از «شهید زنده» تا شهادت در مرز مهران؛ روایت زندگی شهید مرزبان «حمیدرضا رجبی»
به گزارش نوید شاهد ایلام؛ مرزبانان ایران اسلامی، بیصدا و مظلومانه، در سختترین شرایط از مرزهای کشور پاسداری میکنند؛ مردانی که آرامش و امنیت مردم را به بهای دوری از خانواده و گاه نثار جان خویش حفظ میکنند. در میان این دلیرمردان، نام شهید «حمیدرضا رجبی»، از مرزبانان هنگ مرزی مهران، میدرخشد؛ جوانی مؤمن، شجاع و غیرتمند که با روحیهای سرشار از فداکاری، سالها در راه دفاع از مرزهای میهن ایستاد و سرانجام دهم اسفندماه ۱۴۰۴، در حمله دشمن آمریکایی ـ صهیونی به این هنگ مرزی، به آرزوی دیرینهاش، یعنی شهادت، دست یافت.

شهید «حمیدرضا رجبی» از همان دوران کودکی دل در گرو عشق به شهدا و ولایت داشت. مسجد، پایگاه بسیج و گلزار شهدا، از مکانهای محبوب او بودند و حضور در این فضاها، بخش جداییناپذیر زندگیاش را شکل میداد. او با روحیهای آکنده از ایمان، اخلاص و صمیمیت، خود را «شهید زنده» میدانست؛ تعبیری که برای او تنها یک آرزو نبود، بلکه سبک زندگی و مسیر حرکتش را تعریف میکرد.
در رفتار با خانواده، دوستان و اطرافیان، مهربانی و محبت موج میزد. روحیه فداکاری و ارتباط عمیق او با فرهنگ ایثار و شهادت، از او جوانی ساخته بود که همواره تلاش میکرد در مسیر آرمانهایش ثابتقدم بماند. عشق شهید رجبی به حضرت سیدالشهدا (ع) با علاقهاش به ورزش و الگو گرفتن از شهدای ورزشکار پیوند خورده بود. روایت زندگی شهید «ابراهیم هادی»، کشتیگیر و پهلوانی که مرام و منش او فراتر از مدالهای ورزشی بود، چراغ راه حمیدرضا در ورود به عرصه ورزشهای رزمی شد. او با جدیت و پشتکار این مسیر را ادامه داد و موفق به کسب مدالهای متعدد در مسابقات استانی و کشوری شد. برای او ورزش تنها عرصه رقابت نبود؛ بلکه فرصتی برای پرورش روحیه پهلوانی، جوانمردی و ایستادگی بود؛ روحیهای که بعدها در میدان خدمت و دفاع از مرزهای کشور نیز جلوهای ویژه یافت.
با وجود فراهم بودن زمینه ادامه تحصیل و اشتغال در رشته مهندسی معماری، حمیدرضا مسیر دیگری را انتخاب کرد. او به جای آنکه زندگی خود را در مسیر یک شغل و حرفه معمولی ادامه دهد، سختی خدمت در لباس سبز مرزبانی را برگزید؛ انتخابی که ریشه در عشق او به رهبر، مردم و ایران اسلامی داشت. دوره آموزشی خود را در جوار بارگاه نورانی حضرت علیبنموسیالرضا (ع) سپری کرد و پس از آن، دوره تکاوری را در یزد با موفقیت پشت سر گذاشت. سرانجام در مراسمی با حضور مقام معظم رهبری (رهبر شهید)، رسماً گام در مسیر حراست از کیان ایران اسلامی گذاشت و برای انجام مأموریت به منطقه مرزی بانه اعزام شد.
خدمت در بانه، با تمام دشواریهایش، میدان آزمون ایمان و اراده او بود؛ سرمای استخوانسوز، کمبود امکانات و درگیریهای مسلحانه با گروهکهای تروریستی، بخشی از سختیهایی بود که این مرزبان جوان با آنها روبهرو شد. حمیدرضا در مسیر خدمت، دو بار به افتخار جانبازی نائل آمد. نخستین بار در یک حادثه تصادف جادهای مجروح شد و بار دوم، در جریان نبرد مستقیم با عوامل تجزیهطلب، آسیب دید؛ درگیریای که نام او را در فهرست سیاه گروهکهای تروریستی قرار داد.
با این حال، هیچیک از این جراحتها نتوانست از عزم و اراده پولادین او بکاهد. او همچنان با ایمان و انگیزهای بیشتر به خدمت ادامه داد و سختیهای مسیر را در برابر هدف بزرگ خود، یعنی دفاع از مردم و میهن، کوچک میشمرد. سرانجام این مسیر پرافتخار در دهم اسفندماه ۱۴۰۴ به نقطهای رسید که سالها در آرزوی آن بود. هنگ مرزی مهران هدف حمله دشمن آمریکایی ـ صهیونی قرار گرفت و شهید «حمیدرضا رجبی» در جریان این حمله، به آرزوی دیرینه خود دست یافت و آسمانی شد. روایت زندگی این شهید والامقام، روایت جوانی است که از مسجد و گلزار شهدا آغاز کرد، در میدان ورزش روحیه پهلوانی آموخت، در مرزهای کشور از امنیت مردم پاسداری کرد، جراحتهای مسیر را به جان خرید و سرانجام در همان سنگری که سالها برای دفاع از ایران اسلامی در آن ایستاده بود، به مقام شهادت نائل آمد.
انتهای پیام/