خاطرات شفاهی والدین شهدا

آخرین اخبار:
خاطرات شفاهی والدین شهدا

«نماز اول وقت»؛ آخرین وصیت تنها لاله ی روستای «تل‌دراز» در ارتفاعات پیرانشهر

شهید «آیت صدیقی‌نژاد»، متولد سال ۱۳۶۵، ستوان‌یکمی بود که در ۱۳ شهریورماه ۱۳۹۰ در مقابله با اشرار پژاک، نام خود را در فهرست شهدای مدافع امنیت ثبت کرد.
خاطرات شفاهی والدین شهدای جنگ 12 روزه؛

شهیدی که پشت میز حسابداری، سجاده‌اش را فراموش نکرد

شهید جنگ 12 روزه، «پویا آموسی»، مردانه زیست تا ثابت کند که می‌توان هم دانشجو بود، هم کارگر، هم نمازخوان و هم فرزندی دلسوز. این شهید بزرگوار در خیابان نواب دانشگاه، درس خواند، اما در مسجد محله‌شان مردانگی را معنا کرد. آمدنش خیر بود و رفتنش، برکتی شد برای همه کسانی که وی را دوست داشتند.
خاطرات شفاهی والدین شهدا؛

وداع در آخرین تماس؛ «حسین» مرخصی‌اش را با شهادت معاوضه کرد

حسین از پشت تلفن نوید مرخصی و بازگشت می‌داد، اما تقدیر، جنگ را میان او و خانه قرار داد تا وعده دیدار را به قیامت بسپارد. پای صحبت‌های پدر و مادر شهید «حسین کاروان» می‌نشینیم؛ شهیدی که نامش با روز‌های حماسه و ایثار گره خورده و یادش در جنگ رمضان جاودانه شده است.
خاطرات شفاهی خانواده شهدا؛

اباصلت پول تو جیبی‌اش را به نیازمندان می‌داد

فرنگیس چراغی‌کمالی خواهر شهید «اباصلت چراغی‌کمالی» روایت می‌کند: برادرم خیلی دلسوز و مهربان بود. یادم می‌آید اباصلت با دستکاری در شناسنامه‌اش موفق شد به جبهه برود و همیشه به همرزمش می‌گفت: «دوست‌دارم شهید شوم». همیشه پول تو جیبی‌اش را به نیازمندان کمک می‌کرد.

هاشم شیفته خدمت به کشورش بود

برادر شهید «هاشم سرحدی» روایت می‌کند: با آغاز جنگ تحمیلی هاشم دوران مقدس سربازی را سپری می‌کرد. خدمتش که تمام شد، تصمیم گرفت دوباره در منطقه بماند و خدمت کند.  او شیفته خدمت به کشورش بود و پس از دلاوری‌های فراوان در محاصره شهر آبادان به شهادت رسید.

ثبت ناگفته‌های حماسه «جنگ رمضان»؛ گنجینه شفاهی شهدای کهگیلویه و بویراحمد ماندگار می‌شود

معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثارگران کهگیلویه و بویراحمد از اجرای طرح جامع ثبت روایت‌های میدانی خانواده‌های معظم شهدای «جنگ رمضان» خبر داد و این اقدام را گامی حیاتی برای پاسداشت حافظه تاریخی و صیانت از سرمایه معنوی مردم این دیار قهرمان‌پرور توصیف کرد.
خاطره‌نگاری والدین شهدا

روایت پدرانه از مهمترین عامل عروج فرزندش/ سخت‌ترین روز زندگی‌ام هنگام دیدن پیکر شایان بود

محمدحسن تبریزی‌امجد می‌گوید: «سخت‌ترین روز زندگی من لحظه‌ای بود که برای شناسایی پیکر شایان رفتم. مهمترین عاملی که سبب صعود شایان شد، نماز و احترام به والدین بود.»
خاطرات شفاهی والدین شهدا

