جانباز ۴۵ درصد «ابراهیم توتونچیان» در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «برای انجام عملیات تکمیلی کربلای ۵ و تصرف قسمتهای آبی خاکی منطقه اعزام شده بودیم، با وجود رسیدن به اهداف عملیات، پای راستم بر اثر اصابت خمپاره قطع شد و ...»
جانباز ۴۵ درصد «محرم هاشم لو» در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «ما مدیون شهدا هستیم و باید قدردان شهدا باشیم، در فروردین سال ۱۳۶۱ ساعت ۳ نصف شب بود که برای عملیات فتح المبین به منطقه اعزام شدیم، منورها شلیک شد، در دره بودیم و دشمن در بالای کوه بود و ...»
خلیل عباسی، رزمندهای که از ۱۳ سالگی پا به جبهه گذاشت، امروز نه تنها خاطرات خود را در قالب کتابهایی مستند و پرمحتوا منتشر کرده، بلکه نسل امروز را با فرهنگ ایثار و شهادت آشنا میکند. او با صراحت از سختیها، رشادتها و دلاوریهای رزمندگان میگوید و معتقد است روایت این تجربیات، چراغ راهی برای جوانان است.
مهندس جلیلی، مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران آذربایجان غربی به همراه معاونین فرهنگی و آموزشی و بهداشت و درمان اداره کل، با جانباز ۷۰ درصد گرانقدر «محمود برانی» در شهرستان ارومیه، دیدار و ضمن دلجویی و گفتگو از صبر و استقامت خانواده جانباز معزز تجلیل کردند.
جانباز ۴۵ درصد «عسگر طایفه علی همتی» در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «خدمت در مرز عبادت است و امام سجاد (ع) نیز در صحیفه سجادیه فرموده است با خدمت شما در مرز، مردم در شهر احساس امنیت میکنند و ...»
جانباز ۴۵ درصد «بهرام اکبرآقالو» در بیان خاطرات خود میگوید: «هنگامی که قرار بود در غرب کشور در عملیات مسلم بن عقیل شرکت کنیم، متسفانه عملیات لو رفت و عراق در صبح شروع به گلوله باران ما کرد و زانویم تیر خورد و ...»
احمد شاکر، خلبان بازنشسته هوانیروز و آزاده و جانباز ۳۰ درصد دوران دفاع مقدس، از روزهایی میگوید که در سرمای کوهستانهای کردستان در کابین هلی کوپتر هوانیروز کنار شهید قاسمی پرواز میکرد و در اسارت، ایمان و صبر او را نظارهگر بود؛ همرزمی که نماز و قرآنش حتی در زندان دشمن متوقف نشد و در نهایت، با همان وضو به شهادت رسید.
مسئولان شهرستان خوی با حضور در منزل جانباز و آزاده گرامی رمضان قمرلو، ضمن دلجویی و گفتگو، از صبر و استقامت ایشان با اهداء لوح تقدیر، تجلیل کردند. آزاده و جانباز معزز ارتشی، رمضان قمرلو در دوم تیرماه ۱۳۶۷ در جنوب به فیض جانباز ی نائل گردید.
شهروز یکهروستا، جانباز ۵۰ درصد، که پس از مجروحیت شدید در حلبچه ۴۸ ساعت در میان شهدا بود، با وجود عوارض جراحت، از ایثار خود خوشحال است. او در پایان مصاحبه، دغدغه اصلی خود را حل مشکل بیکاری جوانان تحصیلکرده کشور عنوان کرد و نامگذاری معابر به نام شهدا را یادگاری برای آگاهی نسل آینده از رشادتهای گذشته دانست.
جانباز ۵۰ درصد «چنگیز مهراجی» در بیان خاطرات خود میگوید: «با براداران سپاه برای منهدم کردن یک پل رفته بودیم که دو نفر از همراهان روی مین رفتند و چند روز بدون غذا ماندیم و ...»
جانباز ۵۵ درصد «میرشجاع الدین سید اکبری» در بیان خاطرات خود میگوید: «قرار بود صبح جلوی پاتک دشمن را بگیریم که هواپیماهای دشمن اقدام به بمباران شیمیایی منطقه کردند و ...»
جانباز ۴۵ درصد «بهرام حاجی بداقی» در بیان خاطرات خود میگوید: «در عملیات والفجر مقدماتی عازم منطقه شدم و در نیمههای شب دشمن ما را زیر آتش خمپاره و تیرباران گرفت که من مجروح و در وسط میدان مین افتادم و ...»
جانباز 50 درصد «سید جبار حسینی» در بیان خاطرات خود میگوید: «در پست نگهبانی بودم و بعد از اتمام در برگشت، صدای هواپیمای بعثی آمد که هواپیمای دوم با شلیک موشک و برخورد به پشت سرم مجروح شدم.»
جانباز ۵۰ درصد «علی امیدوار» در بیان خاطرات خود میگوید: «گوش به فرمان ولایت بودم و زمانی که امام فرمود جبههها نیاز به ما دارد، به همراه چند تن از افراد پایگاه بسیج به جبهه رفتیم.»
جانباز ۵۰ درصد «محرم کریملو» در بیان خاطرات خود میگوید: «در هنگام بازرسی از مرز بودم که قاچاقچیان را دیدم، ایست دادم و به سمت آنها دویدم که پایم روی مین رفت و قطع شد.»
موسی فیضی، آزاده و جانباز اهل سنندج، روایت تلخ و شیرین خود از دوران اسارت در عراق را بازگو میکند. او میگوید در حالی که در سنگر مجروح مانده بود، یک افسر شیعه عراقی با تصمیمی انسانی جان او را نجات داد؛ تصمیمی که باعث شد او تا پایان عمر خود را مدیون آن افسر بداند.