آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۵۱۴۷
۱۰:۰۲

۱۴۰۵/۰۴/۲۴
زندگینامه شهید غریب بی نشان؛

سربازی که به جایِ مدرسه، درسِ ایثار را در مکتبِ زندگی آموخت

شهید "نورالله توکلی‌فراهانی" فرزند ذبیح‌الله، متولد اول فروردین ۱۳۴۳ در فراهان، الگویِ مجسمِ خدمت و نوع‌دوستی بود. او که از نوجوانی با مشقتِ کارگری، سنگینیِ بارِ معیشت خانواده را بر دوش می‌کشید، با همان روحیه‌ی ایثارگرانه، لباسِ سربازی را در «لشکر ۲۱ حمزه سیدالشهدا(ع)» بر تن کرد و در تاریخ ۲۱ تیرماه ۱۳۶۷ در منطقه عملیاتی شرهانی به فیضِ شهادت نائل آمد. آنچه از او به یادگار مانده، تنها نام یک شهید نیست، بلکه حکایتِ انسانی‌ست که خدمت به خلق را، حتی پیش از میدانِ رزم، در کوچه و بازار مشق کرده بود.


به گزارش نوید شاهد استان مرکزی، شهید نورالله توکلی‌فراهانی در نخستین روز از بهار سال ۱۳۴۳ در فضایِ ساده و بی‌آلایشِ شهر فراهان (فرمهین) دیده به جهان گشود. خانواده‌ای که او در آن رشد یافت، اگرچه از لحاظ مالی در مضیقه بود، اما با نانِ حلالِ کارگری و اخلاصِ مادر، به او درس‌های بزرگی از زندگی آموخت. نورالله از همان کودکی، معنای «مسئولیت» را با تمام وجود درک کرد. وقتی مشاهده کرد که دستانِ پدر برای تأمین معاش خانواده خسته شده است، تحصیل را در میانه‌ی راه رها کرد تا یار و یاورِ پدر باشد. او نه تنها یک فرزند، که یک «تکیه‌گاه» برای خانواده و حتی اطرافیانش بود.

سربازی که به جایِ مدرسه، درسِ ایثار را در مکتبِ زندگی آموخت

وی در دوران نوجوانی، همگام با جریانات انقلابی، در فعالیت‌های ضدِ رژیم ستم‌شاهی حضور داشت و دینِ خود را به انقلاب ادا کرد. اما فراتر از میدانِ سیاست، آنچه نورالله را در یادها ماندگار کرد، «صلاحیت اخلاقی» و نوع‌دوستیِ کم‌نظیر او بود.

روایتی از یک روحِ بزرگ؛ پهلوانی در محله

داییِ بزرگوارِ شهید، روایتی تکان‌دهنده از شخصیت او نقل می‌کند که بازتاب‌دهنده‌ی عمقِ عطوفتِ اوست:

«نورالله بسیار مهربان و باگذشت بود. او صله‌رحم را نه به عنوان یک وظیفه، که به عنوان یک عشق انجام می‌داد. روزی پیرزنی در محله‌ی ما زمین خورده بود و از شدتِ شکستگیِ دست و پا، نایِ حرکت نداشت. در آن لحظه که شاید خیلی‌ها تنها نظاره‌گر بودند، نورالله بی درنگ به دلِ حادثه زد؛ پیرزن را بر دوش گرفت و با وجود تمام مشقت‌ها و سختیِ راه، او را پیاده تا روستای مجاور رساند تا به پزشک برسد. آن پیرزن تا سال‌ها او را دعا می‌کرد و این، مدالِ افتخاری بود که بر سینه‌ی نورالله نشسته بود.»

این خاطره، در واقع ریشه‌های «تاب‌آوری اجتماعی» و «همدلی» در شخصیت او را به تصویر می‌کشد؛ ویژگی‌هایی که بعدها در جبهه‌های نبرد، به شکلِ ایثارگری و شهادت تبلور یافت.

پایانِ سفر در شرهانی

با شروع دوران سربازی، او که آموخته بود «عمل» بسیار فراتر از «شعار» است، به ارتش جمهوری اسلامی پیوست. پس از گذراندن دوران آموزشی، عازم مناطق عملیاتی شد. در لشکر ۲۱ حمزه سیدالشهدا(ع)، او همان روحیه‌ی خستگی‌ناپذیرِ دورانِ کارگری را حفظ کرد. سرانجام در بیست‌ویکم تیرماه ۱۳۶۷، در حالی که در عملیات پدافندی در منطقه‌ی شرهانی حضور داشت، به ندای حق لبیک گفت. خونِ او در خاک‌های تفتیده‌ی شرهانی آمیخته شد تا به درختِ تنومندِ اسلام و انقلاب، حیاتی دوباره ببخشد. پیکرِ پاکش امروز در گلزار شهدای فراهان آرام گرفته است، جایی که مزارش همواره یادآورِ جوانی است که «خدمت به خلق» را با «جان‌فشانی برای وطن» پیوند زد.

 

منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه