شهید محمد امیدی؛ نوجوان دلاور جوادیه خمین و حماسهساز عملیات پدافندی طلائیه
به گزارش نوید شاهد استان مرکزی، محمد امیدی در نخستین روز از بهمنماه ۱۳۴۷ در روستای جوادیه از توابع شهرستان خمین در خانوادهای متدین و مذهبی دیده به جهان گشود. او از همان سنین نوجوانی، دغدغهمند سرنوشت انقلاب و کشور بود؛ بهگونهای که از ۱۲ سالگی شوق حضور در جبههها را در سر میپروراند. با رسیدن به سن ۱۶ سالگی و با افزایش فشارهای دشمن بعثی، وی در بهار سال ۱۳۶۳ با مراجعه به بسیج، برای نخستین بار عازم جبهههای غرب کشور (شهر بانه) شد. محمد پس از ۶ ماه مأموریت در کردستان، با کولهباری از تجربه به وطن بازگشت، اما روحیه جهادی او اجازه نداد در جوار خانواده باقی بماند.

عزم راسخ در سنگرهای جنوب
با رسیدن به سن ۱۷ سالگی، محمد امیدی بار دیگر برای اعزام به جبهههای نبرد اعلام آمادگی کرد. او که در آن دوران نگاهی فراتر از دلبستگیهای مادی داشت، در دستنوشتههای خود میگوید: «وقتی کسانی را میدیدم که شهید شدهاند، به خود میگفتم مگر خون من از آنها رنگینتر است؟» وی با این باور، عهد بست تا آخرین قطره خون خود در کنار رزمندگان اسلام ایستادگی کند. او در نهایت به عنوان نیروی بسیجی گردان روحالله در لشکر ۱۷ علی بن ابیطالب (ع) سازماندهی شد و راهی مناطق عملیاتی جنوب گشت.
شهادت در منطقه عملیاتی طلائیه
پس از هفت ماه حضور مستمر و فعال در جبهههای غرب و جنوب، سرانجام در تاریخ ۱۵ خرداد ۱۳۶۴، در حین انجام مأموریت پدافندی در منطقه طلائیه، بر اثر اصابت ترکش به فیض شهادت نائل آمد. پیکر مطهر این شهید والامقام پس از انتقال به زادگاهش، با حضور مردم شهیدپرور جوادیه خمین تشییع و به خاک سپرده شد.
پیام وصیتنامه؛ تقابل با استکبار و تأکید بر حجاب
شهید امیدی در وصیتنامه خود، با تحلیلی روشن از شرایط جنگ، ماهیت حمایت قدرتهای بیگانه (آمریکا و شوروی) از رژیم صدام را افشا کرد و با اعتماد به نفس ملی، بر خودکفایی و ایستادگی ملت ایران تأکید ورزید. او در بخش مهمی از وصیت خود خطاب به خواهرانش پیامی به یادگار گذاشت که نشان از عمق باورهای فرهنگی او دارد: «ای خواهرم، حجاب تو کوبندهتر از خون من است.» این جمله، تبلور بینش فرهنگی این شهید نوجوان نسبت به حفظ ارزشهای جامعه اسلامی در کنار جهاد نظامی است.
منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی