آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۹۱۳۸
۱۴:۲۶

۱۴۰۵/۰۲/۱۴

آخرین دیدار با امام رضا(ع)

خواهر شهید «اصغر متولی» نقل می‌کند: «یکی از هم‌رزمانش می‌گفت: عمل با موفقیت سپری شد. بعد از عمل گفت: منو ببرین مشهد، می‌خوام برم پابوس امام رضا. بردیمش مشهد و بعد از زیارت، او دیگه بین ما نبود.»


به گزارش نوید شاهد سمنان، «شهید اصغر متولی» یکم مرداد ۱۳۴۵ در شهر ایوان‌کی از توابع شهرستان گرمسار به دنیا آمد. پدرش قاسمعلی، کشاورز بود و مادرش سلیمه نام داشت. تا اول راهنمایی درس خواند. او نیز کشاورز بود. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. دوازدهم اردیبهشت ۱۳۶۶ در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شکم و پاها، شهید شد. مزار وی در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

آخرین دیدار با امام رضا(ع)

به سوی شهادت

هروقت می‌خواست برود، با کنایه به ما می‌فهماند که شهید می‌شود، ولی صحیح و سالم برمی‌گشت.

اعزام آخرش در مورد شهادت چیزی نگفت. خداحافظی کرد و رفت. بعد از دقایقی دوباره برگشت. نگاهی به ما کرد و راهی شد، اما آن دفعه دیگر بازگشتی نداشت.

(به نقل از خواهر شهید، زهره متولی)

نباید کنار بکشیم

همیشه نسبت به انقلاب و میهن حسّاس بود و می‌گفت: «ما با هزار زحمت انقلاب رو به اینجا رسوندیم. الان هرکسی کنار بکشه نامردی کرده. ما باید تا آخر سرباز امام خمینی بمونیم و از انقلاب دفاع کنیم.»

(به نقل از خواهر شهید، زهره متولی)

دیدار آخر با امام رضا(ع)

یکی از هم‌رزمانش می‌گفت: «وقتی اصغر مجروح شده بود، او رو به بیمارستان بردیم. دکتر‌ها از او قطع امید کردن و گفتن: باید پاش قطع بشه.

قبول کرد. خواستن بی‌هوشش کنن که گفت: آقای دکتر! من نمی‌ترسم تو کارت رو انجام بده. در حال قطع کردن پاش، ذکر «یا امام رضا» از لبانش نیفتاد. عمل با موفقیت سپری شد. بعد از عمل گفت: منو ببرین مشهد، می‌خوام برم پابوس امام رضا. بردیمش مشهد و بعد از زیارت، او دیگه بین ما نبود.»

(به نقل از خواهر شهید، زهره متولی)

عکس یادگاری

یکی از عکس‌هایش را بزرگ کرد. خواهرش پرسید: «اصغر! برای چی این کار رو کردی؟»

گفت: «یک روز به کار میاد اون‌وقت می‌فهمی.»

وقتی به شهادت رسید، برای مراسم ختمش آن عکس را استفاده کردیم.

(به نقل از مادر شهید)

انتهای متن/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه