وقتی ساعتسازی به خون نشست
به گزارش نوید شاهد خراسان رضوی، شهید «محمد میرزاخان» فرزند قنبرعلی یازدهم اردیبهشت سال ۱۳۳۳ در شهر مشهد دیده به جهان گشود. پدرش طلبه و مادرش خانهدار بود. به دلیل فعالیتهای تبلیغی پدر، محمد دوران کودکی خود را تا ششسالگی در روستای سبزیجان نیشابور سپری کرد و پس از آن، خانواده برای سکونت به مشهد مقدس بازگشتند.
او از دوران نوجوانی و جوانی به فعالیتهای انقلابی روی آورد و در مسیر دفاع از آرمانهای انقلاب اسلامی گام برداشت. سرانجام، اول خردادماه سال ۱۳۶۳ هدف ترور منافقین قرار گرفت و پس از تحمل جراحات، در دهم بهمن همان سال به شهادت رسید.

جوانی در روزهای انقلاب
دوران جوانی شهید میرزاخان با روزهای پرشور انقلاب اسلامی همزمان شد. با اوجگیری مبارزات مردم علیه رژیم پهلوی، فعالیتهای انقلابی او نیز بیش از پیش گسترش یافت. وی به همراه ابوالقاسم برادرش در بسیاری از تظاهرات، راهپیماییها و جلسات مخفیانه علما حضور فعال داشت و در مسیر مبارزه با رژیم ستمشاهی از هیچ تلاشی دریغ نمیکرد.
با گذشت زمان و پیروزی انقلاب اسلامی، مسیر زندگی او با تحولات تازهای همراه شد. دوران سربازیاش همزمان با جنگ تحمیلی بود و در همین دوران، در جبهههای نبرد حضور یافت؛ حضوری که نشاندهنده تداوم روحیه مبارزه و پایبندی او به دفاع از میهن بود.
ساعتسازی که سنگر انقلاب شد
شهید میرزاخان انسانی نیکوکار و دلسوز بود و توجه ویژهای به نیازمندان داشت. او برای کمک به محرومان با کمیته صنفی ساعتفروشان همکاری میکرد و همواره در امور خیر و یاریرساندن به دیگران پیشقدم بود. وی فردی فعال، پرانرژی و پرتلاش بود و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مغازه ساعتسازی خود را به پایگاهی برای مقابله با فعالیتهای منافقین تبدیل کرده بود. دیوارهای مغازهاش با تصاویر و سخنان امام خمینی(ره) و مطالبی در افشای ماهیت منافقین مزین شده بود.
شهید «محمد میرزاخان» در سالهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی ازدواج کرد و صاحب دو فرزند شد. فعالیتهای انقلابی و مواضع صریح او در دفاع از انقلاب اسلامی باعث شد تا منافقین چندین بار وی را هدف حملات تروریستی قرار دهند؛ اما این اقدامات ناکام ماند.
ترور در برابر چشمان فرزند
سرانجام در روز اول خردادماه سال ۱۳۶۳، عوامل منافقین با پوشش مشتری وارد مغازه او شدند و شهید میرزاخان را در مقابل چشمان فرزند دهسالهاش هدف حمله تروریستی قرار دادند و از محل گریختند. مردم بلافاصله او را به بیمارستان منتقل کردند، اما وی بر اثر جراحات و عوارض ناشی از این حادثه تروریستی، ماهها رنج و بیماری را تحمل کرد.
پرواز پس از ماهها رنج
شهید «محمد میرزاخان» سرانجام برای ادامه مراحل درمان به کشور آلمان اعزام شد و پس از ماهها تحمل درد و رنج ناشی از جراحات، در تاریخ ۱۱ بهمنماه سال ۱۳۶۳ به آرزوی دیرینه خود رسید و به شهادت نائل آمد.
دو برادر، یک مسیر؛ از مبارزه انقلابی تا جبهههای دفاع مقدس
شهادت محمد، پایان قصه ایثار در خانواده میرزاخان نبود. برادر کوچکترش، ابوالقاسم، نیز راهی را ادامه داد که برادرش با ایمان و پایمردی در آن گام نهاده بود.یک سال پس از شهادت محمد، ابوالقاسم نیز در بیستویکم بهمنماه سال ۱۳۶۴، همزمان با روزهای عملیات والفجر ۸، در منطقه عملیاتی فاو عراق به شهادت رسید. به این ترتیب، خانواده میرزاخان در فاصلهای کوتاه، دو فرزند خود را در راه آرمانهایشان از دست داد؛ یکی قربانی ترور منافقین در مشهد و دیگری شهید میدان نبرد در جبهههای دفاع مقدس شد.
دو برادر با سرنوشتهایی متفاوت، اما با باوری مشترک که نامشان را در دفتر ایثار و شهادت این سرزمین ماندگار ساخت.

مردی که تا آخر ایستاد
زندگی شهید «محمد میرزاخان»، روایت ایستادگی در مسیر باورهاست؛ از سالهای مبارزه با رژیم پهلوی و فعالیتهای انقلابی تا مقابله با دشمنان انقلاب اسلامی. او حتی پس از ترور و در روزهای دشوار درمان، تسلیم رنج نشد و سرانجام جان خود را در این مسیر تقدیم کرد. شهادت او و برادرش ابوالقاسم، تصویری از خانوادهای است که دو فرزندش را در راه دفاع از آرمانهای انقلاب و میهن از دست داد؛ خانوادهای که نام دو برادرش با دو جلوه از ایثار، مبارزه انقلابی و حضور در جبهههای دفاع مقدس، در حافظه تاریخی این سرزمین باقی مانده است.
انتهای پیام/