کد خبر : ۶۱۲۶۰۳
۱۰:۴۳

۱۴۰۴/۱۲/۰۳
خاطره‌‌ای از شهید «ابراهیم نجفی»

مسجد پاکوه؛ آغاز راه پدر

فرزند شهید تعریف می‌کند: آن زمان پدرم به علت مشکلات اقتصادی و دِینی که از مردم به گردنش بود، مجبور شد برای کار کردن به دبی برود. آنجا هم که بود در مسجد اذان می‌گفت. پدرم همواره به مسجد عشق می‌ورزید. میناب هم که بود، در مسجد پاکوه فعالیت می‌کرد.


به گزارش نوید شاهد هرمزگان، شهید «ابراهیم نجفی» یکم مهر ماه ۱۳۰۸، در روستای معزآباد از توابع شهرستان رودان دیده به جهان گشود. پدرش احمد، کارگری می‌کرد و مادرش آمنه نام داشت. در حد خواندن و نوشتن سواد آموخت. او نیز کارگر بود. سال ۱۳۳۰ ازدواج کرد و صاحب یک پسر و چهار دختر شد. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. دهم اردیبهشت ۱۳۶۱، در شلمچه به شهادت رسید. اثری از پیکرش به دست نیامد. مزار یادبودش در گلزار شهدای شهرستان میناب قرار دارد.

ب

خاطراتی که بوی مسجد می‌دهد

هفت ساله بودم و در مدرسه ابن‌سینای میناب درس می‌خواندم. آن زمان پدرم به علت مشکلات اقتصادی و دِینی که از مردم به گردنش بود، مجبور شد برای کار کردن به دبی برود. آنجا هم که بود در مسجد اذان می‌گفت. پدرم همواره به مسجد عشق می‌ورزید. میناب هم که بود، در مسجد پاکوه فعالیت می‌کرد.

پنج سال بیشتر نداشتم که همراه پدرم برای نماز به مسجد پاکوه میناب می‌رفتم. این مسجد را حاج محمد منصف بنا کرده بود. روحانی بسیار انقلابی و باسوادی به نام حاج‌آقا ملک افضلی و خانواده‌اش را ساواک از قم به منطقه ما تبعید کرده بود. پدرم خیلی با او انس داشت. بعد از نماز جلسه می‌گرفتند و درباره مسائل روز و اتفاقات جاری کشور حرف می‌زدند. با اینکه بیشتر وقت‌ها همراه پدرم بودم، اما چیزی از حرف‌هایشان متوجه نمی‌شدم. گاهی چیزهایی به گوشم می‌خورد، مثلاً اعلامیه، شاه، تظاهرات و... ، ولی درک درستی از این کلمات نداشتم.

حاج‌آقا ملک افضلی در خانه حاج محمد منصف سکونت داشت. آقای منصف خیلی سرشناس بود. پدرم نه تنها در مسجد با او دیدار می‌کرد، بلکه به خانه او هم می‌رفت.

(به نقل از فرزند شهید، محمد نجفی)

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه