آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۲۶۱۳
۰۹:۰۴

۱۴۰۴/۱۲/۰۸

«مرگی به رنگ حسین(ع)» / وصیت‌نامه‌ای از مجنون تا بی‌بی‌سکینه

او در وصیت‌نامه‌اش نوشته بود: «چه خوش است مرگی در راه خدا.» علی‌اکبر افشار، نوجوان ۱۷ ساله شهریاری، در بهمن‌ماه ۱۳۶۲ در مجنون به آن مرگ سرخ رسید. حالا پس از ۴۰ سال، پیکر مطهرش به وطن بازگشته تا در کنار مزار شهدای بی‌بی‌سکینه، آنجا که خود خواسته بود، برای همیشه آرام گیرد.


 

به گزارش نوید شاهد البرز؛ شهید علی‌اکبر افشار، پنجم اردیبهشت ۱۳۴۵ در شهریار در خانواده‌ای مومن دیده به جهان گشود و نوجوانی خوش‌اخلاق و مقید به نماز اول وقت بود. او در ۳۰ بهمن ۱۳۶۲ و در سن ۱۷ سالگی، در منطقه مجنون بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و پس از ۴۰ سال پیکر مطهرش به وطن بازگشت.

«مرگی به رنگ حسین(ع)» / وصیت‌نامه‌ای از مجنون تا بی‌بی‌سکینه
در ادامه متن وصیت نامه شهید علی اکبر افشار را بخوانید.

بسم الله الرحمن الرحیم

أشهدُ أن لا إله إلا الله و أنَّ محمداً رسول الله و أنَّ علیاً ولی الله

«الَّذینَ یُقاتِلونَ فی سَبیلِ اللهِ أَمواتًا بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون»
(کسانی که در راه خدا جهاد می‌کنند و کشته می‌شوند، مرده نیستند؛ بلکه زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.)

با سلام و درود بر شهدای غرق در خون کربلای ایران و با درود بر تمامی شهیدان از صدر اسلام تا کنون.

مرگ حقیقتی طبیعی است. هرگاه اجل فرا رسد، هر کجا که باشی و هر که باشی، سرانجام خواهی مرد. اما چه زیباست مرگی که در راه خدا باشد و برای رضای او. چه مبارک است آن لحظه که انسان در زیر رگبار گلوله‌ها و ترکش خمپاره‌ها، جان را به معبود خویش تسلیم کند.

سعادتی والا می‌خواهد که انسان بتواند در آن دشواری‌ها، همچون امام حسین(ع) با لب‌های تشنه در خون خود بغلطد و با ذکر "یا الله" جان بسپارد.

شهید، گواه تمام زمان‌هاست. این همان حقیقتی است که قرآن از آن سخن می‌گوید: آنان که در راه خدا کشته می‌شوند، مرده نیستند؛ بلکه زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی می‌خورند، هرچند به چشم ما انسان‌ها دیده نشوند.

هدف من از رفتن به جبهه، تنها و تنها رضای خدا بوده است. برای خدا آمده‌ام. آری، کسی که با امام حسین(ع) همنشین و با رسول خدا(ص) مرتبط است، برای خدا راهی می‌شود. شهید نزد خداوند بسیار عزیز است و به همین سبب، یکی از درهای بهشت به نام شهدا مزین گشته است.

من راه خود را برگزیدم و بسیار خوشحالم که به آرزوی دیرینه‌ام - که همان شهادت است - نائل آمده‌ام. نمی‌دانم در چندمین روز پس از شهادتم این وصیت‌نامه را می‌خوانید، اما امیدوارم برادران مدرسه‌ام - مدرسه ابن‌سینا و شهید مدنی - در سوگ من حاضر شوند.

اگر چنین کردند، از آنان عاجزانه می‌خواهم که از خداوند متعال برای این برادر کوچکشان طلب آمرزش کنند. از ایشان به عنوان یک برادر کوچکتر می‌خواهم که برای من نماز بگزارند، یک رکعت، دو رکعت. و از همه آنان می‌خواهم که مرا حلال کنند.

ای عزیزانی که در مراسم عزای من شرکت کرده‌اید، به ویژه خانواده‌ام، از شما می‌خواهم که مرا حلال کنید. از برادران و خواهرانم می‌خواهم که نماز را پاس دارند، چرا که نماز ستون دین است. در نمازهایتان، امام عزیزمان را دعا کنید و رزمندگان اسلام را نیز از دعای خیر فراموش ننمایید.

پیکرم را در کنار مزار شهدا به خاک بسپارید؛ در گلزار شهدای بی‌بی‌سکینه.

به امید پیروزی رزمندگان اسلام.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه