آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۲۶۰۱
۱۰:۱۷

۱۴۰۴/۱۲/۰۳
زندگی نامه شهید «محمود بابایی ممشی»

با قرآن و رحمت الهی نیز، مانوس بود

شهید «محمود بابایی ممشی» در بیان تقیدات دینی، همین بس که در ادای فرائض واجب و مستحب، اهتمامی خاص داشت. با قرآن، این منبع نور و رحمت الهی نیز، مانوس بود و در عمل به فرامین آن، کوشا.


به گزارش نوید شاهد مازندران، شهید «محمود بابایی ممشی» در سال ۱۳۴۳، در شهرستان سوادکوه به دنیا آمد پدرش قاسم و مادرش ننه آقا نام داشت.

با قرآن و رحمت الهی نیز، مانوس بود

چهار سال ابتدائی تحصیلی محمود در دبستان زادگاهش، و پایه آخر این مقطع، در روستای «کارفرد» گذشت. سپس بعد از اتمام دوره راهنمایی در زیرآب، تحصیلاتش را تا پایه دوم مقطع متوسطه در رشته ادبیات در دبیرستان «شهید دیالمه» فعلی همین شهر ادامه داد.

خواهرش «راضیه» از آن ایّام چنین می‌گوید: آن زمان، مادرم نان تنوری می‌پخت و به او می‌داد که به مدرسه ببرد؛ ولی او نان را نمی‌خورد و به دوستانش می‌داد.

در بیان تقیدات دینی این فرزند نیک‌سیرت، همین بس که در ادای فرائض واجب و مستحب، اهتمامی خاص داشت. با قرآن، این منبع نور و رحمت نیز، مانوس بود و در عمل به فرامین آن، کوشا.

حضور در راهپیمائی و نشر اعلامیه‌های امام خمینی (ره)، از جمله فعالیت‌های انقلابی محمود در ایام پرشکوه انقلاب به شمار می‌رود.

با ظهور انقلاب و تشکیل بسیج، به عضویت این نهاد در آمد و در پایگاه مقاومت محل به انجام فعالیت مشغول شد.

هم‌زمان با پوشیدن رخت پاسداری در سال ۱۳۶۱، در واحد مخابرات سپاه سوادکوه به ادای تکلیف پرداخت.

مدتی بعد، در کِسوت بی سیم چی راهی جبهه مریوان شد.

ترغیب مردم به انجام فعالیت‌های پشتیبانی، تهیه و ارسال کمک‌های نقدی و غیر نقدی جهت یاری رزمندگان، از جمله اقدامات محمود در جبهه فرهنگی محسوب می‌شود.

«محمدعلی» در گذر از آن روزها، بُعد دیگری از شخصیت برادرش را این‌گونه به تصویر می‌کشد: «در یکی از نامه‌هایش از من خواست که عکس دخترم را برایش بفرستم. او بعد از دیدن، نامه‌ای برای دخترم نوشت که چرا عکس بدون روسری برایم فرستادی؟ من آن را پاره کردم. هر وقت که به مدرسه رفتی و مقنعه سر کردی، عکست را برا‌ی من ارسال کن.»

و، اما روایتی دیگر از خواهرش راضیه؛ «یک‌بار که در زمان مرخصی تصادف کرده بود، پانزده روز می‌بایست در منزل می‌ماند؛ اما هفت روز نشده، گفت: می‌خواهم به منطقه برگردم. گفتیم: سرت هنوز باندپیچی است! کجا می‌خواهی بروی؟ اما او پاسخ داد: من حتما باید بروم! عملیات شروع شد.»

و سرانجام، محمود در سوم اسفند ماه ۱۳۶۲، طی عملیات والفجر ۶ با حضور در گردان قمر بنی­هاشم، به درجه رفیع شهادت نائل آمد. پیکر پاکش نیز با گذشت ده بهار از تقویم روزگار، با وداع همسرش «ملیحه بابایی»، در امام­زاده عبدالحق زیرآب به خاک سپرده شد.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه