آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۹۳۹۶
۱۰:۰۰

۱۴۰۵/۰۶/۲۸

بدرقه‌ای که اسماعیل از مادرش خواست

مادر شهید «محمود کشاورزیان» نقل می‌کند: «من اصرار داشتم که با او در محل اعزام خداحافظی کنم. گفت: به شرط بدرقه‌ای با خوشحالی و خنده، نه گریه و بی تابی.»


به گزارش نوید شاهد سمنان، «شهید محمود کشاورزیان» فرزند قربان، بیستم اردیبهشت ۱۳۴۳ در روستای وامرزان از توابع شهرستان دامغان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی‌اش را در همین روستا به پایان رساند. خانم کرامتی، معلم ابتدایی‌اش همیشه به او آفرین می گفت؛ به‌خاطر کنجکاوی و باهوشی‌اش. ادامه تحصیلاتش را در رشته برق در هنرستان دامغان گذراند.

بدرقه‌ای که اسماعیل از مادرش خواست

بدرقه‌ای که اسماعیل از مادرش خواست

در کارها با پدرش مشورت می‌کرد و همین مشورت‌ها باعث شده بود پدر هم به نظراتش توجه کند. همیشه مراقب خواهر نابینای خود بود و به او توجه می‌کرد. به قول مادرش وقتی محمود به دنیا آمد، رونق و برکت زندگی‌شان زیاد شد.

مادر محمود نقل می‌کند: «وقتی می خواست برود، از همه خداحافظی کرد اما من اصرار داشتم که با او در محل اعزام خداحافظی کنم. گفت: به شرط بدرقه‌ای با خوشحالی و خنده، نه گریه و بی‌تابی. قبول کردم و قول دادم که ناراحتی نکنم. به دامغان که رسیدیم، با خنده و خوشحالی بدرقه‌اش کردم. با شرطی که برایم گذاشته بود، من را ثابت قدم کرد و رفت. بعدها برای بچه‌ها تعریف کرده بود: در روز اعزام هرکاری کردم تا اشک مادر رو در بیارم نتونستم.»

کتاب‌های دینی و نهج‌البلاغه را مطالعه می‌کرد. از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۲ به کشاورزی مشغول بود تا به جبهه رفت و در نیروی زمینی خدمت کرد. شش ماه در جبهه حضور داشت. زمانی که سرباز سپاه بود، هروقت از جبهه برمی‌گشت، به کار کشاورزی می‌پرداخت.

سرانجام بیست و هفتم شهریور ۱۳۶۲ با سمت تک‌تیرانداز در سردشت توسط گروه‌های ضدانقلاب بر اثر اصابت گلوله به سر، شهید شد. پیکر وی را در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپردند. برادرش علی‌اصغر نیز شهید شده است.

انتهای متن/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه