آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۱۸۱۴
۱۲:۲۰

۱۴۰۴/۱۱/۲۵
زندگی‌نامه شهید«محمود‌رضا استادآقانظری»

از خانه‌ای مرفه تا خط مقدم فاو/ روایت عارف ۱۶ ساله

شهید محمودرضا استادآقانظری، طلبه نوجوانی که در خانواده‌ای مرفه رشد یافته بود، با دل‌کندن از آسایش دنیا و انتخاب آگاهانه مسیر جهاد، در ۱۶ سالگی به گردان حمزه لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) پیوست و سرانجام در عملیات والفجر ۸ در منطقه فاو، به آرزوی دیرینه‌اش یعنی شهادت نائل آمد.


 
شهید «محمود‌رضا استادآقانظری»
 
به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ، شهید «محمودرضا استادآقانظری» در روز یازدهم اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۴۸ در شهر تهران و در خانواده‌ای متدین، مذهبی و صمیمی چشم به جهان گشود. پدرش، اصغر، از کسبه موفق و صاحب یکی از نمایشگاه‌های بزرگ مبل در تهران بود و مادرش اعظم نام داشت. محمودرضا در زندگی مادی، از رفاه و امکانات مناسبی برخوردار بود و در خانه‌ای بزرگ با مستخدمین زندگی می‌کرد، اما دلش هرگز به دنیا بسته نماند.
تحصیلات خود را تا پایه اول متوسطه در رشته علوم تجربی ادامه داد، اما علاقه عمیقش به معارف دینی، او را به مسیر دیگری کشاند. با وجود سن کم، روحی بزرگ و نگاهی عمیق داشت؛ چنان‌که گویی زودتر از هم‌سالانش از دنیای نوجوانی عبور کرده بود. همین پختگی فکری سبب شد دبیرستان را نیمه‌کاره رها کرده و وارد حوزه علمیه شود. به همین دلیل، در میان دوستان و همرزمانش به «عارف ۱۶ ساله» شهرت یافت.
خدمت به دیگران، بخش جدایی‌ناپذیر شخصیت او بود. با آن‌که در زندگی شخصی‌اش هرگز مجبور به کار نشده بود، در جبهه با افتخار در تدارکات مشغول شستن ظروف می‌شد و خود را خادم‌الحسین (ع) می‌دانست. یکی از همرزمانش درباره او می‌گوید:
«اهل کبر و غرور نبود، با روی خوش با همه گرم می‌گرفت و بیشتر اوقات فراغتش را با کتاب می‌گذراند.»
خانواده‌اش تصمیم داشتند او را برای ادامه زندگی به کشور سوئد بفرستند، اما محمودرضا مقصد دیگری برای خود برگزیده بود؛ جهاد در راه خدا. دل کندن از دنیا و دفاع از ارزش‌های دینی، آرمان زندگی این نوجوان مؤمن شد.
او به‌عنوان بسیجی، به گردان حمزه از لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) پیوست و همراه برادر دوقلویش راهی جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شد. برادرش در یکی از عملیات‌ها مجروح شد، اما محمودرضا همچنان در خط مقدم ایستاد. با جثه‌ای کوچک، اما روحی سترگ، در میدان نبرد شجاعانه حضور داشت.
 
از خانه‌ای مرفه تا خط مقدم فاو/ روایت عارف ۱۶ ساله
 
در بخشی از وصیت‌نامه‌اش، با بیانی عارفانه خطاب به خدا می‌نویسد:
«شیطان با آدم نقد معامله می‌کند و می‌گوید گناه کن، مزه‌اش را همین الان می‌چشانی.
ولی تو نسیه معامله می‌کنی؛ می‌گویی الان گناه نکن، پاداشت را بعداً می‌دهم.
خدایا! بیا این بار با من نقد معامله کن.»
سرانجام این نوجوان عارف، در ۲۴ بهمن ۱۳۶۴ و در جریان عملیات بزرگ والفجر ۸ در منطقه فاو عراق، در حالی که تنها ۱۶ سال داشت، بر اثر اصابت گلوله به چشم و خروج آن از پشت سر، به فیض عظیم شهادت نائل آمد.
مزار مطهر شهید محمودرضا استادآقانظری در گلزار شهدای بهشت زهرا (س)، قطعه ۲۷ واقع است؛ آرامگاه نوجوانی که با آگاهی، ایمان و اخلاص، راه آسمان را بر زمین ترجیح داد.
 
از خانه‌ای مرفه تا خط مقدم فاو/ روایت عارف ۱۶ ساله
پایان متن/

گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه