نوید شاهد - صفحه 1998

نوید شاهد
امیر سپهبد علی صیادشیرازی/

یادداشت های سفر(6)؛ پوتين هاي تيمسار

نوید شاهد: تيمسار صياد شيرازي بعد از نماز صبح، طبق برنامه ، شروع به صحبت مي کند : " جلسه ي ديشب جمع بندي خوبي داشت ، و برنامه امروز تنظيم شد . در مقدمه ي مأموريت براي عمليات آزادسازي بوکان و اشنويه...
امیر سپهبد علی صیاد شیرازی/

یادداشت های سفر(5)؛ سفر به ماوراء

نوید شاهد: به خاطر اين که در اين سفرها ،‌تيمسار چنان محيط معنوي و متراکم از کارها و مأموريتهاي پي در پي مي کند که تا چند روزي ما از دنيا و هرچه دنيايي است بريده و ماورايي مي شويم
امیر سپهبد علی صیاد شیرازی/

ناگفته های جنگ(37)؛ عمليات مسلم بن عقيل

نوید شاهد: نبايد مسير حرکت ما قطع مي‌شد. لذا به عمليات محدودتر اقدام کرديم تا بتوانيم خودمان را براي عمليات وسيع آماده کنيم. اولين عمليات محدودي که طرح‌ريزي مي‌شد، عمليات مسلم‌بن‌عقيل در منطقه ي سومار براي دست‌يابي به ارتفاعات کهنه ريگ وگيسکه که در طرفين تنگه ي سومار بود.
امیر سپهبد علی صیاد شیرازی/

ناگفته های جنگ(36)؛ كار صدام تمام بود

نوید شاهد: نيروها آماده شدند. نيروها، با نشاط و روحيه که معلوم بود از نبرد بيت‌المقدس گذشته‌اند و همه اميدوار به پيروزي بودند.
امیر سپهبد علی صیاد شیرازی/

ناگفته های جنگ(34)؛ حماسه فتح خرمشهر

نوید شاهد: فقط مانده بود خونين‌شهر. از شمال تا منطقه ي طلاييه جلو رفته بوديم و در کوشک به جاده ي زيد حسينيه رسيده بوديم و الحاق انجام شده بود. جاده ي اهواز به خونين‌شهر هم کاملاً باز شده بود. پادگان حميد هم آزاد شده بود و سه قرارگاه روي يک خط قرار داشتند.
امیر سپهبد علی صیاد شیرازی/

ناگفته های جنگ(33)؛ وحشت در اتاق جنگ

نوید شاهد: عمليات شروع شد؛ از همان دو محور. محور قدس در عين‌خوش و محور نصر در منطقه ي پل نادري و ارتفاعات سپتون تپه بلتا.
امیر سپهبد علی صیاد شیرازی/

ناگفته های جنگ(30)؛ شكستن حصرآبادان

نوید شاهد: مجبور شدم شبانه خودم را به تهران برسانم. البته کار بوکان را تمام کرديم. با همان لباس بسيجي و با يک تفنگ ژ 3 قنداق تاشو که دستم بود، خودم را رساندم به تهران.
امیر سپهبد علی صیاد شیرازی/

ناگفته های جنگ (28)؛ ريشه كني ضدانقلاب

نوید شاهد: ديدگاه من اين است که نبرد با ضد انقلاب ، در منطقه ی کردستان و جنوب آذربايجان‌غربي، به سه مقطع زماني تقسيم مي‌شود که در دو مقطع آن مي‌توانم صاحب‌نظر باشم...
امیر سپهبد علی صیاد شیرازی/

ناگفته های جنگ(27)؛ فرماندهي نيروي زميني

نوید شاهد: به‌وسيله ی شهيد رجايي احضار شدم. ايشان پيشنهاد کردند که اشنويه و بوکان هنوز در دست ضدانقلاب است و در مرز استاني بين آذربايجان غربي و کردستان، از طرف عراق، يک محور رخنه‌اي است و مدتهاست که اين رخنه بکر مانده و کسي دست به آن پيدا نکرده. اگر اين بخواهد ادامه پيداکند، ممکن است بعدها توليد اشکالات کند و اينجا جزو خاک ما نباشد. ايشان فرمودند: شما برويد و اين دو شهر را آزاد کنيد.

ناگفته های جنگ (26)؛ طرح والعاديات

نوید شاهد: يادم نمي‌رود، با عصا راه مي‌رفتم، رفتم پيش دژبان ستاد مشترک. گفته بودند خودت را به آجوداني آنجا معرفي کن. خودم را معرفي کردم. برخورد اول خيلي تحقيرآميز بود. منتها همان راهنمايي را گوش کردم. خيلي آرام، بدون اينکه اصلاً احساس کنند که زماني فرمانده ی منطقه بودم و درجه‌ام سرهنگ بوده، احترامات را نسبت به آنها انجام دادم و خيلي خونسرد گفتم: من سرگرد صيادشيرازي آمدم خودم را معرفي کنم. هرکاري داريد بفرماييد. البته تا چند ماه استراحت دارم.
امیر سپهبد علی صیاد شیرازی/

ناگفته های جنگ(24)؛ شما نگران نباشيد

نوید شاهد: رفتم کردستان. لحظه‌به‌لحظه احساس مي‌کردم که صحنه براي کار ما تنگ‌تر مي‌شود. اول هاي جنگ تحميلي بود و ما افتاده بوديم آنجا. ديدم که وضع خراب است. حالا ديگر کردستان در مشت ما بود و کنترل عمليات ساده بود.

ناگفته های جنگ(23)؛ عدو شود سبب خير

نوید شاهد: اطلاع دادند در کرمانشاه که مقر فرماندهي ما بود بني‌صدر آمده و با شما کار فوري دارد. هشت روز در محاصره بوديم و به لطف خدا به سرنوشتي که دشمن فکر مي‌کرد، دچار نشديم.
امیر سپهبد علی صیاد شیرازی/

ناگفته های جنگ(21)؛ قرارگاه شمال غرب

نوید شاهد: با تشکيل قرارگاه شمال‌غرب، فرماندهي مناطق آذربايجان‌غربي و کردستان و کرمانشاه در حيطه ی مسؤوليت فرماندهي عمليات غرب گذاشته شد.
امیر سپهبد علی صیاد شیرازی/

ناگفته های جنگ (18)؛ در مسير وحدت

نوید شاهد: تأييد کار را که گرفتيم، احساس کرديم که بايد يک قرارگاه درست کنيم. قرارگاه هم بايد قرارگاهي مي‌بود که به تمام مناطق - هم شمال‌غرب و هم غرب- مرکزيت داشته باشد.
امیر سپهبد علی صیاد شیرازی/

ناگفته های جنگ (16)؛ در آستانه جهاد

نوید شاهد: انقلاب که به ثمر رسيد، در پادگان اصفهان بودم. در دانشکدة توپخانه تدريس مي‌کردم. آن موقع، با نيروهاي انقلابي در اصفهان و تهران مانند شهيد کلاهدوز و شهيد اقارب‌پرست ارتباط داشتم. اينها همرزمان ارتشي من بودند و خود نيز با تعدادي ديگر مانند شهيد حسن آيت در ارتباط بودم. و به اين وسيله، ارتباط‌شان با بيت حضرت امام در فرانسه برقرار مي‌شد.
امیر سپهبد علی صیاد شیرازی/

ناگفته های جنگ(15)… و خرمشهر آزاد مي شود !

نوید شاهد: پس از عمليات فتح المبين روحيه ی خوبي بر رزمندگان ما حاکم شده بود . برعکس ، عراقي ها حال و روز خوبي نداشتند و از نظر روحي و رواني ضعيف و شکست پذير شده بودند . همين مسأله يکي از دلايل ما براي انجام عمليات جديدي شد که بعدها به بيت المقدس مشهور شد .
امیر سپهبد علی صیاد شیرازی/

ناگفته های جنگ(14)؛ و هنگامي كه ياري خدا فرا رسد

نوید شاهد: براي شناسايي عمليات فتح المبين آقاي مرتضي صفار از سپاه و سرتيپ دو معين وزيري از ارتش مأمور شدند .

آلبوم تصاویر شخصي شهيد صياد شيرازي

نوید شاهد: پرواز در فراز گنبد آسمان با خاطراتش در كمين گل سرخ نشست و عاشق ترين صياد را ساخت.
طراحی و تولید: ایران سامانه