، بی‌خوابی و دوری از خانواده نمی‌توانست شوق حضورش را کم کند. دعای خیر یک زائر خسته، برایش از هر پاداشی ارزشمندتر بود و لبخند یک سالمند یا کودکی که به سلامت از مرز عبور می‌کرد، خستگی را از تنش بیرون می‌برد.آنچه در ادامه می‌خوانید، روایت راضیه علی‌کرمی، همسر سرهنگ شهید «مرتضی شکری»، از عشق، اخلاص، مرزبانی و خدمت خستگی‌ناپذیر این شهید به زائران حضرت سیدالشهدا (ع) است.


به گزارش نوید شاهد ایلام؛ سرهنگ شهید «مرتضی شکری» سال‌ها مرزبان مرز مهران و خادم بی‌ادعای زائران اربعین بود؛ مردی که آرزو داشت جانش نیز در مسیر تأمین امنیت زائران امام حسین (ع) فدا شود. سرانجام همان‌گونه که آرزو کرده بود، در لباس خدمت و با لب تشنه دهم اسفندماه ۱۴۰۴ در حمله رژیم سفاک آمریکایی_ صهیونیستی، به هنگ مرزی مهران جانش را فدای امنیت اربعین کرد.

خادمی که با شهادت در مرز مهران ماندگار شد

اکنون همسرش از روز‌هایی روایت می‌کند که مرتضی با شوق راهی مرز می‌شد و با دستانی خسته، اما دلی سرشار از رضایت به خانه بازمی‌گشت؛ روز‌هایی که امسال تنها تصویر او در مرز مهران یادآورشان خواهد بود.

مرتضی رفت، اما یاد خدمتش در مرز ماند

همسر شهید مرتضی شکری با اشاره به عشق و ارادت عمیق این شهید والامقام به حضرت اباعبدالله الحسین (ع)، خدمت به زائران اربعین را یکی از بزرگ‌ترین افتخارات زندگی او دانست و گفت: «مرتضی سال‌های زیادی در لباس مرزبانی، خالصانه و بی‌ادعا در مرز مهران خدمت کرد و همواره تأمین امنیت و آرامش زائران امام حسین (ع) را وظیفه‌ای ارزشمند و توفیقی الهی می‌دانست. او در روز‌های پرشور اربعین، با وجود گرمای شدید، ساعت‌های طولانی خدمت، بی‌خوابی و دوری از خانواده، با جان و دل در کنار زائران می‌ماند و از هیچ تلاشی برای تأمین امنیت، آرامش و آسایش آنان دریغ نمی‌کرد.»
وی با بیان اینکه سال‌های گذشته در ایام اربعین چشم‌انتظار بازگشت همسرش از مأموریت بود، افزود: «هر سال مرتضی با شوق خدمت به زائران راهی مرز می‌شد و ما نیز روز‌ها در انتظار بازگشت او می‌ماندیم. وقتی به خانه بازمی‌گشت، با اشتیاق از حال و هوای اربعین، خدمت به زائران و دعا‌های خیر آنان سخن می‌گفت. دعای یک زائر خسته برای او از هر پاداشی ارزشمندتر بود و همیشه می‌گفت شنیدن یک جمله “خدا خیرت بدهد”، خستگی روز‌ها خدمت و بی‌خوابی را از تنش بیرون می‌کند.»
همسر شهید شکری با اشاره به تفاوت اربعین امسال با سال‌های گذشته، بیان کرد: «امسال دیگر چشم‌انتظار بازگشت مرتضی از مأموریت نیستم؛ زیرا به جای قامت استوار و چهره خندانش، تصویر او در مرز مهران به استقبال زائران می‌رود. همان مرزی که سال‌ها در آن با عشق خدمت کرد، امنیت زائران را با جان و دل تأمین نمود و آرامش آنان را بر آسایش خود و خانواده‌اش ترجیح داد.»
وی ادامه داد: «اگرچه امسال جای قدم‌های مرتضی در مرز مهران خالی است، نام، یاد و تصویرش در همان مسیر باقی مانده است. زائران از کنار تصویر مردی عبور می‌کنند که سال‌ها بی‌هیاهو از آنان استقبال کرد و برای حفظ امنیتشان از آسایش و در نهایت از جان خود گذشت. دیدن تصویر او در مرز برای من هم دلتنگ‌کننده و هم افتخارآمیز است؛ دلتنگ‌کننده از آن جهت که دیگر بازگشتی در کار نیست و افتخارآمیز از آن رو که مرتضی سرانجام در همان مسیر خدمت و انجام وظیفه‌ای که عاشقانه انتخاب کرده بود، به شهادت رسید.»

مرتضی شکری امنیت زائران را آرامش دل حضرت زینب (س) می‌دانست

مرتضی شکری سال‌های زیادی از عمر خود را در لباس مرزبانی و برای تأمین امنیت مرز مهران سپری کرد. خدمت برای او تنها انجام یک وظیفه سازمانی نبود، بلکه عهدی قلبی با حضرت سیدالشهدا (ع) و زائران آن حضرت به شمار می‌رفت. علی‌کرمی، همسر شهید مرتضی شکری، در معرفی همسرش بیان کرد: «همسرم، شهید مرتضی شکری، سال‌ها مرزبان مرز مهران بود. او عاشق کارش و عاشق خدمت به زائران امام حسین (ع) بود. همیشه می‌گفت: امنیت زائران، آرامش دل حضرت زینب (س) است. با تمام وجود خدمت می‌کرد و هیچ‌وقت به دنبال دیده شدن نبود. او هر سال در موکب فراجا به زوار خدمت می‌کرد و سرانجام نیز مانند اربابش، تشنه‌لب و در راه انجام وظیفه در هنگ مرزی مهران به شهادت رسید و به آرزوی همیشگی خود دست یافت.»

اربعین برای شهید شکری به عشق و عبادت تبدیل شده بود

حضور در مرز مهران در روز‌های پرشور اربعین، برای شهید مرتضی شکری معنایی فراتر از انجام یک مأموریت اداری و شغلی داشت. علی‌کرمی خاطرنشان کرد: «او خدمت در این گذرگاه مهم را فرصتی ارزشمند برای ادای ارادت به حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و خدمت خالصانه به زائران آن حضرت می‌دانست. از نخستین سال‌هایی که مأموریت خود را در مرز مهران آغاز کرد، با فرارسیدن ایام اربعین همه توان و وقت خود را برای تأمین امنیت و آرامش زائران به کار می‌گرفت و تلاش می‌کرد وظیفه‌اش را با اخلاص و دلسوزی انجام دهد. شهید شکری در روز‌هایی که مرز مهران میزبان جمعیت فراوان زائران بود، تنها به انجام مسئولیت‌های معمول خود بسنده نمی‌کرد؛ بلکه هر جا احساس می‌کرد زائری به کمک و همراهی نیاز دارد، برای خدمت پیش‌قدم می‌شد. گرمای شدید هوا، ساعت‌های طولانی فعالیت، ازدحام جمعیت، بی‌خوابی و دوری از خانواده، هیچ‌کدام نمی‌توانست اشتیاق او را برای حضور در کنار زائران کاهش دهد؛ چراکه خدمت در مسیر اربعین را نه یک وظیفه عادی، بلکه توفیقی الهی و افتخاری بزرگ برای خود می‌دانست.»
همسر این شهید والامقام اظهار داشت: «از همان سال‌هایی که مرتضی در مرز مهران مأموریت داشت، هر سال با فرارسیدن ایام اربعین خودش را وقف زائران می‌کرد. در آن روز‌ها تمام فکر و دغدغه‌اش این بود که زائران امام حسین (ع) با امنیت، آرامش و کمترین مشکل از مرز عبور کنند. برای او اربعین تنها یک مأموریت کاری و سازمانی نبود؛ بلکه عشقی عمیق و عبادتی خالصانه بود که با جان و دل به آن می‌پرداخت.»
وی افزود: «مرتضی باور داشت هر قدمی که برای آسایش و امنیت زائران امام حسین (ع) برداشته شود، ارزش معنوی فراوانی دارد. به همین دلیل، خستگی و سختی مأموریت را به زبان نمی‌آورد و از اینکه می‌توانست در مسیر زائران حضرت سیدالشهدا (ع) خدمت کند، احساس رضایت و افتخار داشت. او خدمت به زائران را بخشی از ارادت قلبی خود به امام حسین (ع) می‌دانست و همین عشق، تحمل سخت‌ترین شرایط را برایش آسان می‌کرد.»

خادمی که با شهادت در مرز مهران ماندگار شد

عشق به امام حسین (ع) انگیزه خدمتش را شکل می‌داد

آنچه شهید مرتضی شکری را در میان گرمای طاقت‌فرسای مرز مهران، خستگی ساعت‌های طولانی خدمت، بی‌خوابی‌های پی‌درپی و ازدحام گسترده جمعیت استوار و خستگی‌ناپذیر نگه می‌داشت، عشق عمیق و خالصانه او به حضرت اباعبدالله الحسین (ع) بود. علی‌کرمی تصریح کرد: «این عشق در همه رفتار‌ها و سخنانش جلوه داشت و به او توان می‌بخشید تا بدون توجه به سختی‌ها، وظیفه خود را با دلسوزی و اخلاص انجام دهد. او حضور در مسیر زائران اربعین را نه یک مسئولیت عادی، بلکه فرصتی معنوی برای ابراز ارادت به سیدالشهدا (ع) می‌دانست. شهید شکری معتقد بود خدمت به زائران امام حسین (ع)، توفیقی الهی و نعمتی ارزشمند است که نصیب هر کسی نمی‌شود. از نگاه او، هر اقدامی که به تأمین امنیت، آرامش و آسایش زائران کمک می‌کرد، عبادتی بزرگ و ماندگار به شمار می‌رفت؛ به همین دلیل، در روز‌های شلوغ اربعین همه توان خود را به کار می‌گرفت تا زائران بتوانند با آرامش از مرز عبور کنند. گرمای هوا، فشار کار، خستگی جسمی و دوری از خانواده، در برابر شوق خدمت به مهمانان امام حسین (ع) برای او کوچک و کم‌اهمیت بود.»
علی‌کرمی با اشاره به انگیزه عمیق همسرش از حضور در مأموریت‌های اربعین تأکید کرد: «انگیزه اصلی مرتضی، عشق به امام حسین (ع) بود. او با همین عشق راهی محل خدمت می‌شد و تمام سختی‌های مأموریت را تحمل می‌کرد. همیشه می‌گفت: اگر قسمت شود حتی یک قدم برای زائران امام حسین (ع) بردارم، خدا بزرگ‌ترین لطف را در حقم کرده است. این سخن فقط یک جمله نبود، بلکه باور قلبی او بود و در همه سال‌های خدمتش به آن عمل کرد.»
وی ادامه داد: «مرتضی خدمت به زائران را افتخار زندگی خود می‌دانست و هیچ‌گاه برای دیده‌شدن، دریافت تشویق یا شنیدن تعریف دیگران کاری انجام نمی‌داد. رضایت خداوند و آرامش زائران برایش کافی بود. وقتی می‌دید سالمندی، کودکی یا زائری خسته با امنیت و آرامش از مرز عبور می‌کند، احساس می‌کرد پاداش تلاش خود را گرفته است.»
همسر شهید شکری افزود: «او باور داشت زائران، مهمانان حضرت سیدالشهدا (ع) هستند و خدمت به آنان، خدمت در آستان امام حسین (ع) است. به همین دلیل، با احترام، مهربانی و صبوری با زائران رفتار می‌کرد و از هیچ کمکی دریغ نداشت. حتی در اوج خستگی نیز اگر متوجه می‌شد زائری به کمک نیاز دارد، بدون لحظه‌ای درنگ به یاری او می‌رفت و تا زمانی که از برطرف‌شدن مشکلش مطمئن نمی‌شد، آرام نمی‌گرفت.»
علی‌کرمی در پایان خاطرنشان کرد: «همسرم خدمت به زائران اربعین را یکی از بزرگ‌ترین الطاف الهی در زندگی خود می‌دانست و همیشه شکرگزار بود که چنین توفیقی نصیبش شده است. عشق به امام حسین (ع) به زندگی و خدمت او معنا بخشیده بود و سرانجام نیز در مسیر انجام وظیفه و خدمت، به آرزوی دیرینه‌اش، یعنی شهادت، رسید.»

شهید شکری در هر جایی که زائری کمک نیاز داشت، حاضر می‌شد

خدمت شهید مرتضی شکری به زائران، به تأمین امنیت محدود نمی‌شد. او هر جا احساس می‌کرد سالمند، کودک یا زائری خسته و درمانده به کمک نیاز دارد، بی‌درنگ برای یاری‌رساندن پیش‌قدم می‌شد. همسر شهید شکری عنوان کرد: «مرتضی هر جا احساس می‌کرد کسی به کمک نیاز دارد، حاضر می‌شد؛ از تأمین امنیت گرفته تا کمک به سالمندان، کودکان و زائرانی که خسته یا درمانده بودند. دلش آرام نمی‌گرفت تا زمانی که مطمئن شود همه زائران با آرامش عبور کرده‌اند.»

خادمی که با شهادت در مرز مهران ماندگار شد

دعای خیر زائران خستگی را از تنش بیرون می‌برد

برای شهید شکری هیچ پاداشی با دعای خیر زائران امام حسین (ع) برابری نمی‌کرد. او پس از پایان مأموریت، با شوق از محبت‌ها و دعا‌های زائران برای خانواده‌اش سخن می‌گفت. علی‌کرمی با اشاره به خاطرات همسرش گفت: «هر بار که مرتضی از مأموریت بازمی‌گشت، با شوق از دعای خیر زائران تعریف می‌کرد. می‌گفت: “خستگی چند روز بی‌خوابی، با یک دعای خدا خیرت بده از زبان یک زائر، از تنم بیرون می‌رود.»


مهربانی‌اش به سالمندان و کودکان آرامش می‌بخشید

شهید شکری در کنار جدیت و صلابت یک مرزبان، قلبی مهربان و روحیه‌ای دلسوز داشت. او زائران را مهمانان امام حسین (ع) می‌دانست و معتقد بود باید با جان و دل به آنان خدمت کرد. همسر این شهید اذعان داشت: «مرتضی با زائران بسیار مهربان و دلسوز بود. اگر سالمندی را می‌دید، خودش دست او را می‌گرفت و اگر کودکی خسته بود، تمام تلاشش را می‌کرد تا او را آرام کند. همیشه می‌گفت: اینها مهمانان امام حسین (ع) هستند و باید با جان و دل به آنها خدمت کرد.»

سختی‌های مأموریت از شوق خدمتش کم نمی‌کرد

راضیه علی‌کرمی در ادامه خاطرنشان کرد: «گرمای شدید و طاقت‌فرسای مهران، ساعت‌های طولانی و پیوسته خدمت، خستگی ناشی از حضور مستمر در مرز، شب‌های بی‌خوابی و دوری چندروزه از خانواده، تنها بخشی از سختی‌هایی بود که شهید مرتضی شکری در ایام اربعین تحمل می‌کرد. با وجود ازدحام گسترده زائران و دشواری مأموریت در روز‌های گرم سال، هیچ‌یک از این شرایط نمی‌توانست از عشق و انگیزه او برای خدمت به زائران حضرت اباعبدالله الحسین (ع) کم کند. او همه سختی‌ها را با جان و دل می‌پذیرفت و خدمت در مسیر اربعین را نه یک وظیفه معمول، بلکه افتخاری بزرگ و توفیقی الهی می‌دانست.»
علی‌کرمی تصریح کرد: «گرمای شدید مهران، ساعت‌های طولانی و گاه بدون وقفه خدمت، خستگی، بی‌خوابی و دوری از خانواده، برای مرتضی اهمیتی نداشت. او هیچ‌گاه از سختی مأموریت یا خستگی‌هایش گلایه نمی‌کرد و همه توان خود را به کار می‌گرفت تا زائران امام حسین (ع) در امنیت و آرامش از مرز عبور کنند. تنها دغدغه‌اش این بود که مبادا در انجام وظیفه و خدمت به زائران کوتاهی کرده باشد. همیشه از ما می‌خواست برایش دعا کنیم و می‌گفت: دعا کنید شرمنده زائران امام حسین (ع) نشوم.»

