خاطرات شفاهی

آخرین اخبار:
خاطرات شفاهی

امضای سرخ شهادت در صحن رضوی

شهادت، پاداش دلی بود که سال‌ها قبل از میدان رزم، در حریم قدسی شاه خراسان پرواز را تمنا کرده بود. در این بخش از تاریخ شفاهی، همسر شهید سرافراز «حسین حسن‌ابراهیمی» از سجایای اخلاقی، غیرت و صفای باطن این رزمنده شجاع می‌گوید؛ مجاهدی که در بارگاه امام رضا (ع) رو به همسرش از زیبایی عاقبت‌ به‌خیری با ردای سرخ شهادت گفت و سرانجام با آغاز جنگ تحمیلی سوم، به عهد دیرینه‌اش وفا کرد و نامش در تالار افتخارات ابدی ایران جاودانه شد.
خاطرات شفاهی خانواده شهید «عباس نصری»؛

«بیست ثانیه‌ای که آخرین تماس ما شد»/ روایت همسر شهید «عباس نصری» از دلتنگی تا شهادت

«ساعت یازده و پنجاه‌ودو دقیقه بود؛ دلهره‌ای که در سینه‌ام نشسته بود، حالا به تپشی وحشتناک تبدیل شده بود. بارها تماس گرفتم، اما تنها پاسخی که می‌شنیدم، صدای اپراتور بود که می‌گفت: مشترک مورد نظر در دسترس نمی‌باشد. قلبم از این سکوت فرو می‌ریخت. دوباره تماس گرفتم و باز هم سکوت؛ تا اینکه ساعت دوازده و سی‌وپنج دقیقه بالاخره موفق شدم با عباس صحبت کنم؛ اما تنها برای ۲۰ ثانیه. ۲۰ ثانیه کوتاه که آخرین تماس من با او بود. حالش را پرسیدم، می‌خواستم بیشتر حرف بزنم، اما نشد...» این روایت، بخشی از آخرین لحظات زندگی مشترک «معصومه همسر شهید» با شهید سروان «عباس نصری» است؛ مردی که سال‌های زندگی خود را در راه پاسداری از مرزهای ایران اسلامی سپری کرد و سرانجام در راه تأمین امنیت کشور به شهادت رسید. در ادامه فیلم مصاحبه تصویری با همسر و مادر این شهید گرانقدر منتشر می شود.

تاریخ شفاهی | پدرشهید داوود کیانی: پسرم چندین بار زخمی شد تا به شهادت رسید

پدر شهید داوود کیانی در روایت تاریخ شفاهی می‌گوید: پسرم بارها در جبهه مجروح شد، اما هر بار که بهبود می‌یافت، دوباره به خط مقدم بازمی‌گشت. زخم‌هایش نه تنها او را از راهش بازنداشت، بلکه عشقش به دفاع از اسلام و میهن را بیشتر کرد؛ تا اینکه سرانجام در یکی از همان عملیات‌ها به آرزوی دیرینه‌اش یعنی شهادت رسید. روایتی از ایستادگی و عشقی که پایان نداشت.
خاطرات شفاهی همسر شهید

ترسیدم از رفتنش، اما او به پرواز فکر می‌کرد

با التماس و دل‌نگرانی گفتم: راهی که می‌روی لبریز از خطر است، اگر می‌توانی نرو …، اما او نگاه آرام و مطمئنش را به چشمانم دوخت و گفت: “مجبورم بروم؛ این وظیفه بر دوش من است و اگر من نروم، چه کسی این پرچم را بردارد و کار را به سرانجام برساند؟ ”

«باز دارم ناله‌های آتشین»؛ حکایتِ مداحی که با شهدا زیست

در چهارمین قسمت از «در صف عاشورائیان»، به سراغ راویِ همان «ناله‌های آتشین» رفته‌ایم؛ عبدالرحیم کرمی، رزمنده و مداحی که سال‌های جنگ را در آمیختگی با نوحه‌ها و یاد یاران شهیدش گذراند.

