آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۰۹۸۴۵
۱۲:۱۹

۱۴۰۴/۱۱/۰۴

خاطره/مهریه

همسر شهید «مصطفی زالی زاده» می‌گوید: «مهریه‌ی من ۵۰۰ تومان بود. وقتی که ملا مصطفی می‌خواست به جبهه برود از من پرسید: «مهریه ات را حلال می‌کنی؟» به او نگاهی انداختم و گفتم: «حلالت عین شیر مادر.» ملا مصطفی نگاه محبت آمیزی به من کرد و در حالی که بغضش را می‌خورد، گفت: «من مهریه ات را می‌دهم.» با خنده به او گفتم، «من مهریه نمی‌خواهم بچه‌ها عوض مهریه‌ام.» ملا مصطفی مصمم‌تر از قبل گفت: «نه! من مهرت را می‌دهم.»


به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید مصطفی زالی زاده در در هشتم خرداد ماه ۱۳۰۷ در دزفول دیده به جهان گشود. پدرش ولی نام داشت. در نهم آذرماه ۱۳۶۰ در عملیات طریق القدس در منطقه بستان به شهادت رسید و پیکر پاک و مطهرش در گلزار شهدای بقعه امیر مکان شمس آباد دزفول به خاک سپرده شد. مزار یادبودی وی نیز در گلزار شهدای صفی آباد دزفول ساخته شده است.

خاطره/مهریه

متن خاطره:

مهریه‌ی من ۵۰۰ تومان بود. 

وقتی که ملا مصطفی می‌خواست به جبهه برود از من پرسید: «مهریه ات را حلال می‌کنی؟»

به او نگاهی انداختم و گفتم: «حلالت عین شیر مادر.»

ملا مصطفی نگاه محبت آمیزی به من کرد و در حالی که بغضش را می‌خورد، گفت: «من مهریه ات را می‌دهم.»

با خنده به او گفتم، «من مهریه نمی‌خواهم بچه‌ها عوض مهریه‌ام.»

ملا مصطفی مصمم‌تر از قبل گفت: «نه! من مهرت را می‌دهم.»

من با لحن جدی‌تر به او گفتم: «نه من نمی‌خواهم حلالت، حالا که می‌خواهی به جبهه بروی اگر آمدی حلالت و اگر نیامدی باز هم حلالت.»

بدون اینکه من بدانم مهریه‌ام را طبق روز حساب می‌کند چند تومانی از حسابش بر می‌دارد و آنها را داخل پاکتی توی کمد می‌گذارد. 

بعد از دو سال از شهادتش که کمد را مرتب کردم نامه‌ای دیدم که روی آن نوشته بود مهریه ات را داخل این پاکت گذاشته‌ام، چیزی گردنم نگذاشته‌ام که به جبهه رفته‌ام و هر جور دوست داری آنها را هزینه کن.

من که این رفتارش برایم دور از انتظار نبود آن روز کلی گریه کردم و فریاد کشیدم مصطفی من من که گفتم حلالت.

پس از مدتی من نیز آن پول‌ها را برای بچه‌ها هزینه کردم.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه