از دل سنگر تا افق بیپایان جاودانگی؛ روایت ناپدید شدن یک قهرمان

به گزارش نوید شاهد گلستان، شهید «حسن باباصاجیانی» یکم فروردین ماه ۱۳۴۵، در روستای پیچک محله از توابع شهرستان علی آبادکتول به دنیا آمد. پدرش رمضان، کشاورز بود و مادرش معصومه نام داشت. خواندن و نوشتن نمیدانست. بنا بود. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. بیست و چهارم اردیبهشت ماه ۱۳۶۵، در حاج عمران عراق به شهادت رسید. تا کنون اثری از پیکرش به دست نیامده است.
حسین برادر شهید «حسن باباصاجیانی» به نقل از همرزمان شهید چنین بیان میکند: ما و حسن در یک سنگر مستقر بودیم. در جریان درگیریها، حسن مجروح شده بود. گلوله و ترکش امان نمیداد و هوا پر از بوی باروت و اضطراب بود، با وجود شرایط سخت و ادامه آتش دشمن، تصمیم گرفت برای مداوای مجروحیت خود از سنگر خارج شود. این تصمیم، در ظاهر اقدامی کوتاه و ضروری بود، اما تقدیر به گونهای دیگر رقم خورد.
هنوز دقایقی از خروج حسن از سنگر نگذشته بود که نیروهای دشمن به مواضع ما یورش آوردند و سنگر به تصرف آنان درآمد. وقتی از سنگر بیرون آمدیم، اولین چیزی که چشمها دنبالش گشت، حسن بود؛ اما اثری از حسن نبود. نه در میان اسرا نامی از او بود، نه در میان شهدا نشانی از پیکرش. گویی زمین او را در خود پنهان کرده بود و آسمان، رازش را نگه داشته بود.
از آن روز به بعد، حسن برای ما در مرز میان حضور و غیبت ماند. نه خبر قطعی، نه نشانی روشن. فقط خاطرهای زنده، نامی که هر بار گفته میشود، دل را میلرزاند. برادری که رفت تا زخمهایش را درمان کند، اما زخم بزرگی را در دل ما جا گذاشت؛ زخمی که سالهاست با آن زندگی میکنیم.
مفقودالاثر بودن، درد عجیبی است. نه پایانی دارد، نه آرامشی. هر بار که نام شهدا را میشنویم، چشمها ناخودآگاه دنبال نام حسن میگردد؛ و هر بار که خبری از اسرا میآید، دل امیدوار میشود. اما سالها گذشته و تنها چیزی که مانده، همین روایت است؛ روایتی از لحظهای کوتاه که سرنوشت یک انسان را برای همیشه تغییر داد.
انتهای پیام/