ابراهیم تشکری و حکایتِ دست‌هایِ گره خورده با قرآن و سنان

در قسمت سوم «در صف عاشورائیان»، ابراهیم تشکری، رزمنده و مداح دفاع مقدس، از گردانی روایت می‌کند که در میانه‌ی آتش، به سجده شکر افتادند؛ حماسه‌ سازانی که ثابت کردند چطور می‌شود هم‌ زمان، قرآن را در دست داشت و در برابرِ سنانِ دشمن، ایستاد.
خاطرات شفاهی جانبازان؛

شهادت فرماندهان بزرگ دل همه را سوزاند

"حسین تشیعی فر"، جانباز ۲۵ درصد، با اشاره به جنگ ۱۲روزه ایران و اسرائیل گفت شهادت فرماندهان بزرگ و دلسوز کشور برای او بسیار دردناک بوده و تأکید کرد در صورت نیاز، با دل و جان برای دفاع از وطن آماده است.
خاطرات شفاهی جانبازان؛

ایمان و اراده مردم، عامل ایستادگی ایران در برابر دشمن بود

"حسن داودآبادی فراهانی"، از نیروهای بازنشسته ارتش، با اشاره به کمبود شدید امکانات نظامی در آغاز جنگ ایران و عراق گفت اراده مردم، ایمان عمومی و رهبری امام خمینی(ره) موجب شد ایران در برابر دشمن ایستادگی کند و حتی یک وجب از خاک خود را از دست ندهد.
خاطرات شفاهی جانبازان؛

همه دنیا در جنگ حامی دشمن بودند

"جواد جلالی"، جانباز ۲۵ درصد، با اشاره به فضای جنگ تحمیلی گفت تقریباً همه کشورها در آن دوران از بعث عراق حمایت می‌کردند و هدف آنان، به‌زعم او، تصرف و تضعیف ایران بود؛ اما ایستادگی مردم و رهبری مانع تحقق این هدف شد.
خاطرات شفاهی جانبازان؛

جانباز شیمیایی: رزمندگان برای حضور در عملیات کربلای ۵ سر از پا نمی‌شناختند

"جواد آقاجانی"، جانباز ۳۵ درصد شیمیایی، در روایت خاطرات شفاهی خود از جبهه‌های جنوب گفت رزمندگان برای حضور در عملیات و کمک به نیروهای خط مقدم شور و اشتیاق زیادی داشتند و عملیات کربلای ۵ با پیشروی‌های گسترده و آزادسازی جزیره‌ها همراه بود.
خاطرات شفاهی جانبازان؛

جنگ ۱۲ روزه نشان داد مردم ایران از تهدیدها نمی‌ترسند

"جلیل افشار"، جانباز ۴۵ درصد، با اشاره به درس‌های جنگ ۱۲روزه گفت: این جنگ نگاه مردم را نسبت به دشمن و شیوه مقابله با تهدیدها تغییر داد و نشان داد ملت ایران با حفظ آرامش و ایستادگی، در برابر دشمنان عقب‌نشینی نمی‌کند.
خاطرات شفاهی جانبازان؛

خاطرات آزاده دفاع مقدس از رؤیای صادقه امام خمینی(ره) در دوران اسارت

"ابراهیم رضوان‌دوست"، آزاده دوران دفاع مقدس، در روایت خاطرات شفاهی خود از اسارت پس از عملیات خیبر گفت: شبی در آسایشگاه بعثی، امام خمینی(ره) را در خواب دیده که از نزدیک‌بودن آزادی اسیران خبر داده است؛ خوابی که به گفته او، پس از شش سال و نیم اسارت به واقعیت پیوست.
خاطرات شفاهی/

وقتی نوحه‌ها در اسارت زنده ماندند

در نخستین قسمت از مجموعه «در صف عاشورائیان»، عبدالمحمد شیخ ابولی از روزهایی می‌گوید که رزمندگان، پشت میله‌های اسارت هم آیین محرم و عزای سیدالشهدا (ع) را زنده نگه می‌داشتند.

۱۶ سال خدمت صادقانه به زائران امام حسین (ع)، تا وصال محبوب

«وحید بکی‌زاده» فرزند الیاس چهارم اسفندماه ۱۳۷۴در ایلام دیده به جهان گشود و دهم اسفند ماه ۱۴۰۴، در هنگ مرزی مهران توسط رژیم منحوس آمریکایی - صهیونیستی به وصال محبوب رسید. حالا تنها یادگار آن روزها، خاطرات نابی است که از اخلاق نیکوی او در ذهن فامیل و همسایه مانده است؛ جوانی که در دانشکده تهران درس خوانده بود و ۱۶ سال تمام، صادقانه به هم‌وطنان و زوار امام حسین (ع) خدمت کرده بود. در ادامه خاطرات شفاهی والدین این شهید گرانقدر را بشنوید.

مدام مشغول کارهای فرهنگی بود

فاطمه غلامی همسر شهید «محمدتقی ابراهیمی» بیان می‌کند: شهید از نظر اخلاقی بسیار خوب بود و درک بالایی داشت، ما از نظر اخلاقی بسیار تفاهم داشتیم، همسرم بسیار مقید بود و مدام مشغول کارهای فرهنگی بود.

«من جا ماندم»؛ روایتی که با شهادت کامل شد

شهید سید حسین دشتی حسینی، رزمنده‌ای که پس از شهادت پسرعمویش راه جبهه را با استواری ادامه داد و پس از دفاع مقدس نیز لباس خدمت و پاسداری از مردم را از تن بیرون نیاورد.
خاطرات شفاهی

«ایمان در میدان نبرد / روایت یعقوبعلی عسگری از حضورش در خط‌مقدم»

«آنچه در این ویدئو می‌بینید، روایتی صمیمی از زخم‌هایی است که هرگز التیام نیافتند و خاطراتی که هیچ‌گاه کهنه نشدند. یعقوبعلی عسگری، از روزهای پرغبار جنگ تا لحظه‌ای که [ اشاره به اتفاق خاص در ویدئو ]، با زبانی ساده و دلنشین، قصه‌ی خود را برای تاریخ روایت می‌کند.»

تاریخ شفاهی| جانباز یوسف ابراهیمی: ادامه‌دهنده راه ما باشید، شجاع باشید

جانباز سرافراز دوران دفاع مقدس، یوسف ابراهیمی، در گفت‌وگو با خبرنگار ما، بر ضرورت تداوم راه شهدا و ایثارگران توسط نسل جوان تأکید کرد و با صراحت از دشواری‌های این مسیر گفت. او که خود سال‌ها در برابر گلوله‌های دشمن ایستادگی کرده، شجاعت را رمز اصلی این راه پرخطر دانست و از جوانان خواست تا با الگوگیری از رزمندگان، در برابر سختی‌ها سر خم نکنند. این گفت‌وگو بخشی از پروژه‌ی تدوین تاریخ شفاهی این جانباز است که به‌زودی منتشر خواهد شد.
خاطرات شفاهی والدین شهید «محمدامین صفری»؛

سرافرازیِ پدری با یک جگرگوشه

پدر شهید «استوار دوم محمدامین صفری» می گوید: خداوند او را به من بخشید و خودش هم، او را گلچین کرد. محمدامین، تنها پسرم بود، نه فقط فرزندم که رفیقم بود، سنگ صبورم بود و تکیه‌گاهی که در اوج جوانی، مردانگی‌اش را به رخ می‌کشید. در ادامه فیلم خاطرات شفاهی والدین این شهید گرانقدر منتشر می شود.
خاطرات شفاهی خانواده معظم شهدا؛

شناسایی پیکر شهید با انگشتر هدیه «رهبر معظم انقلاب»/ فیلم

لحظه تلخ قطع امید؛ خبر شهادت در گوشی و شناسایی پیکری که آرام جانم بود،پیکر شهید پس از شهادت سالم نبود؛ اما انگشتر هدیه رهبر معظم انقلاب، که در انگشتش بود مشخصۀ او بود.در ادامه فیلم خاطرات شفاهی همسر شهید «یداله مجتبایی» سرتیم حفاظت امیر سپهبد «سیدعبدالرحیم موسوی» و خانواده شهید از نحوه شهادت تقدیم حضورتان می شود.
طراحی و تولید: ایران سامانه