آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۵۵۸۶
۱۲:۵۴

۱۴۰۵/۰۴/۳۰
روایت محمدصالح شادمانی فرزند سپهبد شهید «علی شادمانی» قسمت اول

همیشه سر وقت، همیشه در میدان؛ روایت ۴۷ سال مجاهدت بی‌وقفه یک فرمانده

فرزند سپهبد شهید علی شادمانی، فرمانده فقید قرارگاه مرکزی حضرت خاتم‌الانبیاء (ص)، در گفت‌وگویی تفصیلی، تصویری ناب و روایت‌نشده از ۴۷ سال مجاهدت خستگی‌ناپذیر پدرش ترسیم کرد. از نظم و انضباط مثال‌زدنی در روستای محروم دوران طاغوت تا فرماندهی عالی‌ترین قرارگاه نظامی کشور و شهادت مظلومانه در جنگ ۱۲ روزه؛ روایتی که نشان می‌دهد این سردار بزرگ، علاوه بر یک فرمانده جنگی، «مالک اشتر علی (ع)» و «عمار و یاسر» زمانه‌اش بود و شهادت را نه پایان، که اوج مجاهدت ۴۷ ساله‌اش می‌دانست.


 
همیشه سر وقت، همیشه در میدان؛ روایت ۴۷ سال مجاهدت بی‌وقفه یک فرمانده
 
به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ، در میان انبوه سرداران سرافراز اسلام، نام سپهبد شهید« علی شادمانی» چون نگینی درخشان بر تارک ولایت‌مداری و مجاهدت خستگی‌ناپذیر می‌درخشد. سپهبد شهید «علی شادمانی» متولد ۱۰ تیر ماه ۱۳۳۵ در همدان بود.
 
او فرمانده فقید قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء(ص) و از فرماندهان بلندپایه و باتجربه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود که پس از ۴۷ سال مجاهدت خستگی‌ناپذیر در راه اسلام و انقلاب، در جنگ ۱۲ روزه و در پی بمباران رژیم صهیونیستی در ۴ تیر ماه ۱۴۰۴ به فیض شهادت نائل آمد. این سردار بزرگ که مورد اعتماد ویژه رهبر معظم و شهید انقلاب بود که از نخستین روزهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت سپاه درآمد.
 
 او در دوران دفاع مقدس، فرماندهی لشکر ۳۲ انصارالحسین(ع) را بر عهده داشت و پس از آن، مسئولیت‌های خطیری چون معاون عملیات نیروی زمینی سپاه، فرماندهی لشکر ۳ نیروی مخصوص حمزه، فرماندهی قرارگاه نجف اشرف، ریاست اداره عملیات و معاونت عملیات ستاد کل نیروهای مسلح را بر عهده گرفت. سرانجام از سال ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۴، ابتدا به عنوان معاون هماهنگ‌کننده و سپس در خردادماه ۱۴۰۴ با حکم مستقیم رهبر معظم انقلاب به عنوان فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء(ص) منصوب شد.
 
حالا فرزند او، محمدصالح شادمانی، پرده از روایتی ناب و کمتر شنیده شده برمی‌دارد؛ روایتی که ۴۰ سال هم‌نشینی با این شهید عزیز را پیش روی ما می‌گشاید و چهره‌ای فراتر از یک نظامی، را به تصویر می‌کشد. مردی که هرگز لحظه‌ای از پای ننشست و شهادت را نه پایان، که اوج ۴۷ سال مجاهدت خویش در مسیر بیداری اسلامی و جامعه مهدوی می‌دانست.
 
همیشه سر وقت، همیشه در میدان؛ روایت ۴۷ سال مجاهدت بی‌وقفه یک فرمانده
 
نظم‌ آهنین، ایمان راسخ و عشق به انقلاب
 
محمد شادمانی، فرزند سوم این سردار شهید، با نگاهی عمیق به ریشه‌های شخصیتی پدرش، روایت را از روزهای دورافتاده روستای حیران همدان در دوران سیاه طاغوت آغاز می‌کند؛ روزهایی که هیچ‌کس تصور نمی‌کرد کودکی از دل آن محرومیت و بی‌برنامگی، روزی به جرگه فرماندهان عالی‌رتبه نظامی کشور بپیوندد، اما شهید شادمانی از همان نوجوانی، آیینه تمام‌نمای «نظم» و «ایمان» بود.
 
فرزند شهید با تأکید می‌گوید: «پدرم با اینکه در یک روستا زندگی می‌کرد و کوچک‌ترین امکانات خاص آن دوران هم در آنجا یافت نمی‌شد، اما همیشه مرتب، منظم و سرِ وقت بود؛ از رفتن به مدرسه تا انجام کارهای روزمره، همه چیز در زندگی اش بر مدار زمان می‌چرخید، گویی روحیه انضباطی در وجودش نهادینه شده بود و این نظم را از کودکی تا پایان عمر به همراه داشت، هیچ‌وقت اجازه نمی‌داد حتی یک لحظه از برنامه دقیق زندگی‌اش عقب بیفتد و این رمز موفقیت او در تمام عرصه‌ها بود.»
 
