نوجوانی که در کوتاهترین سالهای عمر، بلندترین مسیر ایثار را پیمود

به گزارش نوید شاهد زنجان، شهید رضا سلیمانی ابهری در سال ۱۳۴۷ در شهر ابهر از توابع استان زنجان چشم به جهان گشود.
او دوران کودکی و نوجوانی خود را در محیطی مذهبی و خانوادهای متدین سپری کرد و از همان سالهای نوجوانی، روحیه مسئولیتپذیری و علاقه به فعالیتهای فرهنگی و دینی در وجودش شکل گرفت.
رضا در دوران تحصیل، علاوه بر درس خواندن، به مسائل اعتقادی و اجتماعی نیز توجه ویژهای داشت و تلاش میکرد در حد توان خود، اطرافیانش را به مسیر درست و ارزشهای دینی نزدیک کند.
نوجوانی که جبهه را انتخاب کرد
با آغاز دفاع مقدس، بسیاری از نوجوانان و جوانان کشور برای دفاع از میهن راهی جبهه شدند و شهید رضا سلیمانی ابهری نیز از این قافله جا نماند.
او در سال ۱۳۶۲، در حالی که تنها حدود ۱۵ سال داشت، برای نخستین بار در جبهههای دفاع مقدس حضور یافت و تجربه حضور در میدان نبرد را به دست آورد.
این نوجوان ابهری پس از سه سال حضور و فعالیت در جبهه، سرانجام در سال ۱۳۶۵ در منطقه فاو و در جریان عملیات والفجر ۸ به شهادت رسید و به دیدار معبود شتافت.
پیکر مطهر این شهید در گلزار شهدای ابهر به خاک سپرده شد و نام او به عنوان کمسنوسالترین شهید استان زنجان در یادها ماندگار شد.
علاقه رضا به هدایت و اثرگذاری بر دیگران
یکی از همکلاسیهای شهید رضا سلیمانی درباره ویژگیهای اخلاقی او خاطرهای نقل میکند که نشاندهنده روحیه فرهنگی و دغدغه معنوی این شهید نوجوان است.
او میگوید:
رضا علاقه خاصی به هدایت کردن داشت. در سالهای ابتدایی دفاع مقدس، فیلم تأثیرگذاری با عنوان «سقای تشنهلب» ساخته شده بود. رضا با وجود امکانات محدود آن روزها، اصرار داشت این فیلم را برای همکلاسیها نمایش دهیم تا دیگران نیز از محتوای آن بهره ببرند.
این موضوع نشان میدهد که رضا تنها به رشد و پیشرفت شخصی خود فکر نمیکرد، بلکه دغدغه داشت دوستان و اطرافیانش نیز با مفاهیم دینی و ارزشی آشنا شوند.
درس خواندن در کنار معنویت
همکلاسی شهید درباره روزهای امتحان و خاطرات مشترک خود با رضا میگوید:
در روزهای امتحان، من و رضا در خانه قدیمیمان درس میخواندیم. بعضی شبها همانجا میخوابیدیم و چراغ نفتی تا صبح روشن بود.
با وجود شرایط سخت و امکانات کم، هر زمان وقت نماز میرسید، درس را کنار میگذاشتیم و نماز را به موقع اقامه میکردیم.
این خاطره، تصویری از نوجوانی را نشان میدهد که در کنار تلاش علمی، عبادت و انجام وظایف دینی را نیز جدی میگرفت.
تلاش برای دعوت یک دوست به نماز
یکی از ماندگارترین خاطرات درباره شهید رضا سلیمانی، مربوط به تلاش او برای تشویق یکی از دوستانش به نماز است.
همکلاسی شهید روایت میکند:
یکی از دوستانمان که همسایه قدیمی ما بود، چند روزی برای درس خواندن به جمع ما آمد. او نماز نمیخواند و من ابتدا به این موضوع توجهی نداشتم.
چند روز گذشت، اما رضا که نسبت به مسائل دینی حساس بود، متوجه این موضوع شد. وقتی دوستمان برای لحظاتی از اتاق بیرون رفت، رضا آرام گفت:
«احساس نمیکنی که دوستمان نماز نمیخواند؟»
آن زمان متوجه شدم که رضا درست میگوید. سپس گفت:
«وقتی دوستمان آمد، از نماز صحبت میکنیم و دلبری آغاز میکنیم؛ عاشق نمازش میکنیم.»
روایتی از یک نماز عاشقانه
همکلاسی شهید ادامه میدهد:
آن شب رضا نماز مغرب و عشا را بسیار عاشقانه خواند. صدای دلنشینی داشت و حال و هوای نماز او تأثیر زیادی بر من گذاشت.
پس از نماز و صرف شام، رضا صحبت را آغاز کرد. ابتدا از شهید شیخ اصغر اللهیاری و سخنان او درباره نماز و توصیف حالات نمازگزاران گفت.
یکی او میگفت و یکی من؛ و آن دوستمان با نگاههایش، حرفهای ما را با جان و دل میشنید.
شب دیر شده بود و خسته بودیم. چراغ را خاموش کردیم، اما گفتوگوها و نجواهای ما درباره نماز و معنویت همچنان ادامه داشت.
تأثیر یک نوجوان بر دلها
این همکلاسی شهید در ادامه خاطره خود میگوید:
چیز زیادی از آن صحبتها به یاد ندارم، اما به خاطر دارم وقتی اذان صبح شنیده شد، من و رضا خواب بودیم و ناگهان دیدیم دوستم که تا آن روز نماز نمیخواند، قبل از ما برای نماز ایستاده است.
ما بیدار نشدیم تا نمازش را تمام کند و از حضور ما خجالت نکشد.
یادگار یک نوجوان شهید
شهید رضا سلیمانی ابهری، نوجوانی بود که عمر کوتاهش را با ایمان، تلاش و دغدغه هدایت دیگران سپری کرد. او در سالهایی که بسیاری از همسنوسالانش مشغول زندگی عادی بودند، دفاع از کشور را انتخاب کرد و با حضور در جبهه، مسیر ایثار را پیمود.
خاطرات بهجا مانده از او نشان میدهد که شهید سلیمانی تنها یک رزمنده در میدان نبرد نبود؛ بلکه در زندگی روزمره نیز با رفتار، اخلاق و باورهایش تلاش میکرد چراغی برای دیگران باشد.
نام این شهید نوجوان امروز در کنار دیگر شهدای استان زنجان، یادآور نسلی است که با ایمان و فداکاری، بخشی از تاریخ پرافتخار دفاع مقدس را رقم زدند.