شهید دهه هشتادی ضد استکبار الگویی برای نسلهای بعد از انقلاب
به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید محمد حسین فریح سواری در یازدهم اسفند ماه سال ۱۳۸۲ در خانوادهای متدین در اهواز دیده به جهان گشود. پدرش طالب و مادرش معصومه نام داشت. تا مقطع دیپلم درس خواند و پس از استخدام در سپاه پاسداران به عنوان کادر هوا سپاه مشغول به خدمت شد. سرانجام وی در ۳۱ خرداد ۱۴۰۴ در حین خدمت به انقلاب اسلامی در مواجهه با حملات ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی در اهواز به مقام والای شهادت نائل آمد.

در نگاه تاریخی، شهادت در جبهه مقاومت همواره یک نقطه عطف بوده است هر بار که جمعی از مردم یا رهبران این جبهه به فیض شهادت نائل میآیند موجی از بیداری و همبستگی در میان ملتهای مستضعف و آزادیخواه جهان ایجاد میشود که ثابت میکند مسیر مقاومت همچنان زنده و پویا است.
این پویایی در جنگ دوازده روزه به وضوح دیده شد دشمن با هدف قرار دادن فرماندهان نظامی و دانشمندان هستهای، قصد داشت توان دفاعی و علمی کشور را فلج کند، اما نتیجه معکوس گرفت.
شهادت فرماندهان رشیدی، چون سرلشکر حسین سلامی، سرلشکر محمد باقری و سرلشکر غلامعلی رشید، نهتنها خللی در اراده نیروهای مسلح ایجاد نکرد بلکه انسجام و عزم آنان برای ادامه راه را دوچندان ساخت.
اما شاید عمیقترین تأثیر این فاجعه، بیدار کردن وجدانهای خفته و ثبت جنایتهای صهیونیسم در حافظه تاریخی ملتها بود تصاویر و روایتهای شهدای غیرنظامی، بهویژه کودکان، چنان در اذهان ماندگار شد که تا سالها به عنوان نمادی از مظلومیت و جنایت جنگی در تاریخ ثبت خواهد شد.
این روایتها نشان میدهد که شهدا از طیفها و سلایق گوناگون جامعه بودند؛ از دانشجویان و اساتید دانشگاه تا ورزشکاران نوجوان و کودکان خردسال دشمن با این حملات ناجوانمردانه نشان داد که برای تحقق اهداف خود هیچ خط قرمزی نمیشناسد، اما در مقابل ملت ایران با اتحاد و همدلی بیسابقهای پاسخ این جنایتها را داد.
یکی از شهدای این حمله ناجوانمردانه پاسدار شهید محمد حسین فریح سواری میباشد جوان بیست و یک سالهای که جان خود را نثار وطن کرد تا ذرهای از خاک پاک ایران اسلامی حتی به اندازه یک وجب از دست نرود.
در همین راستا گفت و گوی با «طالب فریح سواری» پدر این شهید بزرگوار را برای علاقمندان منتشر میکند.

از شب تولد در عاشورا تا خادمی پرچم اباعبدالله
محمد حسین در منطقه عین دو اهواز متولد شد، تولد وی در یازده اسفند ماه که دقیقا مصادف با شب دهم محرم و شب عاشورا بود، اسمش را به خاطر محبت به اهل بیت و محبت به سیدالشهدا حسین گذاشتم.
حسین از هفت سالگی کودکی پرچم اباعبدالله الحسین را بر دوش داشت، در موکبها شرکت میکرد خادم زوار بود و در موکب پدربزرگش موکب امام موسی کاظم (ع) در ساحت الحسین (ع) مشغول فعالیت بود و به برکت اهل بیت لحظه لحظه زندگیش بوی حسینی داشت.

