همسر شهید «عینالله حامدی» نقل میکند: «بعد از نماز وقتی روحالله میخواست جانماز را جمع کند، گفت: مامان! نگاه کن، باز خدا بهخاطر اینکه نماز میخونم برام هدیه فرستاده.»
دوست شهید «عینالله حامدی» نقل میکند: «از عینالله پرسیدم: چند وقت میخوای جبهه بمونی؟ سرش را تکان داد و گفت: من که نوشتم تا آخر عمر. امیدوارم همینطور بشه.»
شهید «عینالله حامدی» تا پایان عمرش در دستهجات عزاداری امام حسین(ع) با پای برهنه سقا بود. دست راستش به هنگام شهادت قطع بود و او با دست قطع شده به دیدار یار شتافت.