آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۶۹۴۳
۱۸:۳۸

۱۴۰۵/۰۵/۱۴

یادداشت/ مهران؛ جایی که عشق، نام دیگرِ خدمت است

مهران؛ جایی که عشق، نام دیگرِ خدمت است مهران در اربعین، دانشگاه انسانیت است. اینجا، آدم‌ها به یکدیگر یادآوری می‌کنند که مهربانی، زبان مشترک همه ملت‌هاست؛ اینکه می‌توان بی‌آنکه کسی را بشناسی، برای آسایشش از آسایش خود بگذری و بی‌هیچ توقعی، خادم راهی باشی که مقصدش کربلاست.


به گزارش نوید شاهد ایلام؛ هنوز آفتاب، تمام قامت بر دشت‌های سوزان مهران ننشسته است که جاده‌های منتهی به مرز، بیدار می‌شوند. کاروان‌های عاشق، یکی پس از دیگری از راه می‌رسند؛ با کوله‌هایی سبک، اما دل‌هایی سرشار از شوق دیدار. در این سوی مرز، شهری ایستاده است که سال‌هاست در موسم اربعین، تنها یک نقطه جغرافیایی نیست؛ مهران، روایت زنده عشق است.

اینجا، پیش از آنکه زائران قدم در مسیر کربلا بگذارند، با مردمانی روبه‌رو می‌شوند که گویی تمام هستی خود را وقف یک واژه کرده‌اند؛ خدمت.

در مهران، عشق را نمی‌توان فقط در اشک‌های زائران جست‌و‌جو کرد؛ عشق در دستان پینه‌بسته خادمی جریان دارد که بی‌وقفه غذا توزیع می‌کند، در گام‌های استوار امدادگری که خستگی را از یاد برده، در لبخند پاکبانی که گرمای سوزان را به جان می‌خرد تا مسیر زائران پاکیزه بماند و در قلم خبرنگاری که می‌کوشد هیچ‌یک از این لحظه‌های ناب، در غبار زمان گم نشود.

اینجا، هیچ‌کس از ساعت پایان کار سخن نمی‌گوید. زمان، معنای دیگری پیدا می‌کند؛ گویی همه عقربه‌ها به احترام نام حسین (ع) از حرکت ایستاده‌اند و تنها چیزی که جریان دارد، عشق به خدمت است.

در دو سوی جاده، موکب‌ها همچون خانه‌های امید، آغوش خود را به روی زائران گشوده‌اند. عطر نان تازه و غذای نذری با نوای صلوات در هم می‌آمیزد. دستی، لیوانی آب تعارف می‌کند؛ دستی دیگر، کفش‌های زائری خسته را جفت می‌کند. مادری، کودک گمشده‌ای را آرام در آغوش می‌گیرد و پیرمردی، تنها دارایی‌اش را با لبخندی صمیمی تقدیم رهگذری می‌کند که شاید هرگز دوباره او را نبیند.

این صحنه‌ها، نمایش نیست؛ زندگی است. زندگی‌ای که در مکتب عاشورا معنا یافته و انسان را به بلندترین قله‌های ایثار می‌رساند.

مهران در اربعین، دانشگاه انسانیت است. اینجا، آدم‌ها به یکدیگر یادآوری می‌کنند که مهربانی، زبان مشترک همه ملت‌هاست؛ اینکه می‌توان بی‌آنکه کسی را بشناسی، برای آسایشش از آسایش خود بگذری و بی‌هیچ توقعی، خادم راهی باشی که مقصدش کربلاست.

در این اجتماع عظیم، رنگ‌ها، زبان‌ها، قومیت‌ها و ملیت‌ها در برابر یک حقیقت رنگ می‌بازند؛ همه با یک نام نفس می‌کشند؛ حسین (ع). این همان معجزه اربعین است؛ معجزه‌ای که مرز‌ها را از روی نقشه‌ها برنمی‌دارد، بلکه از دل انسان‌ها پاک می‌کند.

سال‌ها بعد، شاید بسیاری از زائران نام خادمانی را که در مهران از آنان پذیرایی کردند، به یاد نداشته باشند؛ اما هیچ‌گاه مهربانی آن دست‌ها، لبخند آن چهره‌ها و آرامشی را که در ازدحام جمعیت هدیه گرفتند، فراموش نخواهند کرد. زیرا بعضی خاطره‌ها با ذهن ثبت نمی‌شوند؛ در قلب انسان ماندگار می‌شوند؛ و راز ماندگاری مهران نیز همین است؛ شهری که هر سال، پیش از آنکه دروازه ورود به کربلا باشد، دروازه ورود به انسانیت می‌شود.

آری، مهران فقط یک مرز نیست؛ سرزمینی است که عشق، جامه خدمت بر تن می‌کند، ایثار در کوچه‌هایش قدم می‌زند و ایمان، در رفتار مردمانش معنا می‌شود. اینجا، هر قدم خادمی عبادت است، هر لبخند زائری دعایی است و هر لحظه، صفحه‌ای زرین از بزرگ‌ترین حماسه مردمی جهان.

شاید راز شکوه اربعین را باید همین‌جا جست؛ در شهری که ثابت کرده است وقتی عشق حسینی در دل‌ها خانه می‌کند، خدمت دیگر یک وظیفه نیست، بلکه زیباترین شیوه عاشقی است.


یادداشت از آمنه حسن بیگی فعال رسانه ای

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه