شهید «منصور یاوری» در بخشی از وصیتنامهاش نوشته است: برای پرچم داری اسلام باید خونها ریخته شود تا از این خونها پیروزی حاصل شود، آنهایی که رفتند کاری حسینی کردند آنهایی که ماندند باید کاری زینبی کنند.
شهید«شعبانعلی یاوری» در وصیت نامه به یادگار مانده اش نوشته است: پدر عزیزم! پیامم را به همه برسانید و بداند که اسلام دین حق و برادری و برابری است و دوری از اسلام و روحانیت متعهد و مبارز همانا ذلت و خواری مان را همراه خواهد داشت.
شهید «وحید یدالهی» در بخشی از وصیت نامه خود نوشته است: خداوندا! از تو میخواهم از گناهانم بطوری که شایسته است درگذری و به آبروی حسین ما را حسینی بمیران.
شهید «علیرضا یوسفی» در متن وصیت نامه اش یادآور شده است: از مردم آگاه و شهید پرور فارسینج و همچنین ملت شریف ایران خواهانم که تحت فرمان بزرگ رهبر انقلاب اسلامی حرکت اسلامی خویش را ادامه داده تا پیروزی نهایی بر استکبار جهانی به پیش بروند.
به مناسبت سالگرد شهادت شهید «علیرضا فرخنژاد»، ویژهنامه این شهید گرانقدر شامل زندگی، وصیتنامه، خاطرات، نامه، پوستر، دستنوشته و مناجات با پروردگار برای علاقهمندان منتشر میشود.
همرزم شهید «علیرضا فرخنژاد» نقل میکند: «به مسئول تبلیغات گفت: روی این تابلو بنویس لبخند بزن رزمنده و جلوی جاده خندق بزن! دیدن این جمله به بچهها روحیه میده و لبشان رو به خنده باز میکنه.»
مادر شهید «مهدی اشرف» نقل میکند: «گفتم: دلت به حال مادر نمیسوزه؟ گفت: شما همون کاری رو بکنین که حضرت زینب کرد. بعد خندید و گفت: تا راه کربلا باز نشه من میرم.»
شهید «مهدی اشرف» چهارم آبان ۱۳۴۸ در شهرستان سرخه به دنیا آمد. تولدش مصادف با میلاد ولی عصر(عج) شد؛ بهخاطر همین اسمش را مهدی گذاشتند. وی در بیست و دوم دیماه ۱۳۶۵ در شلمچه در عملیات کربلای پنج به شهادت رسید.
در این کلیپ جانباز ۷۰ درصد «عزیز گلینی» میگوید: «جبهه دانشگاه انسانسازی بود و بالاتر از آن دانشگاهی نیست و به فرموده امام(ره) دفاع مقدس برای ما نعمت بود.»
شهید گرانقدر عباس خوش سیما در تاریخ ۱۳۶۵/۱۰/۲۶ طی عملیات کربلای پنج در منطقه شلمچه بر اثر اصابت ترکش به سر به فیض شهادت رسید. پیکر او در گلزار شهدای بهشت رضا (ع) در مشهد دفن گردید.
همرزم شهید «عباسعلی رنگریز» نقل میکند: «گفتم: عباس تو نه! تنها پسر کربلایی جمشید نه! نرو! نگاهم کرد و گفت: ما کجا و شهادت کجا؟ وارد معبر شد تا به دلبرش برسد.»
همسر شهید «عباسعلی رنگریز» نقل میکند: «فاصله من با او فقط به شماره نفسهایم و قطرههای اشکم بود. نزدیکتر رفتم. بالای سر عباسعلی نشستم. گفتم: این قرار ما نبود عباس!»
شهید «عباسعلی رنگریز» در وصیتنامهاش مینویسد: «من از شما تقاضا دارم که همچون گذشته پشت سر امام عزیز و خط سرخ شهادت گام برداشته و تا رفع فتنه در عالم از پای ننشینید و آرام نگیرید زیرا شرافت و عظمت انسان در این است.»