مرخصی برای دیدن پدر و مادر

مادر شهید «فیروز برزگر» بیان میکند: قربان صدقه اش رفتم و به او گفتم دورت بگردم، پسرم گفت: مادر این حرف‌ها را نزن من برای دیدن شما و پدرم میایم و گرنه مرخصی نمی‌آمدم.
خاطرات شفاهی والدین شهدا

پسرم در راه خدا قربانی شد

مادر شهید بزرگوار «قربانعلی براتی» بیان می‌کند: همسرم اسمش را قربانعلی گذاشت و گفت اسمش را قربان میگذارم تا در راه خدا قربانی شود و همانطور هم شد.
شهید علی اکبر طالبیان اشکذری؛

شربتی که نوشیده نشد؛ روایتی از عجله یک رزمنده تا اشک یک مادر

«یک لیوان شربتِ نخورده، قصهٔ عجلهٔ پسری که دیگر برنگشت… در تازه‌ترین قسمت از برنامه «آسمان، آبی‌تر»، روایت مادر شهید «علی‌اکبر طالبیان اشکذری» را می‌شنویم؛ روایتی از وداعی ساده و شربتی که همیشه ته لیوان ماند. این مجموعه، مرور خاطراتِ نابِ والدین شهدا، آزادگان و جانبازان استان یزد است؛ خاطراتی که از استودیو بنیاد شهید تا خانه‌های شما راه پیدا می‌کند. نوید شاهد یزد شما را به دیدن این مصاحبه دعوت می‌کند.
خاطرات شفاهی مادر شهید:

قهرمانی ۱۶ ساله که هویتش پس از شهادتش آشکار شد

مادر بزرگوار شهید «نادر معصوم زاده علیار» در خاطراتی از فرزند شهیدش تعریف می‌کند:«ما بعد از شهادتش متوجه شدیم او چه فعالیت‌ها و کار‌های بزرگی را در مسجد و محله به انجام می‌رسانده که حتی ما هم از عمق آن خبر نداشتیم. گویی او زندگی دیگری را به موازات زندگی روزمره‌اش اداره می‌کرده است.»
خاطرات شفاهی والدین شهدا؛

ما را به خدا سپرد و رفت

مادر شهید عابدی فهیم گفت: آخرین باری که او را دیدم ما را به خدا سپرد و رفت.
خاطرات شفاهی والدین شهدا؛

دعای مادر شهیدی که با توسل به حضرت فاطمه زهرا(س) مستجاب شد

مادر شهید «محمودرضا بریانیان» در گفت‌وگویی با اشاره به سال‌های انتظار برای فرزند مفقودش، از لحظه‌ای گفت که در کنار خانه خدا، به حضرت فاطمه زهرا(س) توسل کرد و مدت زیادی زمان نبرد که دعایش به اجابت رسید.
مادر شهید اصغر زیبنده:

پسرم آرزو کرده بود همچون حسین(ع)، تشنه لب به شهادت برسد

«آسمان، آبی‌تر» مجموعه کلیپ‌های مصاحبه با والدین شهدا، آزادگان و جانبازان دفاع مقدس استان یزد است. این برنامه در استودیو بنیاد شهید و امور ایثارگران با همکاری صدا و سیمای مرکز استان ضبط و پس از تدوین از شبکه استانی یزد پخش می‌شود. این قسمت از «آسمان، آبی‌تر» با مادر بزرگوار شهید «اصغر زیبنده» به مصاحبه پرداخته است. نوید شاهد شما را به دیدن این مصاحبه دعوت می‌کند.
خاطرات شفاهی والدین شهدا؛

پسرم رفت تا پدر نابینایش را یاری کند اما به شهادت رسید

مادر شهید «محمد شهریاری» می‌گوید: هنوز وقت سربازی رفتنش نرسیده بود که گفت می‌خواهد زودتر برود تا خدمتش را تمام کند و بتواند به پدرش رسیدگی کند، چون پدرش نابینا بود. پدرش با رفتنش موافق بود و گفت؛ چون خودش دوست دارد برود، من مخالفتی ندارم. اما من به رفتنش راضی نبودم. سه ماه از پایان خدمتش گذشته بود؛ در این مدت فقط یک‌بار به خانه برگشت و دیگر نیامد... تا این‌که به شهادت رسید.
خاطرات شفاهی والدین شهدا؛