حافظ جز بیست نهم و سیام قرآن
محمد حسین از بچگی در مساجد بود در مجالس حفظ قرآن شرکت میکرد و موفق شد با کمک دوستان و هم مسجدی هایش از طریق دورهای که از طرف سپاه پاسداران به قم اعزام شد در طول هفت ماه حافظ جز بیستم و نهم و سی قرآن کریم شود.
کمکهای پنهانی محمد حسین به نیازمندان
پیامبر اکرم (ص) میفرمایند: «دو چیز شأن مؤمن را بالا میبرند: تواضع و حل مشکلات مردم» حسین این دو خصلت را داشت و حلال مشکلات بود.
بهصورت پنهانی که ما اصلاً هیچ خبری از وی نداشتیم کمک به نیازمندان و ایتام کمک میکرد تا اینکه بعد از شهادت مردم به ما مراجعه میکردند و پس از آن فهمیدیم برای یکی پمپ آب خریده بود، برای یکی بستهی غذایی تهیه کرده بود، برای یکی ماهانه مبلغی را کنار میگذاشت. در حالی که شهید والامقام قبل از اینکه استخدام سپاه بشود، کارگر بنایی بود؛ از پول کارگری جدا میکرد و به مردم کمک مینمود.
اولین شهید ورزشکار استان خوزستان در جنگ دوازده روزه
از آن جایی که خود از پیشکسوتان فوتبال بودم محمد حسین نیز از بچگی با من به مسابقات فوتبال می رفت و تمرین می کرد کم کم بزرگ شد و بازیکن باشگاهی شد و با تیمهای جوانان استقلال اهواز، پایندان جنوب و شهباز اهواز به صورت حرفه ای فوتبال بازی کرد.
عنوان اولین شهید ورزشکار استان خوزستان در جنگ دوازده روزه معرفی شد که افتخاری است که در حقیقت نصیب استان خوزستان شد.

حساسیت وی به حجاب
یک بار با مادرش به بازار رفته بود مادرش میگوید: «در مسیر من را امر به معروف کرد.» و گفت: «مادر میدانی یک تار مو که بیرون باشد چقدر شهدا را اذیت میکند.» من تعجب کردم حسین با این سن و سال بیست ساله چنین حرفهایی رو میزد من تعجب میکردم.»
ارادت به شهدا
آقا محمد حسین دهه هشتادی که الان میگویند جوانان ضد آقا محمدحسین از جوانان ضدی بود که ضد استکبار فکر میکرد هر فرصتی پیش میآمد میرفت و برای شهدای انقلاب اسلامی شهدای مدافعان حرم شهدای امنیت شهدای جنگ هشت ساله فاتحه میخواند.

مقید به نماز
محمد حسین هیچوقت نمازش قضا نمیشد یک بار صبح با ناراحتی بیدار شده بود بود گفت: «بابا امروز نمازم قضا شد» گفتم بابا اشکال نداره بیا صبحانه ات را بخور گفت: «نه بابا باید خودمو تنبیه کنم» سه روز روزه گرفت گفت باید میخوام خودمو تنبیه کنم از بچگی نمازش را میخواند و روزه اش را میگرفت.

در خواست دعا از مادر
چند روز قبل از شهادتش به مادرش گفته بود: «مادر نیتی در دل دارم برام دعا کن» مادرش گفت چه نیتی داری گفت: «یه نیتی دارم برام دعا کن که ببینم چی میشه» مادرش میگوید وقت نماز گفتم یا امام حسین پسرم یک نیتی دارد براش برآورده کن روز بعد آمد گفت: «مادر برام دعا کردی» گفتم بله مادر برات دعا کردم مادرش گفته در جوابم گفت: «مادر منم خواب خوبی دیدم بهت نمیگم انگار میخواهم پرواز کنم.»
هنگامی که خاله هاش که مثل مادرش بودن و جز محارب هستند به خانه ما میآمدن حسین اول در میزد و از پشت در میگفت: «حجابتون رو درست کنید» خاله هاش به او میخندیدن و میگفتند حسین ما مثل مادرتیم حسین میگفت: «حتی اگه مادرم باشید باید حجابتان باید کامل باشد تا من بیام داخل اگه شما حجاب کامل نباشد من داخل نمیام.»
هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة
هنگامی که دفاع مقدس دوازده روزه شروع شد من حسین رو صدا زدم و گفتم: «آقا حسین جنگ شروع شد الان دنبالت میفرستند» حسین تکونی خورد و نزدیک من نشست و گفت: «بابا من اولین نفر اعزام میشوم اگر من نرم اگر جنابعالی نری پس چه کسی میخواهد از این خاک دفاع کند.» او شجاع و نترس بود تربیت مکتب اباعبدالله حسین بود هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة رو به خوبی اجرا کرد.

تجدید میثاق محمد حسین با شهدا یک روز قبل از شهادت
چهار سال پیش رفته بود قطعه مدافعان حرم همان جایی که الان مدفن مطهرش میباشد و عکسی را با شهدا به یادگار گرفت و به مادرش گفت: «مادر جان زمانی خواهد آمد عکسم را با شهدا خواهید دید و به من افتخار خواهید کرد.» و همین اتفاق افتاد آقا محمد حسین مزارش در قطعه مدافعان حرم همان جایی که عکسی را به یادگار گرفته بود.
ما به محمد حسین افتخار میکنیم چرا که با شهادتش ما رو بیش از پیش با واژه شهادت آشنا کرد و ما را از خواب غفلت بیدار کرد.
محمد حسین یک روز قبل از اینکه شهید شود به زیارت گلزار شهید سردار سرلشکر عکسی رو به یادگار گذاشته بود و تجدید میثاق کرده بود با شهدا این از شهدای والامقام که خود را جدا از شهدا نمیدانستند.
او با همان لباس و انگشتری که به زیارت شهید هاشمی رفته بود به شهادت رسید حسین باعث افتخار من و کل طایفهی من شداست، احترام من اگر قبلا صد برابر بود الان هزاران برابر شده است مردم شهدای ما را قدر میدانند.

بی قراری و آراستگی قبل از شهادت
حسین قبل از شهادت بی قرار بود انگار میدانست قرار است که شهید شود، شهدا خوشحال به چیزی است که خدا میخواهد به آنها بدهد، حسین انگار بهش الهام شده بود که میخواست شهید بشه روز شهادت حسین جدیدترین و بهترین لباسها را پوشید عطر زد انگشتر عقیق و فیروزه اش دستش کرد، حسین ساعت هفت رفت سرکار ساعت پنج و نیم دیگه به ما خبر دادند در حالی که آقا حسین ساعت دو و نیم نرگس به فیض شهادت رسید.
خبر شهادت
موقع غروب بود من بازار بودم یکی از همکارای شهید که فامیل نزدیک ما بود بهم زنگ زد گفته آقای سواری کجایی گفتم من بازارم گفت یک سری بزن اورژانس بیمارستان بقایی گفتم چیزیذ شده گفت حسین نمیدونم مریض شده بردنش اورژانس من همان لحظه قلبم آگاه شد که برای حسین اتفاقی افتاد نمیدانم مسیر ده کیلومتری را چطور به بیمارستان رسیدم.
وارد که شدم حاج آقایی که مسئول عقیدتی بود به استقبالم آمد و گفت شما پدر محمد حسین هستید گفتم بله در خدمت هستم گفت آقا بمباران شده و پاسداران چند نفر شهید شدند آقا محمدحسین هم باهاشون بود من اولین کلامی که گفتم: «الحمدالله، اللهم تقبل منا الشهید.»
سپس با برادرم تماس گرفتم و به او گفتم چه اتفاقی افتاده است او نیز به مادرش گفت مادرش با من تماس گرفت و گریه میکرد بهش گفتم چیزی نیست بیمارستانم الان تحت عمل جراحی نگران نباش دل گفتن نداشتم داشتم که پسرش شهید شد.
شهادت پاداش پاکدامنیها و مجاهدتهای حسین بود
هیچ وقت فکر نمیکردم که روزی روزگاری پدر شهید شوم، ولی قبل از جنگ در حال استراحت بودم، حسین رو صدا کردم حسین با چهرهای نورانی آمد پیشم تعجب کردم یک درخواستی ازش داشتم گفت چشم بابا کلمه بابا هیچ وقت از دهان حسین نمیافتاد از بچگی یاد گرفته بود صداش که میکردم میگفت بابا خبردار میایستاد برای من و مادرش خیلی احترام قائل بود.
شب که میخواستم استراحت کنم با خودم گفتم محمد حسین روزی شهید خواهد شد صورت نورانی و روحانی داشت واقعا همین اتفاق هم افتاد پس از چند روز به آرزوی دیرینه اش که شهادت بود رسید حسین لیاقت شهادت داشت شهادت پاداش پاکدامنی ها، مجاهدتها و پاکیهای حسین بود.

