آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۵۹۸۷
۰۹:۳۸

۱۴۰۵/۰۵/۰۴

وحید تمام اطرافش را از دلنوشته‌های امام زمان(عج) پُر کرده بود

از شهید جنگ رمضان «وحید بایرامی» روایت شده است: «من چند ماهی سعادت داشتم در کنار شهید بایرامی بین سال‌های ۸۶ و ۸۵ هم دوره بودم. در آسایشگاه بین هر تخت دو طبقه کمد‌های ما بود که تنها کمدی که داخل درب کمد عکس و دلنوشته‌هایی از امام زمان (عج) بود کمد آقا وحید بود.»


وحید تمام اطرافش را از دلنوشته‌های امام زمان(عج) پُر کرده بود

به گزارش نوید شاهد شهرستان‌های استان تهران، شهید وحید بایرامی از پرسنل سپاه هوافضا بود که در حین انجام مأموریت به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

روایتی خواندنی از دوست شهید «وحید بایرامی» را در ادامه می‌خوانید:

من چند ماهی سعادت داشتم در کنار شهید بایرامی هم آسایشگاهی و هم دوره بودم و در آن زمان که بین سال‌های ۸۵.۸۶ بود باهم دوره عمومی پاسداری رو می‌گذروندیم.

بین هر تخت دو طبقه کمد‌های ما بود که تنها کمدی که داخل درب کمد عکس و دلنوشته‌هایی از امام زمان (عج) بود کمد آقا وحید بود.

روحیات خاصی آقا وحید داشت. به شدت علاقه به امام زمان (عج) داشتند. من، چون طبقه بالای تخت او استراحت می‌کردم، همیشه قبل ساعت ۱۰ شب که خاموشی می‌زدند.

مفاتیحی داشتند که به من می‌داد و می‌گفت: سوره واقعه رو بلند برایمان بخوان و با وجود او فضای آسایشگاه حال معنوی خوبی پیدا می‌کرد.

شهدا مسیرشان از ابتدا مشخص بود و برای هدفشان حرکت و تلاش می‌کردند که به مرتبه انسانیت که شهادت هست برسند و رسیدند.

آقا وحید به معنای واقعی کلمه یک انسان پاک و مطهر بود. در آن ۹ ماهی ک کنار او بودم، هیچ وقت غیبت، تهمت یا کلام نابجا و جزء خوبی، ولایت مداری و اینکه یاد بدهد به ما مرید امام زمانمانمان (عج) باشیم، ما چیز دیگری ندیدیم.

یادم هست که بعد مدتی که گذشت، به آقا وحید به شوخی می‌گفتم: آقای امام زمان (عج).

اکثرا با همین اسم صدایش می‌کردند که همیشه با لبخندی که بر لبان مبارکشون بود می‌گفت نگو حسن جان اینجوری.

آقا وحید عزیز هر کجا هستی به حرمت همون سوره واقعه که کنار هم میخوندیم، دست مارو هم بگیر و مارو به جمع خودتون دعوت کن رفیق قدیمی و دوست عزیز من.

«یاعلی التماس دعا»

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه