آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۰۳۸۶
۰۸:۳۰

۱۴۰۴/۱۱/۰۸

افراد کمیته با کمبود امکانات به چوب و چماق مسلح بودند

«آن اوایل به دلیل کمبود امکانات و اسلحه، اغلب افراد کمیته به چوب و چماق مسلح بودند و با همان سلاح، نگهبانی می‌دادند ولی با گذشت زمان و دستگیری افراد ضدانقلاب و اشرار، اسلحه آنان ضبط شد و در اختیار بچه‌های کمیته قرار گرفت ...» آنچه می‌خوانید بخشی از خاطرات یکی از فرماندهان دوران دفاع مقدس «منوچهر مهجور» است که تقدیم حضورتان می‌شود.


افراد کمیته با کمبود امکانات به چوب و چماق مسلح بودند

به گزارش نوید شاهد استان قزوین، «منوچهر (علی‌اصغر) مهجور»، متولد ۱۳۲۶ در قزوین است و از فرماندهان دوران دفاع مقدس، فرمانده اولیه تیپ ۱۷ قم و معاون عملیات سپاه بانه در جنگ تحمیلی به شمار می‌رود. وی که هشت سال مدیرکل بنیاد جانبازان قزوین نیز بود، پدر شهید مجید مهجور و برادر شهید جواد مهجور است و تنها دارنده نشان فتح در استان قزوین از سوی رهبر معظم انقلاب می‌باشد.

کنترل مرز‌ها و برقراری امنیت در منطقه

منوچهر (علی‌اصغر) مهجور روایت می‌کند: به خاطر اوضاع متشنج و اتفاقات بزرگ سیاسی در کشور ناامنی و ترس زیر پوست شهر ریشه دوانده بود و روزبه‌روز بر نگرانی و اضطراب مردم مرزنشین افزوده می‌شد.

افراد سلطنت‌طلب و مخالف نظام، ارز و اوراق بهادار و جواهراتی را ضبط کرده و در فکر انتقال پنهانی آنها از مرز‌ها بودند. در یکی از شب‌ها نگهبانان به شخصی برخوردند که قصد داشت با یک گونی پر از دلار از مرز عبور کند. بعد از بازجویی مشخص شد پول‌ها متعلق به بانک است و بعد از صورت‌جلسه، مبلغ را به شهربانی قصر شیرین و از آن‌جا به بانک ملی تحویل دادیم.

مشکلات مرزی به همین‌جا ختم نمی‌شد. افرادی که عضو ساواک بودند یا از عناصر حامی شاهنشاه به حساب می‌آمدند سعی داشتند از طریق مرز فرار کنند. از سوی دیگر ضدانقلاب فعالیت خود در آن‌سوی مرز‌ها و در داخل شهر‌ها و روستا‌ها را آغاز کرده بود و با تجاوز به مال، ناموس و جان مردم و مین‌گذاری در جاده‌ها سعی در متشنج ساختن اوضاع داشت.

در آغاز کار برای ایجاد امنیت تصمیم گرفتیم منطقه را بین نیرو‌های کمیته، مرد محلی و ارتشی‌های انقلابی گروه ضربت تقسیم کنیم بنابراین از مرز خسروی تا کرند غرب، قصرشیرین و سرپل ذهاب را ایست بازرسی گذاشتیم تا نیرو‌های ضدانقلابی و فراریان شاه‌دوستی که بین مردم پنهان شده‌اند دستگیر شوند ما این افراد به مسئولان کرمانشاه تحویل می‌دادیم.

آن اوایل به دلیل کمبود امکانات و اسلحه، اغلب افراد کمیته به چوب و چماق مسلح بودند و با همان سلاح، نگهبانی می‌دادند ولی با گذشت زمان و دستگیری افراد ضدانقلاب و اشرار، اسلحه آنان ضبط شد و در اختیار بچه‌های کمیته قرار گرفت.

جدا از مشکلات و مرز‌های داخلی، در آن سوی مرز‌ها نیز اوضاع متشنج بود و از همان ۲۲ بهمن در پاسگاه مرزی با عراقی‌ها درگیری داشتیم. آنها فرصت را غنیمت شمرده بودند و با حملاتی که به پاسگاه‌های ایران می‌کردند سعی در گسترش مزرعه خود داشتند. با سقوط پی‌درپی پاسگاه‌های مرزی فهمیدیم برای کنترل اوضاع نیاز به یک فکر اساسی داریم بنابراین تصمیم گرفتیم به خدمت حضرت امام برویم و از خود ایشان چاره کار بجوییم.

منبع: کتاب مرد روز‌های بارانی (روایت زندگی علی‌اصغر مهجور از فرماندهان دوران دفاع مقدس)

افراد کمیته با کمبود امکانات به چوب و چماق مسلح بودند


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه