کد خبر : ۶۰۹۸۹۱
۱۳:۱۳

۱۴۰۴/۱۱/۰۳

زمان جهاد فرا رسیده است

شهید «احمد ارژنگی» در نامه‌ای خطاب به پدرش نوشت: «پدر جان الان موقع یاری کردن امام حسین (ع) است. الان موقع جهاد کردن است قربان امام حسین بروم الان این لشکریان امام زمان (عج) می‌گویند، حسین جان! اگر آن موقع که در کربلا تنها و بی یاور با بدن خونین روی زمین افتاده بودی و با دهان مبارکت می‌فرمودی هل من ناصراً ینصرنی، کسی نبود که پسر فاطمه زهرا (ص) را یاری دهد.»


زمان جهاد اکبر رسیده است

به گزارش نوید شاهد شهرستان‌های استان تهران، شهید «احمد ارژنگی»، یادگار هادی و فاطمه دوم اسفندماه سال ۱۳۴۸ در شهرستان تهران به دنیا آمد. او دانش‌آموز دوم راهنمایی بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیست و یکم مهر ماه سال ۱۳۶۲ در بوکان بر اثر اصابت گلوله به سر، توسط نیرو‌های حزب منحله کومله به شهادت رسید. پیکر وی در بهشت‌زهرای زادگاهش قرار دارد.

در ادامه نامه‌ِ شهید «احمد ارژنگی» می‌خوانید:

با سلام به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران و امت شهید پرور، خدمت پدر بزرگوارم سلام عرض می‌کنم و سلامتی شما را از درگاه خداوند متعال خواهانم. خدمت مادر مهربان و دلسوزم سلام عرض می‌کنم و سلامتیتان را از خداوند عزوجل خواهانم و خواستارم. باری پدرجان اگه از حال اینجانب خواسته باشید به لطف خدا خوب هستم و هیچ ناراحتی متوجه ما نیست. برادرم حسن سلام می‌رساند و الان در چادر کنار یکدیگر نشسته‌ایم و او هم برای بچه‌ها نامه می‌نویسد. خدمت برادر مجاهدم ولی‌الله و زن‌داداشم با میثم کوچولو که الان نمی‌دانم در چه حالی به سر می‌برد سلام می‌رسانم و برای شما عزیزان آرزوی خوشی و سلامتی در زندگیتان می‌کنم.

پدر جان الان موقع یاری کردن امام حسین (ع) است. الان موقع جهاد کردن است قربان امام حسین بروم الان این لشکریان امام زمان (عج) می‌گویند، حسین جان! اگر آن موقع که در کربلا تنها و بی یاور با بدن خونین روی زمین افتاده بودی و با دهان مبارکت می‌فرمودی هل من ناصراً ینصرنی، کسی نبود که پسر فاطمه زهرا (ص) را یاری دهد الان شیران بسیجی می‌غرند و کافران را بر زمین می‌افکنند و شما هم زینب گونه حسین زمان را در پشت جبهه یاری می‌دهید. این زمان هنگام جهاد و پاک شدن است و این کارتی که در نامه برایتان می‌فرستم، این مسئله را ان‌شاءالله حلّاجی می‌کند. حدیثی از زبان رسول اکرم (ص) است. خدمت برادر عزیز و با گذشتم علی آقا دعا و سلام مخصوص می‌رسانم و واقعاً از او می‌خواهم از رفتاری که قبلاً با او داشته‌ام مرا ببخشد، ان‌شاءالله. دیگر مزاحم شما نمی‌شوم و شما را به خداوند متعال می‌سپارم.

‌می‌روم مادر که اینک کربلا می‌خواندم. از دیار دور یار آشنا می‌خواندم.

نامهِ شهید «احمد ارژنگی»
نامهِ شهید «احمد ارژنگی»

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه