زنان؛ قهرمانان خاموش حماسه هشت سال دفاع مقدس

به گزارش نوید شاهد خراسان رضوی، وقتی از هشت سال دفاع مقدس سخن گفته میشود، نخستین تصویر، رزمندگانی است که در سنگرهای خط مقدم در برابر دشمن ایستادند؛ اما در کنار این تصویر، روایت دیگری نیز وجود دارد؛ روایت زنانی که از خانهها، بیمارستانها، ستادهای پشتیبانی و شهرهای جنگزده، سهم خود را در دفاع از کشور ایفا کردند.
زنان در دوران دفاع مقدس، تنها مادران و همسران رزمندگان نبودند؛ بخشی از آنان در قالب پزشک، پرستار، امدادگر، نیروی پشتیبانی و حتی رزمنده در صحنه حضور داشتند و گروهی نیز در جریان بمباران شهرها و حملات دشمن به شهادت رسیدند.
۶ هزار و ۴۲۸ زن شهید در دوران دفاع مقدس
بر اساس آماری که در منابع ارائهشده درباره شهدای زن دفاع مقدس منتشر شده است، ۶ هزار و ۴۲۸ زن ایرانی در طول سالهای دفاع مقدس به شهادت رسیدند.
بخش قابل توجهی از این شهدا در جریان بمباران و موشکباران شهرها جان خود را از دست دادند؛ زنانی که بسیاری از آنان در خانه، مدرسه، محل کار یا خیابان، قربانی حملات دشمن شدند.
در میان این شهدا، زنان و دختران نوجوان نیز حضور داشتند. بر اساس همین آمار، ۲ هزار و ۵۰۰ شهیده در گروه سنی ۱۰ تا ۳۰ سال قرار داشتند و حدود ۵۰۰ نفر از شهدای زن، رزمنده بودند.
این آمار نشان میدهد که شهادت زنان در دفاع مقدس تنها پیامد حملات به مناطق مسکونی نبود و گروهی از آنان نیز با حضور مستقیم در مناطق عملیاتی، در معرض خطر قرار داشتند.
۵ هزار و ۷۳۵ جانباز زن
حضور زنان در میدان جنگ، تنها با آمار شهدا قابل روایت نیست. بر اساس آماری که از بنیاد جانبازان و امور ایثارگران در شهریور سال ۱۳۸۱ منتشر شده، تعداد جانبازان زن ۵ هزار و ۷۳۵ نفر اعلام شده است.
از این تعداد، ۳ هزار و ۷۵ نفر دارای درصد جانبازی بالای ۲۵ درصد بودهاند.
این جانبازیها بخشی از هزینهای است که زنان ایرانی در دوران جنگ پرداخت کردند؛ زنانی که در مناطق جنگی، هنگام بمباران شهرها، در مسیر امدادرسانی یا در جریان فعالیتهای مرتبط با دفاع، دچار جراحت و آسیب شدند.
۲۲ هزار و ۸۰۸ امدادگر و ۲ هزار و ۲۷۶ پزشک زن
یکی از مهمترین عرصههای حضور زنان، حوزه درمان و امدادرسانی بود. بر اساس آمارهای ارائهشده، در طول هشت سال دفاع مقدس ۲۲ هزار و ۸۰۸ امدادگر زن و ۲ هزار و ۲۷۶ پزشک زن به جبههها اعزام شدند.
این زنان در شرایطی فعالیت میکردند که بیمارستانها و مراکز درمانی در بسیاری از مناطق، خود در معرض حملات دشمن قرار داشتند. آنان باید در کوتاهترین زمان، مجروحان را پذیرش و مداوا میکردند و گاه با حجم گستردهای از مجروحان ناشی از عملیاتها و بمبارانها روبهرو بودند.
روایت ها از پرستاران دوران دفاع مقدس، تصویری از شرایط دشوار مراکز درمانی در عملیات فتحالمبین ارائه میکند؛ زمانی که به گفته او، تعداد مجروحان به اندازهای افزایش یافته بود که حتی فاصله میان تختها نیز برای قرار دادن مجروحان استفاده میشد.
این روایتها نشان میدهد که بیمارستانهای دوران جنگ، خود یکی از سنگرهای مقاومت بودند و پرستاران و پزشکان زن در خط مقدم درمان، مسئولیتی سنگین بر عهده داشتند.

زنان در خط مقدم خرمشهر
نقش زنان در دفاع مقدس به بیمارستان و پشت جبهه محدود نبود. در روزهای مقاومت خرمشهر، گروهی از زنان در شهر باقی ماندند و در امدادرسانی، تهیه غذا، انتقال مجروحان و دیگر فعالیتهای دفاعی مشارکت کردند.
بر اساس روایتهای منتشرشده، تعدادی از زنان حتی آموزشهای نظامی و چریکی دیده بودند و در مناطق عملیاتی حضور داشتند.
آمنه وهابزاده، از زنان حاضر در دوران دفاع مقدس، در روایتی از حضور خود در مناطق عملیاتی گفته است که در روزهای نخست جنگ همراه گروهی از زنان به جبهه اعزام شد و در منطقه خرمشهر و آبادان حضور یافت. او همچنین از حضور در عملیاتهای ثامنالائمه و بیتالمقدس و مجروحیتهای متعدد خود سخن گفته است.
در روایتهای مربوط به مقاومت خرمشهر، نام زنانی همچون شهناز حاجیشاه نیز دیده میشود؛ زنی که در کنار فعالیتهای دفاعی و امدادی، در تهیه غذا برای نیروهای حاضر در شهر مشارکت داشت و سرانجام بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید.
پشتیبانی؛ سنگری به وسعت خانهها
بخش دیگری از نقش زنان، در خانهها و ستادهای پشتیبانی شکل گرفت. زنان در شهرها و روستاها با جمعآوری کمکهای مردمی، تهیه و بستهبندی مواد غذایی، آمادهسازی لباس، شستوشوی لباس رزمندگان، پخت نان و غذا و ارسال اقلام مورد نیاز، پشتوانه جبههها بودند.
در برخی مناطق، زنان حتی در رختشویخانههای بیمارستانها فعالیت میکردند. خاطرات ثبتشده از بانوان اندیمشکی در کتاب «حوض خون» از حضور زنان در شستوشوی لباس مجروحان و رزمندگان حکایت دارد؛ زنانی که فعالیتشان تنها به رختشویی محدود نمیشد و در کنار آن، در پخت نان، آمادهسازی مواد غذایی و دیگر امور پشتیبانی نیز مشارکت میکردند.
این فعالیتها اگرچه کمتر در تصاویر رسمی جنگ دیده میشد، اما بدون آنها چرخه پشتیبانی از جبههها به آسانی ادامه پیدا نمیکرد.

زنانی که مدیریت خانه را بر دوش گرفتند
دفاع مقدس تنها برای زنانی که بهصورت مستقیم در جبهه حضور داشتند، تجربه جنگ نبود. مادرانی که فرزندانشان را راهی جبهه کردند، همسرانی که با رفتن همسر خود مسئولیت اداره خانواده را بر عهده گرفتند و زنانی که پس از شهادت یا مجروحیت همسر، زندگی و فرزندان را مدیریت کردند، بخشی دیگر از این روایت هستند.
بر اساس آمارهای ارائهشده برای سال ۱۳۸۶، ۶۱ هزار و ۵۲ همسر شهید و ۳۱۷ هزار و ۱۹۳ همسر جانباز ثبت شدهاند. همچنین تعداد همسران آزادگان ۴۱ هزار و ۷۶ نفر اعلام شده است.
این ارقام، تنها بخشی از گستره اجتماعی زنانی را نشان میدهد که بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم با پیامدهای جنگ مواجه شدند.
آمار اسرای زن؛ روایتی با ابهام
درباره تعداد زنان اسیر در دوران جنگ تحمیلی، آمار یکسان و قطعی در منابع مختلف ارائه نشده است. با این حال، در برخی منابع رقم ۱۷۱ اسیر زن ذکر شده است. تفاوت در آمارهای منتشرشده درباره زنان، نشان میدهد که برای ارائه تصویری دقیق از نقش زنان در دفاع مقدس، همچنان نیاز به گردآوری، تطبیق و مستندسازی روایتها و اسناد وجود دارد.
روایتی که باید از پشت آمارها خوانده شود
آمار ۶ هزار و ۴۲۸ شهیده، ۵ هزار و ۷۳۵ جانباز زن، ۲۲ هزار و ۸۰۸ امدادگر و ۲ هزار و ۲۷۶ پزشک زن تنها اعداد یک گزارش آماری نیستند؛ پشت هر عدد، انسانی قرار دارد که بخشی از زندگی خود را در روزهای جنگ سپری کرده است.
یکی در خرمشهر ماند، دیگری در بیمارستان پای مجروحان ایستاد؛ یکی در ستاد پشتیبانی لباس شست و غذا پخت و دیگری فرزندش را راهی جبهه کرد و سالها چشمانتظار بازگشت او ماند.
هشت سال دفاع مقدس، تنها در سنگرهای خط مقدم رقم نخورد؛ بخشی از آن در خانههایی نوشته شد که مادران در آنها فرزندانشان را بدرقه کردند، در بیمارستانهایی که پرستاران زیر صدای بمباران به درمان مجروحان ادامه دادند و در شهرهایی که زنان و دختران در کنار دیگر مدافعان ایستادند.
هفته دفاع مقدس، فرصتی برای بازخوانی این روایت کمتر شنیدهشده است؛ روایت زنانی که در سکوت، سهمی ماندگار از حماسه هشت سال دفاع مقدس را به نام خود ثبت کردند.
انتهای پیام/