صاحبِ این لبخند، روضه خوانِ غریبِ اربعین بود
به گزارش نوید شاهد بوشهر؛ به عکس نگاه میکنم؛ لبخندش آنقدر زنده است که انگار همین حالا میخواهد شوخی تازهای با رفقا راه بیندازد. اما همین چهرهی همیشه خندان، وقتی در مسیر اربعین به نام حضرت رقیه (س) میرسید، طوری منقلب میشد که صدای گریهی یک محله را درمیآورد. سید هادی عطایی، دوستِ این لبخندِ جاودانه، روایتی دارد از شبی که این صدا، معجزه کرد.


سید هادی عطایی، دوست شهید سید دانیال سجادی، یکی از همین شبهای ماندگار را روایت میکند، شبی که در مسیر پیادهروی نجف تا کربلا، میهمان یکی از مردم مخلص عراق شدند.
او میگوید: یادم میآید یک سال که اربعین رفته بودیم کربلا، در مسیر پیادهروی نجف به کربلا، یکی از مردم مخلص عراق ما را برای استراحت به خانهاش دعوت کرد. رفتیم، نماز خواندیم، شام خوردیم و کمی آرام گرفتیم. حدود سیزده چهارده نفر بودیم.
فضای خانه ساده بود، اما صفای صاحبخانه همه خستگی راه را از تن زائران بیرون میکرد. بعد از شام، صاحب خانه شروع کرد به صحبت کردن. همان جا بود که سید هادی نگاهی به سید دانیال انداخت، دوستی که صدایش برای روضه، دلها را آرام نمیگذاشت.
عطایی ادامه میدهد: به صاحبخانه اشاره کردم و گفتم به آقا سید دانیال بگوید روضه حضرت رقیه (س) بخواند. صاحب خانه هم که انگار منتظر چنین فرصتی بود، رو کرد به سید و گفت تا روضه نخوانی، حق نداری بخوابی.
شهید سید دانیال اهل تعارف بود، اما وقتی اصرار صاحب خانه را دید شروع کرد به خواندن. صدای روضه که بلند شد، حال خانه عوض شد. آن جمع کوچک، دیگر یک جمع معمولی نبود، اشکها یکی یکی جاری شد و فضای خانه رنگ حرم گرفت.
سید هادی میگوید: سید یک روضهای خواند که صدای گریه همه بلند شد. وقتی روضه تمام شد و سلام روضه را داد، رفتم بیرون. دیدم حیاط آن بنده خدا پر از آدم شده است.
ماجرا این گونه بود که درِ خانه باز مانده بود و همسایهها و رهگذران، با شنیدن صدای روضه، آرام آرام خودشان را به حیاط رسانده بودند، بیدعوت، اما دل سپرده. آمده بودند تا از پشت در و کنار حیاط، گوشهای از آن روضه را بشنوند و اشکی بریزند.
عطایی با لبخندی آمیخته به دلتنگی ادامه میدهد: رفتم داخل و به سید گفتم بیا ببین چقدر مشتاق داری، همه آمدهاند داخل حیاط و دارند روضهات را گوش میدهند.
آن شب، خانه کوچک آن میزبان عراقی، به حسینیهای بینام و نشان تبدیل شد، حسینیهای در مسیر کربلا، با روضه حضرت رقیه (س)، اشک زائران و صدای شهیدی که هنوز هم در خاطره دوستانش زنده است.
برای سید هادی عطایی، این فقط یک خاطره از سفر اربعین نیست بلکه تصویری روشن از دلِ سید دانیال سجادی است. دوستی که صدایش، بیآنکه بخواهد، مردم را دور روضه جمع میکرد و دلها را به کربلا نزدیکتر.