شهدای ورامین

آخرین اخبار:
شهدای ورامین

سیاهی چادر تو رنگین‌تر از سرخی خون من است +دستخطِ وصیت‌نامهِ شهید

دستخطِ وصیت‌نامهِ شهید «حسین آقایی» به یادگار مانده است، که در آن نوشته است: «خواهرم، تو باید چنان حجاب اسلامی و کردارت نمونه باشد که سیاهی چادر تو رنگین‌تر از سرخی خون من است.»

همیشه و در همه‌حال از حمایت انقلاب اسلامی دست‌برندارید +دستخطِ وصیت‌نامهِ شهید

دستخطِ وصیت‌نامهِ شهید «اسکندر آقاجانی‌لزرجانی» به یادگار مانده است، که در آن نوشته است: «پیام من به شما این است؛ همیشه و در همه‌حال از حمایت انقلاب اسلامی دست‌برندارید.»

تصاویر کمتر دیده شده شهید ارتشی «مرتضی صادقی‌کتی» |قسمت اول

شهید «مرتضی صادقی‌کتی» یادگار قلی و زهرا نهم آذرماه سال ۱۳۳۸ در روستای شوران از توابع شهرستان ورامین دیده به جهان گشود. به عنوان یکی از نیرو‌های جان بر کف ارتش مقتدر جمهوری اسلامی ایران در جبهه حضور یافت. این شهید گرانقدر بیست و سوم بهمن‌ماه سال ۱۳۶۰ در بستان بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. در ادامه قسمت اول تصاویری از این شهید گرانقدر را مشاهده می‌کنید.

زینب‌وار رسالت شهید را بر دوش بگیرید +دستخطِ وصیت‌نامهِ شهید

دستخطِ وصیت‌نامهِ شهید «موسی سفیدیان» به یادگار مانده است، که در آن نوشته است: «پیام من به شما این است؛ زینب وار رسالت من را بر دوش بگیرید.»

اصغر مکبر مسجد بود

اکبر گلستانی برادر شهید «اصغر گلستانی» می‌گوید: «اصغر علاقه فراوانی به مسجد داشت یک روز قبل از این که به مسجد برود، به من گفت: بیا بیرون بشین من می‌خواهم تکبیر نماز بگویم ومن هم به گفته او عمل کردم. نماز شروع شد و برای اولین بار او با بلندگو تکبیر نماز را گفت. بعد از نماز او دوان دوان پیش من آمد و گفت: داداش جان بگو ببینم من تکبیر راقشنگ گفتم: یا نه؟ و من او را تشویق کردم تا زمانی که او در این مسجد بود تکبیر نماز را می‌گفت.»

اصغر با اینکه سنی نداشت، اما به بچه‌ها نماز یاد می‌داد

خانم‌بالا مهاجر مادر شهید «اصغر گلستانی» روایت می‌کند: «پسرم علاقه بسیاری به نماز، روزه، دعا و نیایش داشت. او عصر‌ها همه‌ی بچه‌های محل را به دور خودش جمع می‌کرد و با اینکه سن بسیار کمی داشت به آنها نماز یاد می‌داد و می‌گفت: هیچ وقت خدا را فراموش نکنیم. در موقعه نماز اولین نفری بود که وارد مسجد می‌شد.»

پسری که مشوق حضور پدر در جبهه بود

علی گلستانی پدر شهید «اصغر گلستانی» نقل می‌کند: «روزی با اصغر در خانه خلوت کرده بودیم که اصغر بدون مقدمه شروع کرد برای من از جبهه صحبت کردن، من هم با علاقه حرف‌های او را می‌شنیدم. بعد از این که پسرم حرف‌های زیادی برای من گفته بود، به شوخی گفتم اصغر حالا واقعا می‌روی جبهه می‌جنگید یا این که پشت خاک ریز قایم می‌شوی؟ او هم در جواب من گفت: اگر راست می‌گویی بیا و ببین. خلاصه آنقدر توی گوش من خواند تا این که مرا به جبهه فرستاد.»

با منافقین که قصد هجوم به ایران را دارند قاطعانه برخورد کنید

شهید «اصغر گلستانی» در وصیت‌نامه‌اش نوشته است: «با منافقین و ابر قدرت‌ها هرگاه قصد هجوم به ایران را داشتند قاطعانه با آنها برخورد کنید.»

روایت «شهید جعفری منش» از یک دست‌‌نوشته «شهید فرزانگان»: اسارت دنیا را نخواهیم کشید

شهید «محمد جعفری‌منش» در روایتی از دست‌‌نوشته «شهید فرزانگان» نوشته است: «جائی هستیم که لحظه‌اش را به همه عمر زندگی کردن در شهر خودمان نمی‌فروشیم. ما اسیر هستیم، اسیر خدا قلب ما آکنده از وجود اوست. اینجا عبادت معنا دارد یعنی ما قبلا گفتار داشتیم ولی حالا عمل اینجا نماز شب جمیع است، اینجا ارتباط مستقیم است، اینجا تغییر انسان به تولدی جدید است، همه زندگی به یک طرف، لحظه‌ای در اینجا بودن ارزشی بیشتر دارد، خدا می‌داند اسارت این دنیا را نخواهیم کشید و خدا می‌داند به عشق او به اینجا آمده‌ایم.»

تصاویر کمتر دیده شده پاسدار شهید «محمد فرجی» |قسمت دوم

شهید «محمد فرجی» یادگار ولی‌الله (فوت۱۳۵۹) و شکوفه نهم مهر ۱۳۳۵ در شهرستان ورامین دیده به جهان گشود. پاسدار بود. شانزدهم فروردین ۱۳۶۱ با سمت نیروی حفاظت از رئیس‌جمهور در تهران به شهادت رسید. در ادامه قسمت دوم تصاویری از این شهید را می‌بینید.

تصاویر کمتر دیده شده پاسدار شهید «محمد فرجی» |قسمت اول

شهید «محمد فرجی» یادگار ولی‌الله (فوت۱۳۵۹) و شکوفه نهم مهر ۱۳۳۵ در شهرستان ورامین دیده به جهان گشود. پاسدار بود. شانزدهم فروردین ۱۳۶۱ با سمت نیروی حفاظت از رئیس‌جمهور در تهران به شهادت رسید. در ادامه قسمت اول تصاویری از این شهید را می‌بینید.

تصاویر منتشر نشده شهید «مسلم تاجیک بالایی»

شهید «مسلم تاجیک بالایی»، یادگار مصیب و بتول چهارم تیر ماه سال ۱۳۴۳ در روستای حصاربالا از توابع شهرستان ورامین به دنیا آمد. با آغاز جنگ تحمیلی به جبهه اعزام شد و پس از دلاوری‌های فراوان هفتم مرداد ماه سال ۱۳۶۱ در پاسگاه زید عراق بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید. در ادامه تصاویری از این شهید را می‌بینید.

نگران من نباشید، حالم خوب است

شهید «احمد ارژنگی» در نامه‌ای خطاب به خانواده‌اش نوشت: «ناراحت نباشید من مواظب خودم هستم. مهدی جان گذشته‌ها را فراموش کن و این لطف الهی که به ما شد و یکی از خانواده ما در جبهه شرکت کرد، به برکت قرآن خواندن‌ها و نماز شب‌های شما بود وگرنه من کسی نیستم. مهدی جان مواظب کار‌های محمود باش.»

مادرجان دیدارمان زمانی‌ باشد که راه کربلا باز شود و با هم به زیارت کربلا برویم

شهید «احمد ارژنگی» در نامه‌ای خطاب به مادرش نوشت: «مادر جان حال من خوب است. راستی حسن بهم گفت: ننه گفته قدر یه ۲۴ ساعت بیاد ببینمش. آخه مادر با ایمان، حالا چه وقت ملاقات ما باید ان‌شاءالله راه کربلا را باز کنیم، بعد اگر زنده بودیم بیائیم و با هم به زیارت کربلا برویم.»

به دیدار خانواده‌های شهدا بروید

شهید «احمد ارژنگی» در نامه‌ای خطاب به پدرش نوشت: «من نمی‌دانم که این نامه چه وقت به دست شما می‌رسد ولی خواهش می‌کنم که ایام نوروز را اگه توانستید به دیدار خانواده‌های شهدا بروید، به دیدار جانبازان بروید، به بهشت زهرا بروید، به جبهه کمک کنید برای آن دنیایتان توشه برگیرید.»

زمان جهاد فرا رسیده است

شهید «احمد ارژنگی» در نامه‌ای خطاب به پدرش نوشت: «پدر جان الان موقع یاری کردن امام حسین (ع) است. الان موقع جهاد کردن است قربان امام حسین بروم الان این لشکریان امام زمان (عج) می‌گویند، حسین جان! اگر آن موقع که در کربلا تنها و بی یاور با بدن خونین روی زمین افتاده بودی و با دهان مبارکت می‌فرمودی هل من ناصراً ینصرنی، کسی نبود که پسر فاطمه زهرا (ص) را یاری دهد.»

تصاویر کمتر دیده شده شهید «محمد جعفری‌منش» |قسمت سوم

شهید «محمد جعفری‌منش» سال ۶۲ در عملیات والفجر۴ و در ارتفاعات ۱۹۰۴ بر اثر برخورد ترکش به سرش مجروح شد. روزگار جانبازی او از ۲۲ سالگی آغاز شد. سرانجام در ۱۵ مردادماه ۹۳ در بیمارستان عرفان تهران به آرزویش یعنی شهادت رسید. در ادامه قسمت سوم تصاویری از این شهید را می‌بینید.

تصاویر کمتر دیده شده شهید «محمد جعفری‌منش» |قسمت دوم

شهید «محمد جعفری‌منش» سال ۶۲ در عملیات والفجر۴ و در ارتفاعات ۱۹۰۴ بر اثر برخورد ترکش به سرش مجروح شد. روزگار جانبازی او از ۲۲ سالگی آغاز شد. سرانجام در ۱۵ مردادماه ۹۳ در بیمارستان عرفان تهران به آرزویش یعنی شهادت رسید. در ادامه قسمت دوم تصاویری از این شهید را می‌بینید.

تصاویر کمتر دیده شده شهید «محمد جعفری‌منش» |قسمت اول

شهید «محمد جعفری‌منش» سال ۶۲ در عملیات والفجر۴ و در ارتفاعات ۱۹۰۴ بر اثر برخورد ترکش به سرش مجروح شد. روزگار جانبازی او از ۲۲ سالگی آغاز شد. سرانجام در ۱۵ مردادماه ۹۳ در بیمارستان عرفان تهران به آرزویش یعنی شهادت رسید. در ادامه قسمت اول تصاویری از این شهید را می‌بینید.

شهید احمدی‌پور: هیچگونه تبعیضی برای افراد قائل نشوید

شهید «محمد احمدی‌پور» در وصیت‌نامه‌اش نوشت: «ای برادر متعهد و مسئول همان‌گونه که شیر مردان روز و شب حماسه می‌آفرینند و از جان و مال خود هیچ‌گونه دریغی ندارند، در اداره‌جات و کارخانجات این صفت رذل انسانی، (یعنی پارتی بازی) را کنار بگذارید و به عدل وقسط به امور امت اسلامی رسیدگی کنید؛ و هیچگونه تبعیضی برای افراد قائل نشوید.»
طراحی و تولید: ایران سامانه