آرزوی فداشدن در راه زائران به سرنوشتش پیوند خورد

اخلاص و خستگی‌ناپذیری، از برجسته‌ترین ویژگی‌های شهید مرتضی شکری بود. سخنی که او درباره فداکردن جانش در راه امنیت زائران بر زبان آورده بود، سرانجام به سرنوشت پرافتخارش تبدیل شد.
همسر شهید شکری با یادآوری یکی از سخنان ماندگار همسرش اظهار کرد: «هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم که می‌گفت: اگر جانم هم در راه امنیت زائران امام حسین (ع) فدا شود، افتخار می‌کنم. آن روز‌ها شاید تصور نمی‌کردم این حرف، روزی سرنوشتش شود. خدا خواست که همان‌طور که آرزو داشت، در لباس خدمت و با لب تشنه، مانند مولایش امام حسین (ع)، به شهادت برسد.»
وی ادامه داد: «امروز هر بار که زائران از مرز مهران عبور می‌کنند، احساس می‌کنم دعای خیر آنان بدرقه روح همسرم است و این، بزرگ‌ترین آرامش دل من است. خداوند روح همه شهدا، به‌ویژه شهید مرتضی شکری را با حضرت اباعبدالله الحسین (ع) محشور فرماید؛ آمین.»

شهید شکری اربعین را مدرسه انسان‌سازی می‌خواند

در نگاه شهید مرتضی شکری، پیاده‌روی اربعین تنها یک سفر زیارتی نبود. او این حرکت عظیم را فرصتی برای تربیت انسان و حضور بر سفره معنوی حضرت سیدالشهدا (ع) می‌دانست.
علی‌کرمی بیان کرد: «مرتضی همیشه می‌گفت: اربعین فقط یک سفر نیست، بلکه یک مدرسه انسان‌سازی است. اعتقاد داشت هر کسی به هر شکلی که بتواند به زائران امام حسین (ع) خدمت کند، در واقع مهمان سفره امام حسین (ع) شده است. همچنین می‌گفت دعای یک زائر، بزرگ‌ترین سرمایه دنیاست.»

عشق به اربعین فضای خانواده را دگرگون می‌کرد

اگرچه شهید شکری در روز‌های اربعین مدت زیادی از خانواده دور بود، حضور او در این مسیر معنوی باعث شده بود حال و هوای اربعین و عشق به امام حسین (ع) در فضای خانه و خانواده جریان پیدا کند.
همسر این شهید خاطرنشان کرد: «با اینکه مرتضی روز‌های زیادی از ما دور بود، عشق به امام حسین (ع) را وارد زندگی و خانواده‌مان کرده بود. هر بار که از مأموریت بازمی‌گشت، با شوق از زائران و حال و هوای اربعین صحبت می‌کرد و همین سخنان باعث می‌شد همه ما دلمان با کربلا باشد.»
کمک به یک بانوی زائر آخرین خاطره اربعینی‌اش را ماندگار کرد
یکی از خاطرات به‌یادماندنی آخرین اربعین شهید شکری، کمک به بانویی بود که پس از بازگشت از زیارت، به دلیل تاول‌زدن پاهایش دیگر توان راه‌رفتن نداشت. شهید با خودروی شخصی خود او و خانواده‌اش را تا محل پارک خودروی‌شان رسانده بود.
علی‌کرمی در روایت این خاطره گفت: «یکی از خاطراتی که همیشه در ذهنم باقی مانده، این است که مرتضی می‌گفت خانمی همراه خانواده‌اش از زیارت بازگشته بود و پاهایش آن‌قدر تاول زده بود که دیگر توان راه‌رفتن نداشت. همسرم با ماشین شخصی خودش آنها را تا محل پارک خودرویشان رسانده بود.»
وی افزود: «وقتی به خانه بازگشت، با خوشحالی می‌گفت: آن‌قدر برایم دعا کردند که تمام خستگی از تنم بیرون رفت. دیدن خوشحالی مرتضی پس از شنیدن دعای خیر زائران، هیچ‌وقت از یادم نمی‌رود.»

نام اربعین چهره خندان شهید را زنده می‌کند

پس از شهادت مرتضی شکری، بیش از هر ویژگی دیگری، اخلاص، مهربانی و شوق او برای خدمت به زائران در ذهن همسرش زنده می‌شود.
همسر این شهید گفت: «بیشتر از هر چیز، اخلاص و مهربانی مرتضی در خاطرم مانده است. هر وقت نام اربعین می‌آید، چهره خندانش را به یاد می‌آورم که با عشق از خدمت به زائران سخن می‌گفت. حالا هر زائری که از مرز مهران عبور می‌کند، احساس می‌کنم دعای خیرش نثار روح همسرم نیز می‌شود.»

خدمت صادقانه راه شهید شکری را ادامه می‌دهد

راه شهید مرتضی شکری تنها به یک حرفه یا مسئولیت خاص محدود نمی‌شود. هر فردی می‌تواند با خدمت خالصانه و در حد توان خود، ادامه‌دهنده راه این شهید و دیگر خادمان آسمانی زائران باشد.
علی‌کرمی تأکید کرد: «به نظر من راه مرتضی فقط با خدمت صادقانه ادامه پیدا می‌کند. هر کسی هر کاری از دستش برمی‌آید، اگر برای رضای خدا و با عشق به امام حسین (ع) انجام دهد، ادامه‌دهنده راه شهداست؛ چه با تأمین امنیت، چه با پذیرایی، چه با یک لبخند و چه با کمک به یک زائر خسته.»

عشق به خدمت، زندگی شهید شکری را معنا بخشید

همسر شهید مرتضی شکری، زندگی این شهید را در عشق به امام حسین (ع)، خدمت به مردم و انجام وظیفه خلاصه می‌کند؛ مسیری که سرانجام به شهادت او انجامید.
علی‌کرمی در توصیف همسرش گفت: «او عاشق امام حسین (ع) بود، زندگی‌اش را با عشق به خدمت گذراند و سرانجام همان‌گونه که آرزو داشت، در راه انجام وظیفه و خدمت، تشنه‌لب به شهادت رسید.»


خادمان باید توفیق خدمت به زائران را قدر بدانند

خدمت به زائران حضرت اباعبدالله الحسین (ع)، توفیقی بزرگ است که نصیب هر کسی نمی‌شود. همسر شهید شکری از خادمان خواست این فرصت معنوی را قدر بدانند و از زائران نیز درخواست کرد مرزبانان و شهدا را از دعای خیر خود فراموش نکنند.
علی‌کرمی اظهار داشت: «از همه خادمان می‌خواهم این توفیق بزرگ را قدر بدانند؛ زیرا خدمت به زائران امام حسین (ع) نعمتی است که نصیب هر کسی نمی‌شود. از زائران عزیز نیز خواهش می‌کنم همیشه برای امنیت کشور، برای مرزبانان و برای شادی روح همه شهدا دعا کنند.»
وی افزود: «مطمئنم دعای زائران امام حسین (ع)، بهترین هدیه برای روح شهید مرتضی شکری و همه شهدای این سرزمین است. خداوند همه ما را رهرو واقعی راه امام حسین (ع) و شهدا قرار دهد؛ آمین.»


همسر شهید، آخرین خداحافظی را با یک دعا روایت می‌کند

دلتنگی همسر شهید با افتخار به راهی که مرتضی شکری انتخاب کرد، درهم آمیخته است. اگر فرصت یک خداحافظی دوباره فراهم می‌شد، باز هم او را برای خدمت به زائران بدرقه می‌کرد؛ اما این بار از او می‌خواست در جوار حضرت اباعبدالله (ع)، خانواده‌اش را نیز دعا کند.
علی‌کرمی در سخنی خطاب به همسر شهیدش گفت:
«مرتضی… اگر یک بار دیگر فرصت خداحافظی داشتم، فقط می‌گفتم برو؛ همان‌طور که همیشه برای زائران از جانت مایه می‌گذاشتی. اما این بار، وقتی به حرم رسیدی، برای من و بچه‌ها هم دعا کن. حالا که خودت مهمان حضرت اباعبدالله (ع) شده‌ای، دست ما را هم بگیر تا شرمنده راهی که انتخاب کردی نباشیم.»

اربعین دل شهید را پیش از زائران راهی کربلا می‌کرد

نزدیک‌شدن اربعین، شور و حال متفاوتی در وجود شهید مرتضی شکری ایجاد می‌کرد. او از هفته‌ها قبل برای پوشیدن دوباره لباس خدمت و حضور در کنار زائران لحظه‌شماری می‌کرد. همسر این شهید خطاب به او بیان کرد:
«مرتضی جان… اربعین که نزدیک می‌شد، انگار دلت دیگر روی زمین نبود. از هفته‌ها قبل لحظه‌شماری می‌کردی تا دوباره لباس خدمت بپوشی و کنار زائران امام حسین (ع) باشی. همیشه می‌گفتی: “خدمت به زائران، خودش یک زیارت است. ”»

دعای یک زائر برایش از هر پاداشی ارزشمندتر بود

شهید شکری با اشتیاق به مأموریت اربعین می‌رفت و پس از بازگشت، خاطرات خدمت و دعای خیر زائران را با خانواده‌اش در میان می‌گذاشت. رضایت یک زائر برای او بالاترین پاداش خدمت بود. علی‌کرمی در ادامه این گفت:
«با شوق می‌رفتی و وقتی برمی‌گشتی، با ذوق از دعای خیر زائران برایمان تعریف می‌کردی. هنوز صدایت در گوشم مانده که با لبخند می‌گفتی: امروز خانمی را که پاهایش از شدت پیاده‌روی پر از تاول شده بود، با ماشین خودم تا محل ماشینشان رساندم. آن‌قدر برایم دعا کردند که تمام خستگی‌ام از بین رفت. ” خوشحالی تو از دعای یک زائر، از هر پاداشی برایت باارزش‌تر بود.»

اربعین امسال جای خالی مرزبان شهید را آشکار می‌کند

اربعین امسال برای خانواده شهید مرتضی شکری با سال‌های گذشته تفاوت دارد. دیگر او در مرز مهران حضور ندارد تا با لبخند همیشگی خود به زائران خدمت کند و امنیت مسیرشان را تأمین سازد. همسر شهید شکری با دلتنگی گفت: «اما امسال اربعین فرق دارد… امسال دیگر تو در مرز نیستی که با همان لبخند همیشگی، خادم زائران باشی. امسال به جای قامت استوارت، عکس تو را در مرز مهران نصب کرده‌اند. زائران از کنار تصویرت عبور می‌کنند؛ همان جایی که سال‌ها با عشق از آنها استقبال می‌کردی و امنیتشان را با جانت حفظ می‌کردی.»

تصویر شهید به جای قامتش از زائران استقبال می‌کند

در سال‌های گذشته، خانواده شهید شکری چشم‌انتظار بازگشت او از مأموریت بودند؛ اما امسال تصویر این مرزبان شهید در همان مکانی نصب شده است که سال‌ها در آن به زائران خدمت می‌کرد. علی‌کرمی ادامه داد:
«باورش سخت است… سال‌های قبل چشم‌انتظار بازگشتت بودم، اما امسال فقط عکس تو به استقبال زائران رفته است. هر بار که تصویرت را می‌بینم، دلم می‌گوید تو هنوز همان‌جایی؛ فقط این بار نه به عنوان یک مرزبان، بلکه به عنوان شهیدی که جانش را فدای امنیت زائران امام حسین (ع) کرد.»

افتخار به شهادتش دلتنگی خانواده را تسکین می‌دهد

دلتنگی برای شهید مرتضی شکری همچنان در دل خانواده‌اش زنده است، اما افتخار به مجاهدت‌ها و شهادت او، صبری بزرگ به آنان بخشیده است. همسر شهید در ادامه خطاب به او گفت: «مرتضی… دلتنگت هستم، اما به تو افتخار می‌کنم. تو به آرزویی که همیشه از خدا می‌خواستی رسیدی. دعا کن ما هم بتوانیم ادامه‌دهنده راه پاکت باشیم.»


نام شهید شکری فداکاری مرزبانان را یادآوری می‌کند

جای قدم‌های شهید شکری در مرز مهران خالی است، اما نام و تصویر او به زائران یادآوری می‌کند که امنیت مسیر اربعین، حاصل ایثار مردانی است که از جان خود گذشته‌اند. علی‌کرمی ادامه داد: «اربعین امسال، جای قدم‌هایت در مرز مهران خالی است؛ اما نامت در دل زائران و عکست بر مرز، به همه یادآوری می‌کند که امنیت این مسیر، مدیون مردانی است که از جانشان گذشتند. خدا کند همه زائران هنگام عبور از کنار تصویرت، فاتحه‌ای بخوانند و دعایی نثار روحت کنند.»

خادمی که با شهادت در مرز مهران ماندگار شد

برگزاری زیارت عاشورا به یاد خادم آسمانی اربعین 

و امسال، در آستانه اربعین حسینی، به یاد شهید مرتضی شکری، آیین پرفیض زیارت عاشورا و مجلس روضه حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) را برگزار کردم تا عطر نام و یاد این شهید والامقام در روزهای معنوی اربعین، بیش از پیش در دل‌ها ماندگار شود و راه روشن خدمت، اخلاص و ایثارش همچنان الهام‌بخش عاشقان حسینی باشد. باور دارم روح بلند او، که تمام زندگی‌اش را عاشقانه وقف امنیت و آرامش زائران سیدالشهدا(ع) کرد، امروز نیز در کنار کاروان‌های اربعین حاضر است و دعای خیر زائران، بهترین هدیه برای روح مطهرش خواهد بود. از خداوند متعال می‌خواهم همه خادمان و زائران حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) را در پناه لطف خود محفوظ بدارد و توفیق ادامه راه شهدا، خدمت صادقانه و عاقبت‌بخیری را نصیب همه ما گرداند.


اربعین حسینی، موسم تجدید عهد با سیدالشهدا (ع) است

علی‌کرمی، همسر شهید مرتضی شکری، در پایان با تسلیت فرارسیدن اربعین حسینی گفت: «فرارسیدن اربعین شهادت سرور و سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران باوفایش را به محضر حضرت ولی‌عصر (عج)، رهبر معظم انقلاب، خانواده‌های معظم شهدا، خادمان و زائران اربعین و همه عاشقان اهل‌بیت (ع) تسلیت عرض می‌کنم. امیدوارم در این روز‌های سرشار از معنویت، زائران حضرت سیدالشهدا (ع)، مرزبانان جان‌برکف و شهدایی را که امنیت این مسیر نورانی را با نثار جان خود تأمین کردند، از دعای خیرشان فراموش نکنند. از همه زائران عزیز می‌خواهم هنگام عبور از مرز مهران، فاتحه‌ای برای شادی روح شهید مرتضی شکری و همه شهدای والامقام قرائت کنند. ان‌شاءالله خداوند همه ما را از رهروان راستین راه امام حسین (ع) قرار دهد و توفیق خدمت خالصانه به زائران آن حضرت را نصیبمان فرماید.»

کد ویدیو

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه