خاطره خودنوشت شهید جمشید سلیمانی قسمت «۱۲»
شهید «جمشید سلیمانی» در دفتر خاطرات خود مینویسد: «بالا آمدیم بچهها تعریف میکردند که در بین راه نارنجک مجید به زمین میخورد گویا در اثر فشاری که بر آن وارد شده بود و در اثر برخورد اسلحه اش به آن ضامنش خارج شده بود ولی کسی نمیدانست. مجید نشست و نارنجک را برداشت و میخواست به کمر ببندد...» قسمت دوازدهم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.