شهدای ورامین

آخرین اخبار:
شهدای ورامین

مجموعه تصاویر شهید «قاسم کارخانه»

شهید قاسم کارخانه، یادگار جعفر و خاور سیزدهم آذر ماه سال ۱۳۳۳ در شهرستان ورامین به دنیا آمد. با آغاز جنگ تحمیلی به عنوان ارتشی به جبهه اعزام شد و پس از دلاوری‌های فراوان این شهید گرانقدر نهم مهر ۱۳۸۲ در پارچین پاکدشت بر اثر سوختگی با مواد منفجره هنگام انجام وظیفه به شهادت رسید.

شهید «امیر محمدیان» در قاب تصاویر

شهید امیر محمدیان، یادگار محمدرضا و‌ام‌البنبن بیستم دی ماه سال ۱۳۵۸ در استان تهران به دنیا آمد. از طریق ارتش به جبهه اعزام شد. این شهید گرانقدر پانزدهم آذرماه سال ۱۳۸۴ بر اثر سقوط هواپیمایی ۱۳۰C بشهدای ورامین به شهادت رسید.

تصاویر منتشر نشده شهید «اکبر جعفری»

شهید اکبر جعفری، یادگار حسن و صدیقه بیستم بهمن ماه سال ۱۳۳۸ در شهرستان ورامین چشم به جهان گشود. با آغاز جنگ تحمیلی به عنوان ارتشی به جبهه اعزام شد و پس از دلاوری‌های فراوان چهارم اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۴ بر اثر انفجار پارچین در منطقه عملیاتی پارچین توسط انفجار به شهادت رسید.

تصاویر دیده نشده شهید «مصطفی جدیدی»

شهید مصطفی جدیدی، یادگار مرتضی و طاهره سال ۱۳۴۷ در استان خرم آباد شهرستان الیگودرز چشم به جهان گشود. کارمند نیروی هدایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود.ششم آذرماه سال ۱۳۸۵ بر اثر سوانح هوایی غیر جنگی در منطقه عملیاتی فرودگاه تهران توسط سقوط هواپیمایی G۱۳۰ به شهادت رسید.

«حسن منصوری» در عملیات والفجر ۸ آسمانی شد

شهید منصوری که همچون سایر رزمندگان ایران اسلامی برای دفاع از خاک میهن، جان خود را در طبق اخلاص نهاده بود سرانجام پس از رشادت‌های فراوان در تاریخ بیست و هفتم بهمن سال ۱۳۶۴ با حضور در عملیات غرور آفرین والفجر هشت در منطقه‌ی فاو بر اثر ترکش خمپاره به آرزوی خود یعنی شهادت در راه اسلام رسید و به برادر شهیدش «محسن» پیوست.

تصاویر کمتر دیده شده شهید ارتشی «مرتضی صادقی‌کتی» |قسمت سوم

شهید «مرتضی صادقی‌کتی»، یادگار قلی و زهرا نهم آذرماه سال ۱۳۳۸ در روستای شوران از توابع شهرستان ورامین چشم به جهان گشود. با آغاز جنگ تحمیلی به جبهه اعزام شد و پس از دلاوری‌های فراوان بیست و سوم بهمن‌ماه سال ۱۳۶۰ در بستان بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. در ادامه قسمت سوم تصاویری از این شهید گرانقدر را مشاهده می‌کنید.

تصاویر منتشر نشده شهید «عبداله محالی»

شهید «عبداله محالی»، یادگار عزیزالله و گلناز نهم اردیبهشت ۱۳۴۴ در شهرستان ورامین به دنیا آمد. با آغاز جنگ تحمیلی به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. این شهید گرانقدر سی‌ام تیر ۱۳۶۴ در پنجوین عراق بر اثر اصابت ترکش توپ به سر و کمر به شهادت رسید.

اجر جهاد، شهادت است

شهید «محمدحسن اسماعیلی» در وصیت‌نامه‌اش نوشت: «خدایا! سعی کردم ایمانم را قوت بخشم، تا به جنگ با کافران روم، و جهاد کنم و اجر این جهاد را شهادت می‌بینم، امانتی بودم از تو نزد پدر و مادرم، و باید یک روز می‌آمدم و فکر می‌کنم آن روز رسیده و چه روز زیبایی که خورشید نور، خود را چنان تابان کرده که انسان را متحیر می‌کند.»

شهید «محسن قاجاریه» موسس تیم فوتبال فجر ورامین بود

شهید «محسن قاجاریه» پس از پیروزی انقلاب، با روحیه‌ای انقلابی و ولایت‌مدار به بسیج و سپس سپاه پاسداران پیوست. او در شکل‌گیری تیم فوتبال «فجر ورامین» نیز نقشی موثر داشت. تیمی که بعد‌ها بسیاری از اعضایش در راه دفاع از انقلاب به شهادت رسیدند.

مزد جهاد، شهادت است

شهید «سیدهادی احمدی» در وصیت‌نامه‌اش نوشت: «با صدق و صفا و خلوص نیت و در جهت جلب رضای پروردگار در این راه گام برداریم و به طور یقین بدانیم که مزد جهاد، شهادت است.»

شهید «سیدهادی احمدی» را بیشتر بشناسیم

شهید سیدهادی احمدی در یکم اردیبهشت سال ۱۳۳۵ در خانواده‌ای مذهبی و پایبند به ارزش‌های دینی چشم به جهان گشود. پدرش ابوالقاسم و مادرش ملک نام داشت. او تحصیلات خود را تا مقطع سوم راهنمایی ادامه داد و از همان دوران نوجوانی روحیه‌ای عدالت‌خواه و استوار داشت.

پاسدار شهید «محمدمهدی زواری» شهر جوادآباد و روستای طغان ورامین آرام گرفت +عکس

مراسم تشییع و تدفین شهید «محمدمهدی زواری» از پاسداران هوا فضا جمهوری اسلامی ایران در شهر جواد آباد روستای طغان شهرستان ورامین با حضور پرشور مردم شهیدپرور، ائمه محترم جمعه ورامین، جوادآباد، خیرآباد و دیگر مسئولین شهرستانی برگزار شد.

پاسدار «محمدمهدی زواری» به شهادت رسید

پاسدار شهید محمدمهدی زواری، از فرزندان دشت ورامین و بخش جوادآباد بود که در راه دفاع از نظام مقدس جمهوری اسلامی و در جریان حملات ددمنشانه رژیم کودک کش اسرائیل و آمریکای جنایتکار به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

سه مقام والا: اسارت، جانبازی و شهادت؛ پایان زندگی‌دنیایی یک قهرمان ملی

بهزاد ترکاشوند برادر شهید آزاده «بهروز ترکاشوند» لحظه بازگشت را اینگونه توصیف می‌کند: «وقتی بهروز را دیدم، شوکه شدم. آنقدر لاغر و نحیف شده بود که مادرم با دیدنش از حال رفت. اما چشم‌هایش همچنان پر از نور و امید بود. لبخند می‌زد و می‌گفت الحمدلله که برگشتم. مردم ورامین استقبال بی‌نظیری از او کردند. چندین گوسفند برایش قربانی کردند، احترام خاصی میگذاشتند و هفته‌ها مهمان داشتیم.»

گزارش رسانه ملی از مراسم گرامی‌داشت شهدای امنیت با محوریت شهید ترکاشوند در ورامین

مراسم گرامی‌داشت شهدای امنیت با محوریت شهید «بهروز ترکاشوند» در ورامین با حضور دکتر ذوالقدر دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمودی رییس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی استان تهران، سرهنگ امینی فرمانده سپاه، کادری رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران و رییس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس جنوب شرق استان تهران، خادمیاران رضوی، علما و روحانیون و پیشکسوتان و رزمندگان دفاع مقدس برگزار شد.

سیاهی چادر تو رنگین‌تر از سرخی خون من است +دستخطِ وصیت‌نامهِ شهید

دستخطِ وصیت‌نامهِ شهید «حسین آقایی» به یادگار مانده است، که در آن نوشته است: «خواهرم، تو باید چنان حجاب اسلامی و کردارت نمونه باشد که سیاهی چادر تو رنگین‌تر از سرخی خون من است.»

همیشه و در همه‌حال از حمایت انقلاب اسلامی دست‌برندارید +دستخطِ وصیت‌نامهِ شهید

دستخطِ وصیت‌نامهِ شهید «اسکندر آقاجانی‌لزرجانی» به یادگار مانده است، که در آن نوشته است: «پیام من به شما این است؛ همیشه و در همه‌حال از حمایت انقلاب اسلامی دست‌برندارید.»

تصاویر کمتر دیده شده شهید ارتشی «مرتضی صادقی‌کتی» |قسمت اول

شهید «مرتضی صادقی‌کتی» یادگار قلی و زهرا نهم آذرماه سال ۱۳۳۸ در روستای شوران از توابع شهرستان ورامین دیده به جهان گشود. به عنوان یکی از نیرو‌های جان بر کف ارتش مقتدر جمهوری اسلامی ایران در جبهه حضور یافت. این شهید گرانقدر بیست و سوم بهمن‌ماه سال ۱۳۶۰ در بستان بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. در ادامه قسمت اول تصاویری از این شهید گرانقدر را مشاهده می‌کنید.

زینب‌وار رسالت شهید را بر دوش بگیرید +دستخطِ وصیت‌نامهِ شهید

دستخطِ وصیت‌نامهِ شهید «موسی سفیدیان» به یادگار مانده است، که در آن نوشته است: «پیام من به شما این است؛ زینب وار رسالت من را بر دوش بگیرید.»

اصغر مکبر مسجد بود

اکبر گلستانی برادر شهید «اصغر گلستانی» می‌گوید: «اصغر علاقه فراوانی به مسجد داشت یک روز قبل از این که به مسجد برود، به من گفت: بیا بیرون بشین من می‌خواهم تکبیر نماز بگویم ومن هم به گفته او عمل کردم. نماز شروع شد و برای اولین بار او با بلندگو تکبیر نماز را گفت. بعد از نماز او دوان دوان پیش من آمد و گفت: داداش جان بگو ببینم من تکبیر راقشنگ گفتم: یا نه؟ و من او را تشویق کردم تا زمانی که او در این مسجد بود تکبیر نماز را می‌گفت.»
طراحی و تولید: ایران سامانه