سرباز ولایت، عاشق حسین (ع)/ روایت همسر از شهیدی که گفت: باید خرج نظام شوم
روایتی از زندگی شهیدی که خط قرمز او ولایت فقیه بود و عشقش به اهلبیت(ع)، او را تا شهادت در ماه رمضان رساند. «آزاده حسنان» همسر شهید «مرتضی امامی» در گفتوگو با نوید شاهد سمنان از وصیتهای پدرانه، لحظههای تلخ خبر شهادت و پیامهای ماندگار او برای نسل جوان میگوید.

مردی برای میهن و ولایت
«مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلاً.» شهید امامی، برای من تنها یک همسر نبود؛ او مردی بود که زندگیاش در گرو خدمت به میهن و سرزمینش بود. او همیشه خود را سرباز امام زمان(عج)، خادم مردم و سرباز رهبر شهید میدانست و با تمام وجود گوش به فرمان ولی فقیه بود. شهیدی که میگفت: «باید خرج نظام شوم.» آقا مرتضی همیشه میگفت: «باید خرجِ نظام بشوم، نه اینکه نظام خرجِ من بشود.» همسرم بسیار خاکی بود و به پست و مقام اهمیت نمیداد. همیشه میگفت: «این صندلیها وفا نمیکنند و نباید به پست و مقام تکیه کنیم.» بسیاری از مواقع که ارتقای شغلی داشتند، اصلاً متوجه نمیشدیم؛ در منزل مطرح نمیکرد و به این مسائل بیتوجه بود.
شهادت و ولایتمداری
محور و مکتب شهید، شهادت بود. او معتقد بود شهادت، جبهه مقاومت را تقویت و مقاوم میکند. دوستدار اهلبیت(ع) و پیرو راه و مسیرشان بود. ولایتمداری از ویژگیهای بارز او به شمار میرفت. از دیگر خصوصیات شهید، دستگیری از نیازمندان و مشارکت در برپایی مراسم اهلبیت(ع) بود. او برای صله رحم ارزش بسیاری قائل بود؛ همه اقوام ابراز میکنند که با وجود سکونت در تهران، هربار که به شهر سرخه میآمد، حتماً به دیدار پدربزرگها، مادربزرگها و عموها میرفت و بر این سنت حسنه پای میفشرد. عید قربان و عید غدیر برای ایشان بسیار مهم بود. اگر فرصت سفر به سرخه نبود، با حاجیها و بزرگترها تماس میگرفت و عید را تبریک میگفت. با اینکه سید نبود، به بچهها و بزرگترها عیدی میداد. وقتی از او میپرسیدم: «ما که سید نیستیم، برای چه عیدی میدهی؟» میگفت: «باید یاد و خاطره عید غدیر زنده بماند و من فرزند مولایم علی(ع) هستم.» امسال نیز به یاد او، در روز عید غدیر در گلزار شهدای سرخه، کنار مزارش مراسم یادبود برپا کردیم و تبرکاتی به یاد این شهید عزیز اهدا نمودیم.
آخرین وصیتها؛ پشتیبانی از ولایت و تربیت فرزندان
آخرین صحبتی که با شهید داشتم، نهم اسفند ۱۴۰۴ دو روز پیش از شهادت ایشان بود. او بهشدت بر پشتیبانی از ولایت فقیه تأکید کرد و فرمود: «فرزندانمان را طوری تربیت کنیم که باعث شادی دل امام زمان(عج) شوند؛ سرتاپا گوش به فرمان ولایت.» همچنین بر اتحاد و حجاب تأکید داشت و میگفت: «در این شرایط، همه مردم باید متحد و یکپارچه، لبیک به فرمان رهبرمان بگوییم.» در همان روز آخر، روی مسئله شهادت خود بسیار تأکید کرد. حتی با دخترم که در راه مدرسه صحبت کرده بود، گفته بود: «بابا، من شهید میشوم، شما باید زینبوار زندگی کنید و کاری نکنید که دشمن شاد شود. به نماز اول وقت و حجابتان اهمیت بدهید و پیرو ولایت فقیه باشید.»
دغدغه و آرمان شهید
زمان شهادت همسرم حدود ساعت ۲:۴۵ بعدازظهر بود و ساعت ۶:۱۰ عصر به ما خبر دادند. پیش از افطار، یکی از همکارانش با من تماس گرفت. با دیدن شمارهاش، شوکه شدم و به دلم الهام شد که همسرم شهید شده است. گفتند مجروح شده، اما باور نکردم. آن لحظه بسیار سخت بود؛ تمام سعیام را کردم که یاد حوادث عاشورا و مصائب حضرت زینب(س) بیفتم و بدانم این آزمایشی بزرگ از سوی خداست تا در آن رشد کنیم. همان لحظه، بزرگی فرزندانم را دیدم که چقدر مقاوم در کنارم ایستادند. فهمیدیم راهی بزرگ و سخت در پیش داریم. خدا را شکر که تاکنون کمکهای شهید با ما بوده و حضور او را هرلحظه در همه عرصهها احساس میکنیم. مهمترین دغدغه و آرمان شهید، ولایت فقیه بود و آن را خط قرمز خود میدانست. در همه شرایط سرتاپا گوش به فرمان رهبر انقلاب بود و خود را سرباز ولایت فقیه، امام خامنهای، میدانست. همیشه میکوشید حتی قدمی جلوتر از رهبرش نرود و پشت سر ایشان حرکت کند و این را وظیفهای تمام عیار برای انجام آنچه رهبر میفرمایند، میدانست.
توسل به اهل بیت(ع) در فراق
در این روزهای سخت، یاد مصائب حضرت زینب (س) تسلیبخش دل ماست. هرگاه گریهام میگیرد، دستم را بر قلبم میگذارم و این گریه را تقدیم به امام زمانم میکنم، به نیت اینکه خودشان دستشان را بر قلبم بگذارند؛ همانگونه که اباعبدالله الحسین (ع) تسلای دل حضرت زینب (س) بودند. از ایشان میخواهم تسلای قلب من و فرزندانم باشند. جایگاه شهید والاست، اما فراق روزبهروز سختتر میشود. به ائمه متوسل (ع) میشویم تا صبر عطا کنند و این آزمایش سخت را با سربلندی پشت سر بگذاریم. زمانی که خبر شهادت رهبر عزیزمان را شنیدم، همسرم در مأموریت بود. از تلویزیون خبر را شنیدم و شوکه شدم. با ایشان تماس گرفتم و دیدم فریاد میزند و گریه میکند. همکارانشان گفتند که ایشان میگفت: «کمر ما شکست، چگونه سربازانی هستیم که نتوانستیم از رهبرمان مراقبت کنیم؟» به همین خاطر، تنها یک روز پس از شهادت رهبرش، نتوانست تحمل کند و به شهادت رسید.
عشق به امام حسین(ع) و اربعین
بارزترین ویژگی شهید، ولایی بودن او بود؛ ارادتی عمیق به مقام معظم رهبری داشت و همیشه نگران ایشان بود و میخواست بهترین سرباز و خادم باشد. ویژگی دیگر، ارادت بسیار به ائمه اطهار(ع) بود، بهویژه امام حسین(ع). با وجود مشغله کاری، هرسال سفر یکی دو روزه به کربلا داشت و از سال ۱۳۹۱ پیادهروی اربعین را شروع کرد و هر سال این مسیر را میپیمود. عشق به اباعبدالله الحسین(ع) باعث شد در ماه رمضان، با زبان روزه و تشنهلب، مانند امامش به شهادت برسد.
پیامهای ماندگار
مهمترین پیام شهید به فرزندان، تحصیل بود. به پسر بزرگم میگفت: «طورى درس بخوانید که سربار جامعه نباشید و آنقدر پیشرفت کنید تا در رشته و دانشگاه خوب قبول شوید و بتوانید به مملکتتان خدمت کنید.» همچنین بر وحدت میان مردم، حجاب و نماز تأکید میکرد و همه جوانان را به این امور سفارش مینمود. توصیه شهید به هموطنان عزیز: رعایت حجاب و عفاف، اتحاد و وحدت، آب در آسیاب دشمن نریختن و اینکه دشمن هیچگاه دوستدار ما نخواهد بود؛ همان طوری رهبری انگشتر ولایت و رهبری رو به دست فرزندشان دادند، آقا مرتضی هم انگشتری که از حضرت آقا هدیه گرفته بود را به یادگار برای فرزند ارشدش گذاشت، انشاءالله فرزندانش ادامه دهنده راهش باشند. توصیه شهید به نسل جوان، احترام به پدر و مادر بود که باید در سرلوحه امور قرار گیرد. خود او بسیار به والدینش احترام میگذاشت و شرایطشان را درک میکرد. اگر نمیتوانست به خانه آنان برود، روزانه تماس میگرفت و از هیچ کمکی دریغ نمیکرد و یکی از مهمترین عوامل عاقبت به خیری را همین احترام به پدر و مادر میدانست. از جوانان عزیز کشورم میخواهم پشتیبان رهبرشان، سید مجتبی خامنهای باشند و به فرمانشان لبیک گویند تا انشاءالله عاقبت به خیر شوند.
گفنگو از حمیدرضا گلهاشم