پسرم همانند مدال شجاعت همیشه همراه من خواهد بود
حقیقتش درست است فرزند رشیدم در راه اسلام شهید شد و واقعا سخته دوری یکی از فرزندانت ولی راهی که حسین رفته راه امام حسین، پسرم خود را فدای وطنش فدای مردمش کرد ما باید به چنین شهیدانی افتخار کنیم پسر من عاقبت به خیر شد از کجا معلوم که من پدر مانند او عاقبت بخیر شوم، پیامبر اسلام میفرمایید: «بهترین مردن شهادت است» آقا محمدحسین همانند مدال شجاعت همیشه همراه من خواهد بود.
من همیشه هنگام قنوت میگم اللهم عرض شهادت فی سبیل شهادت افتخاره شهادت حیف آدم مرگ طبیعی بمیره حسین افتخاری برای کل خانواده است.

زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست
افتخار میکنم که به مجموعه بزرگ معظم خانوادههای شهدا پیوستم چه حسی بهتر از این که آدم پدر شهید باشد، رهبر معظم انقلاب که فرمودند: «زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست» که کلام به موقع و هدفمندی بود.
بنده دست تک تک پدران شهدا را میبوسم که چنین فرزندانی رو تقدیم انقلاب کردند و ان شاالله شهدا شفاعت ما را کنند.
حکومت جمهوری اسلامی ایران نیازمند خون شهداست تا این درخت تنومند انقلاب هیچ وقت خشک نشود بنده به مادران شهدا ادای احترام میکنم واقعا باید به خودشون افتخار کنند که با شیر حلال چنین فرزندانی را تربیت کردند و تقدیم نظام کردند.
هدف اغتشاشگران دیانت مردم بود
متاسفانه بعضی از اغتشاشگران فریب دشمنان اسلام رو خوردند و اقدام با آتش زدن مساجد آتش زدن، آمبولانس آتش زدن ماشینهای آتش نشانی و آتش زدن بانکها کردند اگر مشکلتون اقتصادی چرا فروشگاههایی که رزق و روزی مردم آنجا هست خراب میکنید یا میسوزونید.
همان گونه که امام خمینی (ره) فرمود: «مسجد سنگر است سنگرها را پر کنید» اغتشاشگران هدفشان دیانت مردم بود قلب تپنده اسلام امروز مساجد است همانگونه که فرزند شهیدم در مسجد بزرگ شد قرآن یاد گرفت و آموزههای دینی را یاد گرفت.
هدف اغتشاشگران نابودی اسلام بود به شدت محکوم میکنم و در اینجا تجدید میثاق میکنم با خون شهدا و تجدید بیعت میکنم با مقام ولایت رهبری حضرت آیت الله خامنهای و بنده اعلام میکنم پای این انقلاب هستیم حتی خون جوانان ما هم ریخته شود ما هزینه مدهیم فقط پرچم ایرانمان بر افراشته باشد مشکلات اقتصادی هست ولی باید فرصت داد مشکلات مردم هم حل خواهد شد.
به برکت خون شهدا همه مشکلات حل خواهد شد
رهبر معظم انقلاب در یکی از سخنرانی هایشان فرمود: «شهید میمرد تا اصول و ارزشها زنده بماند» واقعا با شهادت فرزندانمان اصول و ارزشها زنده خواهند ماند مساجد بیش از بیش جوانان انقلابی ولایی و وطن دوست ما پر خواهند شد.
ما ایرانمان رو دوست داریم هیچ جا دنیا مثل ایران نمیشود به برکت خون شهدا همه مشکلات حل خواهد شد ولی مردم باید صبر کنند مشکلات هم حل خواهد شد کشور ما دشمنان زیادی دارد.
همان گونه که مقام معظم رهبری فرمودند: «تا قله راهی نمانده» به تفسیر خودم رسیدن به قلعه مشکلاتی خواهد داشت پستی و بلندیهایی خواهد داشت که به برکت اباعبدالله حسین و شهدای ما رفع خواهد شد و ما به سر مقصود اصلی خواهیم رسید.
انتهای پیام/