شب آخر ماه رمضان و استغفار

به گزارش نوید شاهد فارس، شهید «خداداد قشقایی» یکم دیماه ۱۳۴۴ در شهرستان دوگنبدان چشم به جهان گشود. هفت ساله بود که قدم در راه مدرسه گذاشت و تا پایان کلاس سوم ابتدایی در دوگنبدان تحصیل کرد. پس از آن همراه خانواده به شیراز نقل مکان کرد و ادامه دوران تحصیل خود را در آنجا سپری کرد. او دوره ابتدایی را در دبستان شهید یوسفی پشت سرگذاشت و پس از گذراندن مقاطع راهنمایی و دبیرستان، موفق به اخذ مدرک دیپلم شد. با آغاز جنگ تحمیلی راهی جبهه شد و سرانجام در هفتم اردیبهشتماه ۱۳۶۵ مصادف با شب نوزدهم ماه مبارک رمضان بر اثر اصابت ترکش خمپاره به فیض شهادت نائل آمد.
متن خاطره «۷» : شب آخر ماه رمضان و استغفار
۲۷ خرداد سال ۱۳۶۴ امروز پاس دوم بودم بعد از خوردن سحری و خواندن نماز خوابیدم و ساعت ۸:۳۰ با صدای حبیب از خواب بیدار شدم. ۸:۴۵ پاس من شروع میشد تا ۱۲:۳۰، اما تا یک ایستادم، چون سلیمان رفته بود حمام و بعد هم مشغول نماز شد. در ضمن امروز حاج آقا ملکی هم آمدند و نماز را ظهر اینجا بودند و بعد از نماز هم ساعتی اینجا بود. سلیمان بحثی را پیش کشید که با وجود اینکه خلاف میل من بود، اما جالب بود.
بعد از تمام شدن نمازم خوابیدم و موقعی که بیدار شدم ساعت ۶:۳۰ بود مشغول پختن غذا شدم غذا را که پختم دیگه موقع افطار بود. نماز و افطار که تمام شد ساعتی صحبت میکردیم و بعد هم دعای توسل خواندیم الان ساعت ۱۲:۳۰ است حاجی و حبیب دارند پرتقال میخورند. سلیمان هم که دعا منقلبش کرده بود و رفته پای توپ نشسته بود الان آمد.
امشب شب آخر ماه رمضان است و ماه رمضان تمام شد ولی من هیچ استفادهای از این ماه نبردهام.
پشتم ز بار معصیت در هم شکسته، خار گنه در مردم چشمم نشسته
امشب در این خلوت سرا، دادم به لب ذکر خدا استغفراله.
با کوله باری از تبهکاری و عصیان، هستم ز کار نا ثواب خود پشیمان.
یا رب شکسته خاطرم، این اشک روی و ظاهرم استغفراله.
عمری به خود ظلم و جفا کردم خدایا، نا حق سخن گفتم خطا کردم خدایا.
یا رب به حق مصطفی، بخشا به من جرم و خطا استغفراله...
انتهای متن/