اما این نظمِ آهنین، ریشه‌ای عمیق‌تر از یک عادت شخصی داشت؛ ریشه در «ایمانی استوار» داشت که از بطن یک خانواده متدین روستایی سرچشمه می‌گرفت. شهید شادمانی از همان سال‌های نخستین زندگی، نفس به نفس با مفاهیم دینی عجین شد، چنانکه فرزندش روایت می‌کند: «پدرم از همان بچگی به شدت اهل مسائل دینی بود و اولین کاری که با هر کس، حتی با کودکان، انجام می‌داد این بود که از آنها احکام می‌پرسید و مسائل عقیدتی را به آنها یادآوری می‌کرد؛ پدر بزرگوارش هرچند روحانی نبود، اما مرجع دینی روستا بود و همین باعث شده بود که ایمان و باورهای مذهبی در وجود شهید شادمانی چنان ریشه‌دار شود که تا آخرین لحظه زندگی، محکم‌ترین سنگرش در برابر همه شبهات و انحرافات، همین اصول عقاید راسخ بود.»
 
همیشه سر وقت، همیشه در میدان؛ روایت ۴۷ سال مجاهدت بی‌وقفه یک فرمانده
 
 فرزند شهید با اشاره به تأکید همیشگی پدرش می‌گوید: «او بارها به ما می‌فرمود: اگر تاریخ ایران و اسلام را ندانید و از سوی دیگر در اصول عقایدتان مسلط نباشید، شبهات نمی‌تواند شما را منحرف کند؟ قطعاً دچار انحراف خواهید شد!» و این نگاه، مرزبان همیشگی حرکت انقلابی‌اش بود.
 
این ترکیبِ ناب از «ایمان مستحکم» و «نظم آهنین»، در بحبوحه انقلاب اسلامی به نقطه عطف خود رسید. زمانی که خروش ملت ایران به اوج رسید، شهید شادمانی که ذره‌ای از مسیر انقلابی‌اش عقب ننشسته بود، با تمام وجود در عرصه پخش اعلامیه‌های حضرت امام(ره) و روشنگری میان مردم نقش‌آفرینی کرد و سپس، با فرمان تاریخی امام خمینی(ره) مبنی بر تخلیه پادگان‌ها، لحظه‌ای درنگ نکرد.
 
فرزند شهید با افتخار روایت می‌کند: «همان روزهای آغازین انقلاب، پدرم به همراه همرزمان و دوستان همیشه همراه‌اش که هرکدام از آنها خودشان یک اسطوره بودند، پادگان را در استان همدان تصرف کردند و اولین حرکت انقلابیِ سازمان‌یافته‌شان در قالب یک مجموعه نظامی شکل گرفت؛ از همان نقطه بود که پایه‌های سپاه پاسداران در استان همدان ریخته شد و پدرم در جرگه اولین مؤسسان سپاه انصارالحسین(ع) همدان درآمد و پس از مدتی، به فرماندهی این نهاد نوپا اما انقلابی منصوب شد.»
 
این آغاز مسیری بود که این فرزند مؤمن و منظم روستای حیران همدان را به عالی‌ترین رده‌های فرماندهی نظامی کشور رساند، بدون اینکه ذره‌ای از آن انضباط اولیه و ایمان ریشه‌دارش کاسته شود؛ همان اصولی که بعدها در دوران دفاع مقدس، در فرماندهی لشکرهای بزرگ و عملیات‌های پیچیده، ضامن پیروزی‌های غرورآفرین شد و در نهایت، او را به فرماندهی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء(ص) رساند و سپس به اوج شهادت، که آرزوی دیرینه‌اش بود، نائل کرد.
 
محمدصالح شادمانی با برشمردن سوابق درخشان پدرش ادامه داد: سپهبد شادمانی پس از فرماندهی سپاه همدان، در نیروی زمینی سپاه به درجات بالایی رسید و فرماندهی لشکر نجف اشرف، لشکر ۳ بعثت و قرارگاه نجف اشرف را برعهده داشت.سپس قریب ۲۰ سال در ستاد کل نیروهای مسلح، ابتدا رئیس اداره عملیات و بعد معاون عملیات بود. او همچنین مورد تایید و اعتماد رهبر شهید انقلاب و سردار شهید غلامعلی رشید بود. به طوری که سردار شهید او را چشم خود می‌دانست و در همه امور با پدرم مشورت می‌کرد‌.
 
همیشه سر وقت، همیشه در میدان؛ روایت ۴۷ سال مجاهدت بی‌وقفه یک فرمانده
 
پایان متن/
تنظیم و گفت‌و‌گو: جلیلی نسب
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه