فرمانده شهید «احمدرضا گیلوری» نقل میکند: «یادم میآید که یکبار در عملیات کمین ضد انقلاب از ناحیه پا مجروح شد. چون سطحی بود با مداوای سرپایی در منطقه ماند و حاضر به برگشت نشد.»
در راستای برگزاری کنگره ملی 3400 شهید استان اردبیل برگزار میشود:
کلیپ «با ستارهها» با همکاری بنیاد شهید و امور ایثارگران استان سمنان و گروه تلویزیونی بسیج صدا و سیمای مرکز این استان تهیه شده است. در این کلیپ به معرفی شهید «محمد رامهای» پرداخته شده است که توجه شما را به دیدن آن جلب میکنیم.
همسر «شهید بهرام آریافر» میگوید: همسرم در جبهه جنگ ایران و عراق فعالیت کرد و بار دیگر نیز تصمیم گرفت در مبارزه با مواد مخدر همکاری کند. زمانی که به او گفتم: تو دِین خودت را ادا کردهای. وی در پاسخ گفت: یک سرباز زمانی که لباس نظامی را انتخاب میکند، باید همیشه آماده به خدمت باشد. «شهید بهرام آریافر» در کار خیر پیش قدم بود و منش پهلوانی داشت.
به مناسبت چهلمین روز شهادت شهید غیرت «حمیدرضا الداغی»، ویژهبرنامهای با حضور پرشور خانوادههای معظم شهدا و اقشار مختلف مردم شهیدپرور شهرستان سمنان، بیستوچهارم خرداد در گلزار شهدای امامزاده علی اشرف (ع) این شهرستان برگزار شد. در ادامه تصاویر نوید شاهد از این مراسم را ببینید.
شهید «ایرج جلیلی» از شهدای دوران دفاع مقدس است. او در نامهای که به یادگار مانده است به احتمال شهادتش اشاره کرده است. متن این نامه به همراه دستخط شهید را در ادامه بخوانید.
«شهید ایرج جلیلی» از شهدای دوران دفاع مقدس است. از او نقل شده است که در زمان رزمندگی در جبهه جنگ تحمیلی، رژیم بعث را در نهایت ضعف و بیایمانی که از سایه سربازان ایرانی هم وحشت دارند، توصیف کرده است.»
آیین تشییع پیکر مطهر شهید مدافع امنیت «مهدی شاهملکی» روز جمعه بعد از برگزاری مراسم عبادی سیاسی نماز جمعه از مقابل مسجد جامع شهر کرمانشاه برگزار میشود.
کتاب «بَرشانههای کارون» روایتی خواندنی از خاطرات «مردم اهواز از ایام شهادت حاج قاسم سلیمانی» به قلم «جمعی از محققان و پژوهشگران تاریخ شفاهی اهواز » است که به کوشش « به نشر از انتشارات راهیار» منتشر شده است. خاطره خواندنی با عنوان «به یاد بدرقۀ ضریح» به روایت مردم اهواز از ایام شهادت حاج قاسم سلیمانی را در ادامه میخوانیم.
همسر «شهید غلامحسین ایرانی» میگوید: همسرم معتقد بود که باید در جبهه و کنار همرزمانش برای دفاع از کشور حضور داشته باشد. وی با وجود شرایط سختی که در زندگی داشتیم به هیچوجه رفتن به جبهه را ترک نکرد. بنده نیز افتخار میکنم که چنین مقامی نصیبم شده است و انشاالله بتوانم پیرو راهشان باشم.
«بتول محمدی لعل آبادی» میگوید: حمیدرضا بسیار مهربان و دلسوز بود، مدت کمی با هم زندگی کردیم، همیشه میگفت: من شهید میشوم و فرزندمان را نمیبینم، همین طور هم شد.