پدرم هنگام شهادت امید داشت حضرت زهرا (س) بر بالینش بنشیند
دهه فجر انقلاب اسلامی، یادآور طلوع آزادی، استقلال و تجلی اراده ملت ایران در مسیر انقلاب اسلامی است. این ایام، فرصتی برای بازخوانی ارزشها، آرمانها و وحدتی است که آینده کشور بر پایه آن شکل گرفت. به همین مناسبت نوید شاهد سمنان گفتگویی با دکتر «حسین ابراهیمیان»، فرزند شهید «محمد ابرهیمیان» و مدیرکل ارتباطات زیرساخت استان سمنان انجام داده است که تقدیم حضور علاقهمندان میشود.

پدری برای همه دانشآموزان
فرزند دوم خانواده و در حقیقت فرزند وسط خانواده هستم و در زمان شهادت پدرم چهار ساله بودم و تقریباً خاطره واضح و شفافی از ایشان در ذهن من نیست. فقط محبت و مهربانیهای پدر و زمانی را که با من صحبت میکرد و عمدتاً در خلال همراهی با وی در مسیر مدرسه و یا حتی در محل کار ایشان بود، خاطرات مبهمی در ذهنم وجود دارد. آنچه که از خانواده و بستگان و همینطور دوستان پدرم شنیدم، ایشان در داشتن روحیه خستگیناپذیر، عزم و همت والا شهره بود. نسبت به دانشآموزان و به خصوص قشر ضعیف و فقیر بسیار حساس بود، به طوری که در زمان مدیریتش در مدرسه بعثت، شبانهروز وقتش را وقف کار مدرسه و شناسایی دانشآموزان بیسرپرست و ارتباط با خانواده آنها میکرد. بسیار مسئولیتپذیر و در انجام وظایف و مسئولیتهایی که به ایشان واگذار میشد، دقیق و پیگیر بود به طوری که ساعات کاری ایشان و حضور در مدرسه جهت انجام امور، همیشه تا پاسی از شب ادامه داشته است. به خصوص در این مورد خاطرات زیادی از آشنایان و نزدیکان ایشان نقل شده است.
امید داشت حضرت زهرا(س) بر بالینش بنشیند
در مورد شهادت پدر آنچه از همرزمانش نقل شده است، ایشان در عملیات والفجر هشت در جبهه جنوب در منطقه فاو، دربیست و یکم بهمنماه ۱۳۶۴ بر اثر اصابت ترکش به ناحیه گردن، همزمان با شروع این عملیات و درست در لحظه سوار شدن روی قایق جهت عبور از رودخانه به شهادت رسید و به همین لحاظ جزو اولین شهدای عملیات والفجر هشت بود. همرزمان ایشان نقل کردند که در شب حمله به دنبال پیشانیبند یا فاطمه زهرا(س) بوده است. وقتی از ایشان پرسیدند، چه فرقی بین پیشانیبندها است؟ پاسخ داد: «نمیدونید! من مادر ندارم و دلم خوشه که وقت شهادت، زهرای اطهر بر بالینم نشسته و برایم مادری کند.»
دستهای بخشنده، دلِ عاشق شهادت
همیشه از هر خوراکی و تنقلاتی که برای ما تهیه میکرد، تعداد بیشتری میخرید و بیشتر آنها را به مدرسه میبرد و در ساعات تفریح به دانشآموزان کمبضاعت و ضعیفتر میداد. حتی گاهی که میخواست من را هم تشویق کند، من را به مدرسه میبرد و از تنقلاتی که با هزینه خودش برای دانشآموزان مدرسه تهیه کرده بود، به ما هم میداد. پدرم در وصیتنامه خود در وصف اهمیت و ضرورت جهاد همیشگی در راه خدا و فیض عظیم شهادت، به این دو بیت اشاره کرده است:
در دایرة تاجوران راه ندارد
آن سر که نساییده بپای تو جبین را
ما قافله کعبه عشقیم که رفته است
سر تا سر آفاق صدای جرس
از خانه تا میدان مبارزه؛ نقش الهامبخش خانوادههای شهدا
عدم حضور فیزیکی پدر در خانواده به خصوص در خانوادهای که سه فرزند خردسال حضور دارد، در ظاهر، مسائل و مشکلات زیادی را به همراه دارد. اینکه فرزندان شهدا همیشه بر روی پای خود ایستادهاند و خیلی زود از ابتدای کودکی بار سنگین مسئولیت زندگی را بر دوش داشتهاند، تاثیر بزرگی در خودسازی این خانوادهها داشته است. از سوی دیگر هم نقشه معنوی پررنگی که شهید در جامعه دارد، به طریق اولی تاثیر بسزایی در تقویت روحیه معنوی اعضای خانواده دارد که این امر نیز به نوبه خود موجب تقویت بعد روحی و توسعه معنویت در زندگی خانوادههای شهدا بوده است. همین امر باعث میشود که در تمامی میدانهای جهاد و مبارزه و دفاع از میهن و رهبری و دین، خانوادههای شهدا نه تنها دوش به دوش همه آحاد ملت بلکه همیشه در صف اول پیش قدم برای ورود به عرصه مبارزه هستند.
نقش بیبدیل همسران شهدا در تربیت نسل ایثار و آیندهسازی جامعه
حقیقتاً همسران شهدا بیشترین بار مسئولیت اجتماعی ناشی از جنگ تحمیلی را بر دوش کشیدهاند، به طوری که از یک سو بیشترین مشقتها و بار مسئولیت فرزندان شهدا را بر عهده داشتهاند و سوی دیگر هم نقش مهمی را در تربیت و پرورش یادگاران ایثار برای آینده سازی جامعه اسلامی ایران عهدهدار بودند. در یک خانواده عدم حضور پدر در شرایطی که مادر خانواده باید هم نقش پدر را ایفا کند و هم نقش مادر را، بار مسئولیت زیادی را برای مادر خانواده به همراه خواهد داشت. از آنجایی که خانوادههای شهدا رسالت فرهنگی و اجتماعی مضاعفی را در جامعه اسلامی ایران عهدهدار بودهاند، بار مسئولیت همسران شهدا بسیار بیشتر و سنگینتر از سایر خانوادههایی است که فقدان پدر را تجربه کردهاند. امروز تمامی فرزندان شهدا بدون شک هرچه که دارند در کنار برکت انقلاب، مدیون مادران خود و همسران ایثارگر شهدا هستند. قطعاً شخص بنده و خانواده من هم از این موضوع مستثنی نبودهاند.
حسرت دیدار پدر و استقامت مادر؛ تجربه فرزندان شهدا
فقدان پدر در خانوادههای شهدا قطعاً محدود به عدم حضور فیزیکی بوده است. همه خانوادههای شهدا حضور معنوی شهدا را به صورت کامل و بیبدیل تجربه کردهاند و همین تجربه معنوی ارزشمند بیشترین الهام و حمایت را در زندگی ایشان به همراه داشته است. در کنار لطف خدا و معنویت ناشی از حضور روح پاک شهدا در خانواده، حمایتهای جامعه اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی و به طور ویژه نقش اطرافیان، خانواده و معلمان دلسوز، در زندگی دوران کودکی من بسیار اثرگذار ارزشمند بوده است. عدم حضور پدر در هر مرحلهای از زندگی آثار و تبعات خاصی را برای ما به همراه داشته است، چه از بعد روحی و روانی چه از بعد مادی. عدم برخورداری از حمایتهای پدر، محرومیت از محبتهای پدرانه و محرومیت عاطفی، احساس خلأ ناشی از راهنمای قابل اطمینان، پشتوانه و حامی در دوران کودکی و نوجوانی و حتی جوانی بسیار پررنگ بود، تا امروز که در سن میانسالی حسرت دیدار و دستبوسی پدر همچنان به عنوان یکی از بزرگترین حسرتها و کمبودها در زندگی یک پسر شهید وجود دارد.
لازم به ذکر استی رغم اینکه تلاشها و زحمتهای همیشگی همسران شهدا از جمله والده خود من در جبران خلع ناشی از عدم وجود پدر، ستودنی بوده است، اما همین موضوع فرسودگی شدید همسران شهدا را در پی داشته است که امروز آثار و تبعات ناشی از فشار زندگی گذشته برای ایشان تشکیل چالشهای جدی را به همراه داشته است. این خود بار مسئولیت سنگین مضاعفی بر دوش فرزندان شهداست که هیچگاه قادر به ادای دین در مقابل محبتها و خوبیهای مادران خود نخواهند بود.
ادامه راه پدر، تداوم مسیر انقلاب
همه مردم شریف این سرزمین تا حد توان برای این انقلاب و نظام زحمت کشیدهاند. در این میان خانوادههای شهدا بیشترین زحمت و هزینه را برای تولد، حفظ، بقا و دوام این انقلاب هدیه کردهاند؛ لذا همیشه مسئولیت سنگینتری برای تداوم این مسیر بر دوش خود احساس کردهاند. ادامه راه پدر در هر سنگر ممکن مهمترین انگیزهای بوده که همیشه همه فرزندان شهدا را به تلاش برای ارتقا و ثبات نظام جمهوری اسلامی برانگیخته. همانگونه که در ایام جنگ تحمیلی بسیاری از شیرمردان این سرزمین میدان علمآموزی و دانشاندوزی را ترک نمودند تا در میدان جنگ حق علیه باطل حاضر شوند و حسینگونه ادای تکلیف بکنند، پس از آن در دوران بعد از جنگ نیز وظیفه ما حضور زینبگونه در عرصه علم و فرهنگ و آبادانی بوده است. من هم بر همین منوال و روال تمام تلاش خود را در عرصه علم با هدف ادامه مسیر نورانی پدرم در پیش گرفتم.
علم و نوآوری در مسیر ایران آباد
تلاشهای که در طول سالیان مختلف در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات داشتهام، با لطف خدا و دعای مادر، اتمام تحصیل در مقطع دکترا در دانشگاه تربیت مدرس در رشته فناوری اطلاعات و ارتباطات با انتشار چندین مقاله و چاپ چندین کتاب و در حال حاضر هم تدریس در دانشگاه در همین حوزه بوده است. در حوزه عملی و اجرایی نیز سالها است که در همین بخش در دستگاه و ادارات مرتبط شامل اداره کل ارتباطات و فناوری اطلاعات استان و همینطور شرکت ارتباطات زیرساخت استان مشغول به خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران هستم. در بین تمام فعالیتهایی که در طول دوران تحصیلی و کاری خود در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات داشتم، نقش علمی رساله مقطع دکتری خود را بسیار دوست دارم و میپسندم. شاید در زمانی که هنوز کسب و کارهای فضای مجازی به اهمیت امروز نبود، طرح این موضوع در قالب رساله پژوهشی و ارائه راهکارهای عملی که از نوآوریهای خوبی بود، دستاوردهای آن حداقل برای شخص خودم در طول دوران کاری در این حوزه بسیار اثربخش بود. یکی از آرزوهای من این است که ایران آباد را به عنوان یکی از کشورهای پیشرو در همه عرصهها از جمله در بخش اقتصاد شاهد باشم و خود من نیز بتوانم در این مسیر در حوزه توسعه اقتصاد دیجیتال و بهرهبرداری از زمینههای آن جهت رشد و شکوفایی کشور عزیزم قدم بردارم.
وظیفه هر ایرانی
شکی نیست که از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون بدون شک زحمات زیادی برای این کشور کشیده شده است. قطعاً در این مسیر پرتلاطم، کوتاهیهایی نیز اتفاق افتاده که باید در طراحی و برنامهریزی مسیر آینده توجه جدی به آنها شود. بدون شک آنچه که بر هر ایرانی و هر مسلمانی فرض و واجب است این است که در سایه رهبری و توصیههای داعیانه مقام معظم رهبری تمام تلاش و توان خود را برای شتاب هرچه بیشتر کشور عزیزمان در مسیر توسعه و رفع مشکلات موجود به کار بگیرد. هرکسی در هربخش و حوزهای فعالیت میکند، باید با ارزیابی و نگاه دقیق به گذشته خود تمام ایرادات و نقاط ضعف کار خود را شناسایی کرده و با جرئت و جدیت در جهت رفع آن بکوشد و در این مسیر قطعاً مسئولان و نخبگان مسئولیت بیشتری را بر عهده خواهند داشت.
گفتگو از حمیدرضا گلهاشم