خاطره خودنوشت شهید جمشید سلیمانی قسمت ششم
شهید «جمشید سلیمانی» در دفتر خاطرات خود مینویسد: « به یک جوی آب بلندی رسیدیم که باید از آن رد میشدیم وقتی به آب زدیم کمکی من در آب افتاد و من خودم هم لیز خوردم و در داخل آب جوی افتادم؛ نمیدانستم به خودم بخندم یا به کمکیم...» قسمت ششم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.