قزوین - دفتر خاطرات

آخرین اخبار:
دفتر خاطرات
روز‌های دوشنبه زندانیان را کابل می‌زدند و رهایشان می‌کردند
برگی از خاطرات؛

روز‌های دوشنبه زندانیان را کابل می‌زدند و رهایشان می‌کردند

«روز‌های دوشنبه زندانیان را بدون بازجویی دسته‌دسته جلوی اتاق حسینی ردیف می‌کردند و بعد یکی‌یکی آنها را می‌بردند و به هر کدام بین بیست تا پنجاه کابل می‌زدند و رهایشان می‌کردند ...» آنچه می‌خوانید بخشی از خاطرات خواندنی زندانی سیاسی قبل از انقلاب، مرحوم آزاده و جانباز «محمدحسین خاکساران» است که تقدیم حضورتان می‌شود.
رد پای امام تا داخل قبر
برگی از خاطرات؛

رد پای امام تا داخل قبر

«نه تنها سراسر زندگی‌اش مملو از عشق و ارادت به حضرت امام بود بلکه شمه‌ای از این علاقه و احترام را هم در وصیت‌نامه‌اش به تصویر کشیده و در آن سفارش می‌کند ...» ادامه این خاطره از شهید ترور معلم «قدرت‌الله چگینی» را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
نقش شهید «طیب حاج‌رضایی» در ۱۵ خرداد
برگی از خاطرات شهدای انقلاب؛

نقش شهید «طیب حاج‌رضایی» در ۱۵ خرداد

«طیب حاج رضایی بارفروش معروف در جریان تظاهرات ۱۵ خرداد نقش مهمی داشته و رهبری عده‌ای را عهده‌دار بود ...» ادامه این خاطره از شهید «طیب حاج‌رضایی» را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
در مقابل امام زانو زدن
برگی از خاطرات؛

در مقابل امام زانو زدن

«اوج علاقه و عشق شهید رجایی را به حضرت امام که به عنوان مراد و محبوب خود به ایشان می‌نگریستند می‌توان در مراسم تنفیذ حکم ریاست‌جمهوریشان مشاهده کرد ...» ادامه این خاطره از شهید «محمدعلی رجایی» را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
برای شکنجه باید در صف انتظار و نوبت می‌ایستادیم

برای شکنجه باید در صف انتظار و نوبت می‌ایستادیم

«به زندان قصر منتقل شدم. چند ماهی در بند زیر دادگاه در انتظار تشکیل دادگاه بودم و عجیب است که این‌قدر زندانی و بازداشتی‌ها فراوان بود که در کمیته مشترک برای شکنجه در اتاق حسینی باید در صف انتظار و نوبت می‌ایستادیم ...» ادامه این خاطره از «حجت‌الاسلام‌و‌المسلمین حسین آقاعلیخانی» را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
اوضاع بد غذا و مسمومیت بچه‌ها در زندانی ساواک

اوضاع بد غذا و مسمومیت بچه‌ها در زندانی ساواک

«وضعیت غذا در زندان قصر خوب نبود. هرچند وقت یک بار مسمومیت‌هایی داشت. یعنی بچه‌ها به یک باره اسهال می‌گرفتند این صحنه‌ها هم ناراحت‌کننده بود هم خنده‌دار ...» ادامه این خاطره را از زندانی سیاسی قبل انقلاب «سید مرتضی نبوی» در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
شگرد‌های ساواک برای گرفتن اعتراف
برگی از خاطرات؛

شگرد‌های ساواک برای گرفتن اعتراف

«بازجو‌های ساواک وقتی با شکنجه‌های بدنی و جسمی قطعه نتیجه نمی‌رسیدند به راه‌ها و ترفند‌های دیگری روی می‌آوردند؛ ازجمله این ترفند‌ها که روی من هم پیاده کردند، استفاده از نیرو‌های ضعیف و واداده برای اقرار گرفتن از سایر زندانیان بود ...» آنچه می‌خوانید بخشی از خاطرات خواندنی زندانی سیاسی قبل از انقلاب، مرحوم آزاده و جانباز «محمدحسین خاکساران» است که تقدیم حضورتان می‌شود.
شروط انقلابی ماندن، رعایت تقوای الهی است
برگی از خاطرات؛

شروط انقلابی ماندن، رعایت تقوای الهی است

«شروط انقلابی ماندن هر جا که می‌رفت و در هر جمعی که صحبت و سخنرانی داشت اولین موضوعی که بر آن تاکید می‌کرد این بود که بر انقلابی بودن و انقلابی ماندن باید در درجه اول تقوای الهی را رعایت کرد ...» ادامه این خاطره از شهید ترور معلم «قدرت‌الله چگینی» را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
افراد کمیته با کمبود امکانات به چوب و چماق مسلح بودند

افراد کمیته با کمبود امکانات به چوب و چماق مسلح بودند

«آن اوایل به دلیل کمبود امکانات و اسلحه، اغلب افراد کمیته به چوب و چماق مسلح بودند و با همان سلاح، نگهبانی می‌دادند ولی با گذشت زمان و دستگیری افراد ضدانقلاب و اشرار، اسلحه آنان ضبط شد و در اختیار بچه‌های کمیته قرار گرفت ...» آنچه می‌خوانید بخشی از خاطرات یکی از فرماندهان دوران دفاع مقدس «منوچهر مهجور» است که تقدیم حضورتان می‌شود.
شهید «شالباف» یک نیروی ناشناخته بود
برگی از خاطرات جانبازان؛

شهید «شالباف» یک نیروی ناشناخته بود

«شهید شالباف یک نیروی ناشناخته بود؛ آخرش هم کشف نشد. او باید می‌ماند و در ادامه زمان کشف می‌شد. مثلاً وقتی دستش لمس شد و از کار افتاد، با همان وضعیت بلند شد و به جبهه آمد ...» ادامه این خاطره از جانباز «حمزه‌علی قربانی» را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
۱
طراحی و تولید: ایران سامانه