علیرضا نه در میدان جنگ که در غربت اسارت شهید شد
به گزارش نوید شاهد لرستان، شهید غریب اسارت «علیرضا الهیاری» دهم دی ماه سال ۱۳۳۵ در شهرستان خرمشهر و در خانوادهای مذهبی به دنیا آمد. سال ۱۳۵۷ ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد که از وی به یادگار مانده است. پس از پیروزی انقلاب به نیروهای جهادی پیوست و با آغاز جنگ تحمیلی ضمن عضویت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان اسدآباد، به عنوان پاسدار و با سمت تک تیرانداز به جبهههای نبرد حق علیه باطل اعزام شد. در عملیاتهای متعدد شرکت کرد و همراه با دیگر همرزمان خود حماسهها آفرید. در جریان مبارزه با رژیم بعث عراق به اسارت نیروهای عراقی درآمد و در سیام تیرماه سال ۱۳۵۹ در حالی که در دست نیروهای بعثی عراقی اسیر بود بر اثر اصابت گلوله به سر شهید شد و به کاروان عظیم شهدا پیوست. تاکنون اثری از پیکرش به دست نیامده است.

محمدعلی سلطانی از آزادگان سرافراز دوران دفاع مقدس هنوز هم وقتی نام علیرضا الهیاری را میشنود، سکوتی سنگین روی دلش مینشیند؛ سکوتی که بوی رنج و غربت میدهد.
او میگوید روزهای اسارت، روزهایی نبود که بتوانی به سلامت یا درمان امید ببندی. آب آلودهای که در تانکرها میآوردند، تن بسیاری از بچهها را بیمار میکرد؛ بیماریهایی که با نبود دارو و بهداشت، هر روز جان بیشتری را میگرفت.
علیرضا هم یکی از همانها بود. گال از تنش شروع شد، اما خیلی زود تمام بدنش را گرفت. پوستش پر از زخم و آبله شد. درد داشت، تب داشت، اما جرأت نداشت چیزی بگوید. هر کس از بیماری حرف میزد، آنقدر کتک میخورد که دیگر هیچکس حتی به زبان آوردن دردش فکر هم نمیکرد.
وی میگوید: «علیرضا روزبهروز آب میشد. ما هرچه درخواست کمک کردیم، کسی محل نگذاشت. وقتی هم بالاخره قبول کردند او را ببرند، اول آنقدر کتکش زدند که توان راه رفتن نداشت.» او را به بیمارستان بردند؛ بیمارستانی که بیشتر شبیه دروازهای بیبازگشت بود. هیچکس از آنجا سالم برنمیگشت. علیرضا هم برنگشت. هر بار که بچهها سراغش را میگرفتند، پاسخی جز کابل و چوب نمیشنیدند.
محمدعلی سلطانی افزود: «علیرضا همان روزها شهید شد؛ نه در میدان جنگ، بلکه در غربت اسارت، در میان درد و بیدارویی. بدنش پر از زخم بود، اما دلش محکم. او رفت، بیصدا، بینام، بیآنکه اجازه بدهند حتی خداحافظی کنیم».
علیرضا الهیاری، شهید مظلوم اسارت، در همان بیمارستانی که نامش لرزه بر تن اسرا میانداخت، به شهادت رسید؛ و تنها یادش، روایتش و مظلومیتش در دل همرزمانش باقی ماند.
انتهای پیام/