خاطرهای از شهید «ابراهیم نجفی»
فرزند شهید تعریف میکند: آن زمان پدرم به علت مشکلات اقتصادی و دِینی که از مردم به گردنش بود، مجبور شد برای کار کردن به دبی برود. آنجا هم که بود در مسجد اذان میگفت. پدرم همواره به مسجد عشق میورزید. میناب هم که بود، در مسجد پاکوه فعالیت میکرد.