ترسیدم از رفتنش، اما او به پرواز فکر میکرد

به گزارش نوید شاهد گلستان، شهید ناوبان یکم «ابوالفضل راهنما» از شهدای نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، ۱۹ مهر ماه ۱۳۷۷، در روستای «زابل آباد» از توابع بخش مرکزی شهرستان گنبد کاووس متولد شد، وی متاهل و دارای یک فرزند خردسال پسر و از شهدای جنگ رمضان که ۱۱ فروردین ماه ۱۴۰۵، بر اثر حملات موشکی آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی در تهران به درجه رفیع شهادت نائل گشت. پیکر مطهر شهید، در گلزار شهدای امامزاده یحیی بن زید (ع) شهرستان گنبد کاووس آرام گرفت.
همسر شهید در بخشی از گفتگوی تصویری میگوید: شب قبل از رفتنش بود؛ نشستیم و از جنگ و روزهای سخت و پرمخاطره خدمتش صحبت کردیم. با بغضی که در گلو داشتم به او گفتم: اگر گاهی اصرار میکنم نروی، از سر دلتنگی و ترسی است که مبادا برایت اتفاقی بیفتد؛ وگرنه در عمق وجودم میدانم اگر شما و همرزمانت سینه سپر نکنید، دشمن به حریم ما یورش میبرد، سایه ناامنی بر سر مردم میافتد و آرامش از این سرزمین پر میکشد. همیشه به او میگفتم باید دستهای از شما مردان پاکباخته، جانفدای این مرز و بوم باشید تا مردم در آسایش و آرامش زندگی کنند.
او تا نهم فروردینماه در رشت بود و با تلاشی خستگیناپذیر پهپادها را به پرواز در میآورد. هنوز خستگی آن روزها از تنش بیرون نرفته بود که گفت باید برای ساخت پهپاد راهی تهران شود. دلشوره تمام وجودم را چنگ میزد؛ چرا که کارگاه قبلیشان هدف بمباران دشمن قرار گرفته و لو رفته بود و مدام میترسیدم که مبادا این کارگاه جدید را هم شناسایی کرده باشند.
با التماس و دلنگرانی گفتم: راهی که میروی لبریز از خطر است، اگر میتوانی نرو …، اما او نگاه آرام و مطمئنش را به چشمانم دوخت و گفت: “مجبورم بروم؛ این وظیفه بر دوش من است و اگر من نروم، چه کسی این پرچم را بردارد و کار را به سرانجام برساند؟ ”
او رفت تا کار بر زمین نماند… و سرانجام همان کابوسی که روز و شب از تصورش بر خود میلرزیدم حقیقت یافت؛ ابوالفضل پر کشید و به آرزوی دیرینهاش، شهادت در راه خدا و امنیت میهن رسید.
انتهای پیام/