آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۳۲۴۳۰
۱۱:۳۴

۱۴۰۵/۰۷/۱۳
زندگی‌نامه شهید «علی عوض‌پور»

روایت شهیدی که مسجد را کانون تبلیغ اسلام و انقلاب کرد

شهید علی عوض‌پور از نوجوانی در مسیر انقلاب و فعالیت‌های مذهبی قدم گذاشت؛ از پخش اعلامیه و نوارهای امام و حضور در تظاهرات پیش از پیروزی انقلاب تا تشکیل کتابخانه «میثم» و فعالیت در مسجد و مدرسه. او پس از پیوستن به سپاه پاسداران، تمام توان خود را در این مسیر گذاشت و سرانجام چهاردهم آبان ۱۳۶۰ در بندرعباس، بر اثر اصابت گلوله گروه‌های ضدانقلاب به سر، به شهادت رسید.


ی

به گزارش نوید شاهد هرمزگان، شهید «علی عوض‌پور» چهارم فروردین ۱۳۴۴، در روستای طیفکان از توابع شهرستان بندرعباس دیده به جهان گشود. پدرش یاور، مغازه‌دار بود و مادرش سکینه نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. پاسدار بود. چهاردهم آبان ۱۳۶۰، در شهرستان زادگاهش مورد سوءقصد گروه‌های ضدانقلاب قرار گرفت و بر اثر اصابت گلوله به سر، شهید شد. پیکرش را در گلزار شهدای همان شهرستان به خاک سپردند. او را رضا حسینی نیز می‌نامیدند.

بسم رب الشهدا و الصدیقین

شهید علی عوض‌پور در سال ۱۳۴۴ در روستای طیفکان دیده به جهان گشود. پس از مدتی، همراه خانواده به بندرعباس عزیمت کردند. شهید با تشویق پدر، به مکتب‌خانه رفت و دوران ابتدایی خود را در دبستان حافظ آغاز کرد.

دوره راهنمایی تحصیلی‌اش با اوج‌گیری انقلاب اسلامی هم‌زمان بود. علی با شرکت در جلسات مذهبی، تحولی تازه یافت و به‌ صورت فعال و پرتحرک در جریان مسائل انقلاب قرار گرفت. او با همکاری دیگر برادران، عکس‌ها، اعلامیه‌ها و نوارهای امام را پخش می‌کرد.

گرچه سن کمی داشت، اما همواره با شجاعت در تظاهرات پیش از پیروزی انقلاب شرکت می‌کرد. آن‌قدر به اسلام و انقلاب عشق می‌ورزید که حاضر شد در اتاق شخصی خود، با همکاری برادران مذهبی، کتابخانه‌ای به نام «میثم» تشکیل دهد که با هجوم مأموران رژیم شاهنشاهی روبه‌رو شد. همان کتابخانه بعدها به یادگار از او، در مسجد محله‌شان فعالیت چشمگیری داشت.

آری، او فرزند مسجد بود؛ از مسجد برخاست و همواره در مساجد، به‌ خصوص مسجد صاحب‌الزمان، حضور فعالی داشت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، آن را به کانون تبلیغ اسلام و انقلاب تبدیل کرده بود. در مدرسه نیز فعالیت‌های چشمگیری داشت و با همکاری دانش‌آموزان، کتابخانه‌ای در آنجا تشکیل داد.

همکاری‌هایش با بسیج، و شور و شوق اسلامی‌اش، او را به عضویت رسمی سپاه پاسداران درآورد. پس از آن، تمام وقت خود را برای سپاه گذاشت تا شاید بتواند مسئولیت خود را در قبال خون شهدا انجام دهد.

آری، عاشقی بود که معشوقش را شناخته بود و در راه او حاضر به فدا کردن هر چیز، حتی جانش بود؛ تا اینکه در ظهر پنجشنبه چهاردهم آبان، جان خود را نیز فدا کرد و به لقاءالله پیوست.

پدر و مادر دلسوخته‌اش، با اینکه بهترین عزیز خود را از دست داده بودند، خم به ابرو نیاوردند و همیشه اظهار می‌داشتند: «او امانت خدا بود و صاحب امانت آن را پس گرفت.»

آفرین بر چنین پدر و مادرانی که این‌گونه امانتدار بودند و هستند.

خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدی، خمینی را نگهدار.

والسلام

انتهای متن/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه