کتاب «مثل حسین»؛ روایت داستانی زندگی سردار شهید «حسین اجاقی» منتشر شد

به گزارش نوید شاهد کرمانشاه، همزمان با هفته دفاع مقدس، کتاب «مثل حسین» جدیدترین جلد از مجموعه «قصه فرماندهان» منتشر شد.
«مثل حسین» مستندی داستانی است که بر اساس زندگی سردار شهید حسین اجاقی، از فرماندهان و شهدای شاخص استان کرمانشاه، به قلم پروانه نوری به نگارش درآمده و توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است.چاپ نخست این کتاب در مهرماه ۱۴۰۵، در ۱۱ فصل و ۱۴۳ صفحه منتشر شده است.
این کتاب روایتی از زندگی سردار شهید حسین اجاقی، فرمانده شجاع، مؤمن و مخلص گردان حنین است که ۱۷ آذر ۱۳۴۳ در کرمانشاه دیده به جهان گشود.
شهید اجاقی در دوران دفاع مقدس در عملیاتهای مسلم بن عقیل (ع)، والفجر ۴، خیبر، عاشورا (میمک) و والفجر ۹ حضور داشت و در عرصههای مختلف دفاع از میهن اسلامی به ایفای نقش پرداخت.
این سردار شهید سرانجام ۱۶ تیر ۱۳۶۵، در حالی که قائممقام گردان حضرت علیاکبر (ع) لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع) بود، در عملیات کربلای یک و در ارتفاعات قلاویزان مهران به شهادت رسید.
کتاب «مثل حسین» با بهرهگیری از روایتهای داستانی، تلاش دارد بخشهایی از زندگی شخصی، روحیات، ویژگیهای اخلاقی و حضور این فرمانده شهید در دوران دفاع مقدس را برای مخاطبان به تصویر بکشد.
بخشی از کتاب «مثل حسین»:
«یکدفعه شیطنتم گل کرد. خواستم کمی سر به سرش بگذارم. با یک حالت دلخوری مصنوعی گفتم: «پس میخواهی مهریه ندهی آقا!» کمی به جلو خم شد و با تعجب گفت: «ها؟! کی گفته من مهریه نمیدم؟»
یک قاچ سیب دادم دستش و گفتم: «کی بود تو دفترخانه، وقتی حاجآقا خرمشاهی گفت: "پونصد هزار تومن برای بسیجی مهریه سنگینیه"، گفت: "حاجآقا ما که زنده نمیمانیم تا مهریه بدیم! "»
خندید و با کف دست زد به پیشانیاش: «آخ! اونو میگی؟!»
لب و لوچهام را کج کردم و با همان حالت، مثلاً دلخور، گفتم: «آره! اونو میگم آقای بسیجی.»
یک قاچ سیب به طرفم گرفت و گفت: «زینب جان! اون حرفها شوخی بود! شوخی یه داماد بسیجی که میخواست خودشو برای عروس شیرین کنه. حتی اگه زنده هم نمونم، سفارش میکنم مهریهات رو تقدیمت کنن؛ تمام و کمال. نگو که راستیراستی به دل گرفتی؟»