«بیست ثانیهای که آخرین تماس ما شد»؛ روایت همسر شهید «عباس نصری» از دلتنگی تا شهادت
به گزارش نوید شاهد ایلام؛ عباس، مرز را فقط یک محدوده جغرافیایی نمیدانست؛ برای او مرز، سنگر دفاع از مردم و آرمانهایی بود که به آنها باور داشت. با سربازانش با مهربانی و دلسوزی رفتار میکرد و آنان را همچون برادران کوچکتر خود میدانست؛ اما در انجام وظایف نظامی، دقیق، منظم و مسئولیتپذیر بود و هیچگاه در انجام مأموریتها مماشات نمیکرد.

حتی زمانی که در شیفت کاری نبود، پیگیر وضعیت همکارانش در سر خدمت میشد و همواره دغدغه امنیت و سلامت آنان را داشت؛ ویژگیای که نشان میداد مرزبانی برای او تنها یک شغل نبود، بلکه بخشی از زندگی و باور او بود.
شهید نصری در زندگی خانوادگی نیز تکیهگاهی مهربان برای همسر و فرزندانش بود. مردی که از جان عزیز خود، همسر، فرزندان و تمام دلبستگیهایش گذشت تا به مقصدی والاتر برسد.
آخرین صدای عباس، برای همسرش معصومه هنوز زنده است؛ همان صدایی که سالها ستون خانه و تکیهگاه فرزندان بود؛ همان صدایی که امنیت را برای مردم معنا میکرد و خانوادهاش را به نماز اول وقت، تلاوت قرآن، نیکی به پدر و مادر، رعایت حجاب، حفظ بیتالمال و انجام کارهای نیک سفارش میکرد. اکنون آن صدا دیگر از پشت تلفن شنیده نمیشود؛ اما خاطراتش در خانه، میان فرزندانش و در قلب همسرش ماندگار است.
شهید «عباس نصری» متولد ۱۶ فروردین ۱۳۷۰ در روستای بیشهدراز شهرستان دهلران بود؛ مرزبانی که بخش بزرگی از عمر خود را صرف پاسداری از مرزهای ایران اسلامی و ارزشهای انقلاب کرد.
او روز سهشنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۴، در حالی که روزهدار بود و با لبانی تشنه در پاسگاه مرزی «بیات» در منطقه موسیان حضور داشت، در پی حمله دشمن به فیض شهادت رسید و همراه سه تن از همکارانش، نام خود را در شمار شهدای مدافع امنیت و مرزهای ایران اسلامی جاودانه کرد.
شهید عباس نصری یکی از ۵۶ شهید استان ایلام در جنگ رمضان است؛ شهدایی که جان خود را فدای امنیت و آرامش مردم کردند.
حقیقت این است که امنیت، رایگان به دست نمیآید؛ پشت آرامش هر خانه، مرزهای امن و زندگی بیدغدغه مردم، ایستادگی مردانی است که از عزیزترین داشتههای خود گذشتند. امروز اگر مردم با آرامش زندگی میکنند، بخشی از این آرامش را مدیون خون شهیدانی چون عباس نصری هستند؛ مردانی که رفتند تا ایران بماند و امنیت، همچنان برقرار باشد.
انتهای پیام/