آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۴۴۵۸
۰۷:۵۹

۱۴۰۵/۰۴/۲۹
قسمت دوم خاطرات شهید «عین‌الله حامدی»

هدیه آسمانی زیر جانماز

همسر شهید «عین‌الله حامدی» نقل می‌کند: «بعد از نماز وقتی روح‌الله می‌خواست جانماز را جمع کند، گفت: مامان! نگاه کن، باز خدا به‌خاطر اینکه نماز می‌خونم برام هدیه فرستاده.»


به گزارش نوید شاهد سمنان، «شهید عین‌الله حامدی» دوم بهمن‌ماه ۱۳۱۹ در روستای چهاردِه از توابع شهرستان دامغان به دنیا آمد. پدرش علی‌اصغر و مادرش فاطمه‌زهرا نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. کارگر بود. ازدواج کرد و صاحب دو پسر و یک دختر شد. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیست و پنجم تیرماه ۱۳۶۰ با سمت تک‌تیرانداز در صالح مشطط بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش قرار دارد.

هدیه آسمانی زیر جا نماز

این خاطرات به نقل از همسر شهید است که تقدیم حضورتان می‌شود.

هدیه آسمانی

روح‌الله داشت نماز می‌خواند. تا سرش روی مهر رفت، سریع پول را در زیر جانمازش جاسازی کرد. بعد از نماز وقتی روح‌الله می‌خواست جانماز را جمع کند، گفت: «مامان! نگاه کن، باز خدا به‌خاطر اینکه نماز می‌خونم برام هدیه فرستاده.»

گفتم: «آفرین به تو و خدایی که دوستت داره!» بعد هم نیم نگاهی به عین‌الله انداختم و لبخندی زدم.

بیشتر بخوانید: عهدی که با شهادت به پایان رسید

هم سفره‌اش را با همسایه قسمت می‌کرد، هم جانش را با وطن

یک شب گفت: «من تنها در یک صورت ازت نمی‌گذرم.»

گفتم: «چطور؟»

گفت: «خانم‌جان! اگه غذایی سر سفره می‌آری مطمئن شو که همسایه‌ات گرسنه نباشه، حتی اگه شده یک نون رو هم با اون‌ها نصف کن.»

جز خدا از هیچ‌کس و هیچ‌چیز نترسید

آن شب یکی از بچه‌ها مدام می‌گفت: «می ترسم.» باباش او را در آغوش گرفت و گفت: «بچه‌ها! جز خدا از هیچ‌چیز و هیچ‌کس نباید ترسید. تو اجتماع هم با شجاعت وارد بشین ولی در مقابل دشمن سرتون رو پایین نیارین.»

انتهای متن/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه