عراقیها نتوانستند صدایش را تحمل کنند
به گزارش نوید شاهد لرستان، در حاشیه برگزاری اجلاسیه ملی شهدای غریب اسارت، اتاق خبر اجلاسیه با همسر شهید غریب «محمدجواد تندگویان» گفتگویی انجام داد که در ادامه می خوانید:

خانم تندگویان، اجازه بدهید از همان روزهای نخست شروع کنیم. آخرین لحظهای که از همسرتان خبر داشتید چه زمانی بود؟
- ۹ آبان ۵۹ بود. همان روزی که اسیر شد. بعد از آن، سالها هیچ خبری از او نداشتیم؛ فقط سکوت، فقط بیخبری. تا ۲۹ آذر سال ۷۰ که خبر شهادتش را آوردند. یازده سال… یازده سال تمام در بند اسارت بود.
در این سالها هیچ نشانهای از وضعیت ایشان به دست شما نرسید؟
-نه. او را در سلول انفرادی و زندانهای مخفی نگه میداشتند. کسی نمیدانست کجاست. حتی اسرا هم از او خبری نداشتند. فقط بعدها شنیدیم که حاجآقا ابوترابی او را در همان اوایل بازجویی دیده بود.
درباره نحوه شهادت ایشان روایتهای تکاندهندهای وجود دارد. شما چه شنیدهاید؟
بازجو به حاجآقا ابوترابی گفته بود که «نتوانستند صدایش را تحمل کنند». میگفتند دست و پایش را به صندلی بسته بودند و با سیم تلفن خفهاش کرده بودند. شهید تندگویان مدام میگفته: «اللهاکبر… خمینی عزیزم بگو تا خون بریزم». همین صدا، همین استقامت، برایشان غیرقابل تحمل شده بود.
پس از سالها بیخبری، چه زمانی مطمئن شدید که ایشان تا سالهای پایانی جنگ زنده بودهاند؟
-وقتی پیکر را آوردند، همراه یک تیم و خانواده رفتیم کربلا برای تشییع. همانجا بود که عکاس عراقی گفت سال ۷۰ از او عکس گرفته. یعنی دو سال بعد از قبول قطعنامه هنوز زنده بوده. پزشک قانونی هم وقتی بدنش را بررسی کرد، گفت نسوجش تازه است؛ حدود پنج، شش ماه پیش به شهادت رسیده. صلیب سرخ جهانی هم همراه تیم بود و نمونهبرداری کرد و همین گفته را تأیید کردند.
این سالهای طولانی اسارت پنهان، چه تصویری از او برای شما ساخته است؟
-برای من، او نماد صبر است. یازده سال در تاریکی، بدون ملاقات، بدون نامه، بدون صدا… اما ایستاده. هیچکس نمیدانست کجاست، اما او در همان تنهایی هم مقاومت کرده بود. وقتی پیکرش را آوردیم و اینجا دفن کردیم، تازه فهمیدیم چه سالهایی را در سکوت و بینامی گذرانده.
اگر بخواهید یک جمله از او بگویید که برای همیشه در ذهن مردم بماند، چه میگویید؟
-همان جملهای که در آخرین لحظات گفته بود: «اللهاکبر… خمینی عزیزم بگو تا خون بریزم». این جمله، تمام زندگی و ایمانش بود.
گفتگو: فرحزاد جهانگیری
انتهای پیام/