مناجاتنامه شهید«حمیدرضا ثابتی»
کاش هر روز طعم شهادت را میچشیدیم
این نجوا، گفتوگوی بندهای است که مرگ را پایان نمیبیند و زندگی را جز پلی به سوی تو نمیفهمد؛ مناجاتِ دلی که در آتش عشق الهی میسوزد و از خدا تنها یک خواسته دارد: هر روز شهید شدن، هر روز مردن برای نفس، و یکبار جان دادن برای رسیدن به او.
به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ، بسیجی شهید حمیدرضا ثابتی متولد ۲۷ شهریور ۱۳۴۷ در تهران، نوجوانی مؤمن و قرآنی بود که از کلاسهای قرآن مسجد به سنگرهای جبهه رسید. در حالی که دانشآموز هنرستان بود، با شوق دفاع از اسلام و میهن، از سال ۱۳۶۳ راهی جبههها شد و میان درس و جهاد در رفتوآمد بود. سرانجام در ۱۷سالگی، در عملیات والفجر ۸ و بر اثر بمباران خوشهای در فاو به شهادت رسید و پیکرش در بهشت زهرا (س) آرام گرفت.

بخشی از مناجات نامه شهید والامقام «حمیدرضا ثابتی»
پروردگارم، ای کسی که از هر کسی به من نزدیکتری، ای کسی که هستی و نیستی، حیات و ممات در دست توست. بارالها، راز دلم را فقط به تو میگویم و بس، تو خودت میدانی که بزرگترین آرزوی من چیست. خدایا مرا ببخش. از گناهان من در گذر که تو کریم و رحیم هستی، خدایا ما با تو پیمان بسته بودیم که تا پایان راه برویم و بر سر پیمان خویش هستیم و همچنان استوار میمانیم. خداوندا، بارالها، معبودا، تو خودت میدانی که من عاشق تو هستم و برای رسیدن به تو خیلی رنج کشیدهام. نمیدانم که آیا من لایق شهادت هستم یا لیاقت این کار را ندارم. تو خودت بهتر میدان، پس از خودت خواهش میکنم تا هر چه که میدانی و تقدیر من میباشد برایم ایجاب نمایی.
خدایا میدانی که چه میکشم، پنداری که چون شمع ذوب میشوم، ولی ما از مردن نمیهراسیم.
اما میترسیم بعد از ما ایمان را سر ببرند. اگر نسوزیم هم که روشنایی میرود و جای خود را دوباره شب میسپارد پس باید از یک سو بمانیم تا فردا یا امروز شهید برای آینده شویم و از دیگر سو باید شهید بشویم تا آینده بماند هم باید امروز شهید شویم تا فردا بماند، هم باید بمانیم تا فردا شهید نشود.
عجیب دردی! چه میشد که امروز شهید میشدیم و فردا زنده میشدیم تا دوباره شهید شویم. آری همه یاران سوی مرگ رفتند، در حالی که نگران فردا بودند. برادر و خواهرم، من با امام خمینی(ره) میثاق بستهام و به او وفادارم، زیرا که او به اسلام و قرآن وفادار است و اگر چندین بار مرا بکشند و زندهام کنند، دست از او نخواهم کشید، راه سعادتبخش حسین(ع) سرورمان، را ادامه دهید و زینبوار زندگی کنید.
پایان متن/