آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۳۱۸۳
۰۸:۵۲

۱۴۰۵/۰۴/۰۲
روایت یک همکار از سردار شهید سید محمود موسویان نراقی؛

مدیری که با لبخند فرماندهی می‌کرد

یونس باقرزاده، از همکاران سردار شهید سید محمود موسویان نراقی، در دل‌نوشته‌ای صمیمی و تأثیرگذار، گوشه‌ای از ویژگی‌های اخلاقی، مدیریتی و انسانی این فرمانده شهید را روایت کرده است؛ مدیری که به گفته همکارانش، با دلسوزی، خوش‌اخلاقی و روحیه جهادی، محیط کار را به خانواده‌ای سرشار از امید و انگیزه تبدیل کرده بود.


به گزارش نوید شاهد استان مرکزی، پس از شهادت سردار سید محمود موسویان نراقی در حمله هوایی رژیم صهیونیستی به ساختمان سازمان بسیج مستضعفین در منطقه قصر فیروزه تهران، همرزمان، دوستان و همکاران او هر یک از زاویه‌ای به بازخوانی خاطرات و ویژگی‌های شخصیتی این فرمانده مردمی پرداخته‌اند. در میان این روایت‌ها، دل‌نوشته یونس باقرزاده، یکی از نیروهای تحت مدیریت شهید موسویان، تصویری صمیمی و نزدیک از سبک مدیریتی، اخلاق حرفه‌ای و منش انسانی او ارائه می‌دهد؛ روایتی از فرماندهی که بیش از آنکه در جایگاه یک مدیر شناخته شود، در ذهن همکارانش به عنوان یک راهنما، پشتیبان و دوست دلسوز ماندگار شده است.

مدیری که با لبخند فرماندهی می‌کرد

متن یاداشت :

دلنوشته‌ای تقدیم به شهید سید محمود موسویان نراقی که ظهر دوشنبه تاریخ ۲ تیر ۱۴۰۴ بر اثر بمباران هوایی رژیم جنایتکار صهیونیستی به ساختمان سازمان بسیج مستضعفین در منطقه قصر فیروزه تهران به مقام رفیع شهادت نائل آمد . 

کمتر از یک سال بود که به عنوان نیروی ایشان در کنار او کار می‌کردم، اما احساس می‌کنم سال‌ها از تجربه‌های کم ‌نظیری که در کنار او داشتم، پُر شده‌ام. از همان ابتدا، او با روش‌های مدیریتی‌اش و اخلاق نیکو، فضایی دوستانه و مثبت در محیط کار ایجاد کرد . هر روز وقتی به محل کار می‌رفتم با امید و انگیزه‌ای تازه وارد می‌شدم، چرا که می‌دانستم تحت هدایت فردی قرار دارم که نه تنها اهداف کاری را دنبال می‌کند، بلکه به انسانیت درونی ما نیز اهمیت می‌دهد.

چهره‌ی خندان و مهربان او، نه تنها به من، بلکه به همکارانم آرامش می‌بخشید و مسیری را برای درک احساسات و نیازهایمان فراهم می‌کرد. او به واقع تمام نیروها را از دل و جان حمایت می‌کرد و با کلماتش به ما یادآور می‌شد که هر کدام از ما ارزشمند و مهم هستیم. وقتی از او در مورد مسئولیت جدیدم مشاوره گرفتم، دیگر احساس نمی‌کردم که در یک محیط کاری خشک هستم، بلکه در کنار یک دوست بزرگ و راهنما ایستاده‌ام.

اکنون که او را از دست داده ام، احساس می‌کنم بخشی از من ناگزیر رفته و خالی شده است. او با دلسوزی، نظم و اراده‌اش به من آموخت که اگر بر اساس اصول انسانی و محبت به دیگران عمل کنیم، می‌توانیم دنیا را به مکانی بهتر تبدیل کنیم.

شهید موسویان نراقی با انگیزه‌ای بی‌پایان و اشتیاق به کارش، همیشه در حال فعالیت و پیشرفت بود. او نه تنها به انجام مسئولیت‌های خود توجه می‌کرد، بلکه پیوسته به دنبال راه‌های نوآورانه و جدید برای بهبود کارش بود. ساعات کاری او معمولاً طولانی بود . زودتر در محل کار حاضر می‌شد و دیرتر محل کار را ترک می‌کرد؛ چون او به کار خود عشق می‌ورزید و می‌دانست که زحماتش به نتیجه خواهد رسید .
هیچ‌گاه احساس خستگی نمی‌کرد. این خصلت موجب می‌شد که من و همکارانم نیز تحت تأثیر قرار بگیریم و در تلاش باشیم تا مانند او عمل کنیم. او مدیری بود که با دلسوزی و خوش‌اخلاقی در دل همکارانش جای داشت. همیشه لبخند بر چهره‌اش برقرار بود و این لبخند، آرامش و اطمینان را در محیط کار پراکنده می‌کرد. دلسوزی شهید نه تنها به معنای کمک مالی یا مادی به دیگران نبود، بلکه به معنای توجه عمیق به احساسات و نیازهای دیگران بود. او در هر موقعیتی سعی می‌کرد به سخنان دیگران گوش دهد و با احترام به نگرانی‌ها و مشکلات آن‌ها واکنش نشان دهد. اگر یکی از همکارانش در شرایط دشواری قرار می‌گرفت، او به کمک می‌آمد و مشکل را در حد توان بر طرف می‌کرد.

اما در یک لحظه تلخ و ناگهانی، زندگی‌اش با تمام زیبایی‌ها در راه ارزش‌هایی که به آن ایمان داشت، توسط موشک‌های رژیم غاصب صهیونیستی به ساختمان محل کارش متوقف شد. پس از شهادت او، یاد و خاطره‌اش به عنوان یک الگویی از مدیریت دلسوزانه و کار سخت در دل همکاران و اعضای خانواده‌اش باقی می‌ماند. خانواده‌اش با افتخار از ویژگی‌های بارز او مانند پرکاری، اخلاق نیکو، و عشق به انسان‌ها یاد می‌کنند و تلاش می‌کنند تا راه او را ادامه دهند.
یاد و خاطره ایشان همواره در قلب‌ها زنده خواهد ماند و پیمان می‌بندیم تا راهش را ادامه دهیم . 

  یونس باقرزاده
همکار شهید


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه