همرزم شهید «علیرضا فرخنژاد» نقل میکند: «به مسئول تبلیغات گفت: روی این تابلو بنویس لبخند بزن رزمنده و جلوی جاده خندق بزن! دیدن این جمله به بچهها روحیه میده و لبشان رو به خنده باز میکنه.»
مادر شهید «مهدی اشرف» نقل میکند: «گفتم: دلت به حال مادر نمیسوزه؟ گفت: شما همون کاری رو بکنین که حضرت زینب کرد. بعد خندید و گفت: تا راه کربلا باز نشه من میرم.»
شهید «مهدی اشرف» چهارم آبان ۱۳۴۸ در شهرستان سرخه به دنیا آمد. تولدش مصادف با میلاد ولی عصر(عج) شد؛ بهخاطر همین اسمش را مهدی گذاشتند. وی در بیست و دوم دیماه ۱۳۶۵ در شلمچه در عملیات کربلای پنج به شهادت رسید.
در این کلیپ جانباز ۷۰ درصد «عزیز گلینی» میگوید: «جبهه دانشگاه انسانسازی بود و بالاتر از آن دانشگاهی نیست و به فرموده امام(ره) دفاع مقدس برای ما نعمت بود.»
شهید گرانقدر عباس خوش سیما در تاریخ ۱۳۶۵/۱۰/۲۶ طی عملیات کربلای پنج در منطقه شلمچه بر اثر اصابت ترکش به سر به فیض شهادت رسید. پیکر او در گلزار شهدای بهشت رضا (ع) در مشهد دفن گردید.
همرزم شهید «عباسعلی رنگریز» نقل میکند: «گفتم: عباس تو نه! تنها پسر کربلایی جمشید نه! نرو! نگاهم کرد و گفت: ما کجا و شهادت کجا؟ وارد معبر شد تا به دلبرش برسد.»
همسر شهید «عباسعلی رنگریز» نقل میکند: «فاصله من با او فقط به شماره نفسهایم و قطرههای اشکم بود. نزدیکتر رفتم. بالای سر عباسعلی نشستم. گفتم: این قرار ما نبود عباس!»
شهید «عباسعلی رنگریز» در وصیتنامهاش مینویسد: «من از شما تقاضا دارم که همچون گذشته پشت سر امام عزیز و خط سرخ شهادت گام برداشته و تا رفع فتنه در عالم از پای ننشینید و آرام نگیرید زیرا شرافت و عظمت انسان در این است.»
شهید «عباسعلی رنگریز» نهم شهریور ۱۳۳۸ در زردوان چهارده(دیباج) به دنیا آمد. هم کار میکرد و هم در پرستاری از مادرش از هیچ کاری دریغ نمیکرد. سرانجام در دیماه ۱۳۶۵ خداوند بزرگ به پاس خدمتی که در حق مادر بیمارش کرده بود، شهادت را به او هدیه داد.
در پی اغتشاشات اخیر در شهرستان شاهرود، جانباز دفاع مقدس «حاج حجتالله نصرتی» از بسیجیان این شهرستان، در درگیری با آشوبگران به درجه رفیع شهادت نایل آمد.
به مناسبت سالگرد شهادت شهید «علیرضا فرخنژاد» دستنوشته این شهید گرانقدر برای علاقهمندان منتشر میشود. در گزیدهای از دستنوشتههای شهید در وصیتنامهاش میخوانیم: «فرزندان خود را طوری پرورش دهید كه سعادت خود را در قرب الهی ببینند.»
شهید «علیرضا فرخنژاد» در نامهای به برادرش مینویسد: «اگر انشاءالله خداوند مرا دوست داشت و به لقاءالله پیوستم، با نفسی مطمئن در جهاد اصغر به پیشگاه رحمانیت او و حسین مظلوم که عمری برایش سینه زدم و حضرت علی(ع) و پیامبر اکرم(ص) و دیگر معصومین و صالحین که ما زندگی خود را مدیون آنها هستیم، آرزوی زیارتشان را دارم.»