شهیدی از خط مقدم سلامت که تقدیرش شهادت بود

پدر شهید مدافع سلامت «سعادت سجادیان» می‌گوید: وقتی او به دنیا آمد، اسمش را «سعادت» گذاشتم، چون با آمدنش سعادت بزرگی نصیب ما شد. دختری خوب و درس‌خوانی بود. زمان شروع بیماری کرونا بود و در بخشی کار می‌کرد که بیماران مبتلا به کرونا زیاد به آن مراجعه می‌کردند، تا اینکه خودش هم به این بیماری مبتلا شد. شهادتش تأثیر زیادی بر من گذاشت. شهادت تقدیرش بود و نمی‌شود در برابر تقدیر الهی ایستاد.
خاطرات شفاهی والدین شهدا؛

«برمی‌گردم»؛ قول شهیدی که آسمانی شد

مادر شهید «استکی» از آخرین گفته‌های پسرش گفت: «من لیاقت شهادت ندارم و برمی‌گردم.» اما وصال یار، او را به آسمانی دیگر رهنمون کرد.

مادری در سوگِ سیدموسی؛ شهادتت مبارک

«آسمان، آبی‌تر» مجموعه کلیپ‌های مصاحبه با والدین شهدا، آزادگان و جانبازان دفاع مقدس استان یزد است. این برنامه در استودیو بنیاد شهید و امور ایثارگران با همکاری صدا و سیمای مرکز استان ضبط و پس از تدوین از شبکه استانی یزد پخش می‌شود. این قسمت از «آسمان، آبی‌تر» با مادر بزرگوار شهید «سیدموسی شاه میری» به مصاحبه پرداخته است. مادر بزرگوار شهید بیان کرد: «وقتی پیکرِ سیدموسی به روستای عقدا رسید، با چشمانی اشکبار اما قلبی سرشار از پذیرشِ تقدسِ شهادت، بر بالینش ایستادم و در سکوتی که فریادِ عشق بود، «شهادتش را تبریک گفتم.» نوید شاهد شما را به دیدن این مصاحبه دعوت می‌کند.
خاطره نگاری والدین شهدا؛

طلایه‌دار علم و شهادت: روایت پدر شهید "محمدعلی یعقوبی" از موفقیت تحصیلی فرزند پس از عملیات والفجر

"آسمان، آبی تر" مجموعه کلیپ های مصاحبه با والدین شهدا و آزادگان و جانبازان دفاع مقدس استان یزد می باشد. این برنامه در استودیو بنیاد شهید و امور ایثارگران با همکاری صدا و سیمای مرکز استان ضبط و پس از تدوین از شبکه استانی یزد پخش می شود. این قسمت از "آسمان ، آبی تر" با والدین, شهید «محمدعلی یعقوبی باجگانی» به مصاحبه پرداخته است. پدر شهید والامقام چنین می گوید:«فرزندم در عملیات والفجر مقدماتی شرکت کرد و پس از 4 ماه بازگشت و در امتحان مدرسه شرکت کرد و از بین 75 نفر فقط فرزندم در امتحان قبول شده بود.» نوید شاهد شما را به دیدن این مصاحبه دعوت می کند.
خاطرات شفاهی والدین شهدا؛

آرزوی شهیدی که مستجاب شد

مادر شهید «حسین جبارزارع» با چشمانی پر از غم، از آرزوی فرزندش گفت که همیشه می‌خواست سرش را مانند امام حسین (ع) فدا کند و شهید شود و سرانجام به این آرزوی بزرگ رسید.
طراحی و تولید: ایران سامانه