از ساعت 8 شب ماموریت آغاز شد، پس از چند ساعت مبارزه و اتمام مهمات به اسارت کومله در مي آيند، حدود 10 ساعت دشمن او را با قنداقه ی تفنگ شکنجه میداد و سينه پر عشق به امام و امتش را مي سوزاند.
حال اينجانب چون احساس مسئوليت نموده ام و از همه مهمتر مهر و محبتى كه نسبت به امام و اسلام عزيز پيدا كرده ام باعث شده كه من روانه جبهه حق عليه باطل شوم تا بتوانم دِين خود را نسبت به اسلام ادا كنم .
برادرم: حال كه من نتوانستم با زنده بودنم تو را كمكى كرده باشم و تو را بسوى امام زمان مهدى (عج) بكشانم اميدوارم كه با مرگ خود تو را بسوى امام زمان بكشانم...
او عشق به سیدالشهدا را با شير مادر در کودکي به جان پذیرفته و همواره عشق به حضرتش کشتی نجات و چراغ راهش بوده است که اين معني در وصيتنامه اش به کرات عنوان شده از آن جمله مي نويسد: «مگر مي شود که پيرو شيعه حسين (عليه السلام) باشيم و عاشق شهادت نباشيم .»
شهید علی محمد کرمی ابوالوردی در ششم فروردین ماه 1339 در مرودشت دیده به جهان گشود. تحصیلات را تا دوم متوسطه گذراند . وی سرانجام در 28 تیر ماه 1328 به شهادت رسید.
در دست بچه هاي کوچک شاخه هاي گل ديده مي شد که با شادي ، مرتب آنرا تکان مي دادند پدران و مادراني بودند که سبدهاي ميوه به همراه داشتند کم کم لحظه هاي حرکت کاروان عشق به سوي قربانگاه نزديک مي شد در جمع گروه اعزامي اسماعيل هاي زيادي ديده مي شد که عاشقانه به سوي وعده گاه حق و حقيقت به شتاب مي رفتند و مادراني بودند که همچون هاجر فرزندان خويش را بدرقه مي کردند.