روایت یک دهه استقامت در شکنجهگاههای بعث
به گزارش نوید شاهد بوشهر؛ در چشمهایش هنوز رد پای بیش از ۳۳۰۰ روز غربت و دلتنگی دیده میشود، اما در صدایش نه نشانهای از شکست، که طنین غرور و ایستادگی یک ملت موج میزند. عبدالامیر هلالی دیلمی، آزاده سرافراز دیار نخل و آفتاب، قصه مقاومتش را از یک روز داغ در تیرماه سال ۱۳۶۰ آغاز میکند؛ روزی که تقدیر بر آن شد تا در دفاع از حریم خاکی میهن، در بند دژخیمان رژیم بعث گرفتار شود.

او می گوید: «تیرماه ۶۰ اسیر شدیم و شهریور ۶۹ پایمان به خاک وطن رسید؛ بیش از ۹ سال و نیم، به حساب تقویم میلادی بعثیها نزدیک به ده سال تمام را در اردوگاهها سپری کردیم. روزهایی که هر لحظهاش با شکنجههای جسمی و روحی بیرحمانه میگذشت. آنجا کینهتوزی بعثیها حد و مرزی نداشت؛ موقع آمارگیری که میشد، دسته جمعی و با کابلهای سیاه و سنگین وارد آسایشگاه میشدند و به جان بچهها میافتادند…»
او به گوشهای از صورت و لبخند پر از غمش اشاره میکند؛ جای خالی دندانهایی که زیر ضربات سنگین کابل و خشونت بازجویان بعث خرد شدند، اما ذرهای از اراده و غیرت او کم نکردند: «دندانهایم یادگار همان کابلهاست، اما نگذاشتیم کمر ارادهمان خم شود. معجزه آن روزهای تاریک، همدلی بچهها بود؛ همه پشت هم بودیم، یکدل و همقسم. همین اتحاد و توکل بود که اجازه نداد زیر شکنجههای سنگین بشکنیم. وقتی هم که در شهریور ۶۹ درهای اردوگاه باز شد، سر شکسته و خسته نبودیم، با سربلندی، سری افراشته و دلی روشن از پیروزی به آغوش گرم خانواده و آغوش مام میهن بازگشتیم.»
بخش ماندگار و زرین خاطرات این آزاده مقاوم، به روزهای پس از بازگشت و توفیق حضور در محضر قائد شهید امت، حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای (قدساللهنفسهالزکیه) گره خورده است؛ دیداری که هنوز کلمه به کلمهاش در روح و جان او زنده است: «دو بار در تهران توفیق دیدار با قائد شهید امت نصیبمان شد. در آن دیدارها، ایشان با نگاهی پدرانه و پرمهر به ما نگریستند و کلامی فرمودند که تا زندهام در گوشم طنینانداز است. آقا فرمودند: «شما الماسهای درخشانی هستید؛ این جامعه به شما احتیاج دارد، شما ذخیرههای انقلاب و تجربیات گرانبهای این راهید.»
کلام پایانی این یادگار پایداری، ناظر به حقیقت امروز میدان نبرد است؛ تحلیلی برآمده از استخوان خرد کردن در کوران سختیها: «این دشمنی آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی مسئله دیروز و امروز نیست؛ این جنایتکاران ۶۰ سال است که شمشیر دشمنی را با مردم ایران و این آب و خاک از رو بستهاند. هر چه در توان داشتهاند از تحریم، ظلم و ترور به کار بستهاند، اما نشناختهاند که این ملت، درس ایستادگی را در میدانهای خون و در بند اسارت پس داده و هرگز در برابر زیادهخواهی مستکبران سر فرود نخواهد آورد.»